خلاصه داستان: در سال 2004، یک عکاس جنگزده به نام پل، پس از مرگ پدرش به زادگاهش در نیوزیلند بازمیگردد. در آنجا، او با خواهرش که رابطهای سرد با او دارد و زنی جوان به نام سیلیا مواجه میشود. پل به سرعت جذب سیلیا میشود، اما این رابطه، او را به کشف رازهای تاریک و سرکوبشدهای از گذشتهاش سوق میدهد که ممکن است همه چیز را درباره خانوادهاش تغییر دهد.
خلاصه داستان: In Hell یک فیلم اکشن و جنایی محصول سال 2003 است که در آن یک مهندس آمریکایی به نام «مایکل» پس از قتل همسرش به اشتباه به حبس ابد در یک زندان سختگیر روسی محکوم میشود. او در این زندان باید با خشونت بیامان، فساد و رفتارهای غیرانسانی دست و پنجه نرم کنند و در عین حال به دنبال انتقام از قاتل همسرش باشد. در طول مسیر، او با زندانی دیگری به نام «گری» دوست میشود که به او کمک میکند تا در این محیط مرگبار زنده بماند و در نهایت به هدف خود دست یابد.
خلاصه داستان: یک تیم متخصص در زمینه استخراج معادن در یک پایگاه دورافتاده قطبی مشغول به کار هستند که ناگهان با یک بحران مرگبار مواجه میشوند. در حالی که شرایط جوی به سرعت در حال بدتر شدن است، آنها باید برای زنده ماندن در برابر یک تهدید بیرحم و ناشناخته که در میان یخها کمین کرده، مبارزه کنند.
خلاصه داستان: فیلم «هویت» (Identity) داستان گروهی از مسافران را روایت میکند که بهدلیل طوفان شدید در یک هتل متروک در بیابانهای نوادا پناه میگیرند. با گذشت زمان، آنها یکیک بهشکلی وحشتناک به قتل میرسند و هر کدام سرنخهایی از گذشتهی خود را آشکار میکنند که همگی به یک زن و پسر جوان گره خوردهاست. در این میان، یک کارآگاه خصوصی به نام ادیکاکن سعی دارد با کنار هم چیدن پازل قتلها، هویت قاتل را قبل از آنکه آخرین بازماندهها کشته شوند، کشف کند. این فیلم هیجانانگیز روانشناختی به کارگردانی جیمز منگولد در سال ۲۰۰۳ ساخته شده است.
خلاصه داستان: داستان فیلم «من هنوز میدانم که پارسال چه کردی» (I Still Know What You Did Last Summer) در سال ۱۹۹۸ اتفاق میافتد. جولی هیبر، که هنوز از حمله قاتل معروف به نام بن ویلیس در سال قبل رنج میبرد، به همراه دوستش ویل و گروهی از دوستان جدید به یک جزیره دورافتاده در باهاما سفر میکند تا تعطیلات را به فراموشی بسپارد. اما وقتی یک مسابقه رادیویی برنده میشود، مشخص میشود که این سفر تصادفی نبوده و قاتل با نقشهای از پیش طراحی شده، آنها را به جزیره کشانده تا انتقام خود را از جولی بگیرد. به زودی، دوستان جولی یکی پس از دیگری به قتل میرسند و او باید دوباره برای زنده ماندن بجنگد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۸، فیلم «I Stand Alone» داستان یک قاتل زنجیرهای به نام «کریستوفر دیمایو» را روایت میکند که پس از فرار از زندان، به دنبال انتقام از کسانی است که به او خیانت کردهاند. او در این مسیر خشن و پر از خشونت، با گذشتهی تاریک خود روبرو میشود و تلاش میکند تا با انجام جنایات هولناک، عدالت خود را اجرا کند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در فیلم ترسناک روانشناختی «من تو را میبینم» (I See You) که در سال 2019 منتشر شد، خانوادهای که در یک خانه جنگلی زندگی میکنند با پدیدههای عجیب و غریبی مواجه میشوند که به تدریج به یک کابوس واقعی تبدیل میشود. با پیشرفت داستان، مخاطب درمیابد که اتفاقات ماورایی که در خانه رخ میدهد، ریشه در یک تراژدی قدیمی دارد که اهالی خانه در آن نقش داشتهاند. من تو را میبینم (I See You) یک فیلم ترسناک با ساختار روایی غیرخطی و پر از تعلیق است که در ابتدا به نظر میرسد یک داستان فراطبیعی ساده است، اما در ادامه با یک تغییر دیدگاه شگفتانگیز, مخاطب را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «هانتر کیلر» در سال 2018، داستان یک زیردریایی آمریکایی به نام USS Arkansas را روایت میکند که به دستور کاپیتان جو گلاس (با بازی جرارد باتلر) به سمت آبهای روسیه حرکت میکند تا فعالیتهای مشکوک در آنجا را بررسی کند. آنها در میانه یک کودتای نظامی در روسیه قرار میگیرند و خیلی زود متوجه میشوند که رئیسجمهور روسیه ربوده شده است. در همین حال، یک تیم ویژه نیروی دریایی آمریکا به فرماندهی کاپیتان مایک کول (با بازی توبی استفنز) برای نجات رئیسجمهور روسیه اعزام میشوند. در نهایت، گلاس و کول باید با کنار گذاشتن اختلافات و با کمک یکدیگر، از وقوع یک جنگ جهانی جلوگیری کنند.
خلاصه داستان: در سال 2006، دانشمندی به نام "مایکل گریفین" با قدرت نامرئی شدن، به یک قاتل سریالی تبدیل میشود. او که توسط یک تیم نظامی تعقیب میشود، به دنبال قربانیان جدیدی است تا عطش خود را برای قدرت و خشونت سیراب کند. در این میان، تنها کسی که میتواند جلوی او را بگیرد، مأموری به نام "نواک" است که باید قبل از اینکه گریفین کاملاً خارج از کنترل شود، او را متوقف کند.
خلاصه داستان: بیرون یک داستان ترسناک و دلهرهآور را روایت میکند که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد. در این فیلم، یک مادر به همراه دو دخترش در یک خانه ییلاقی دورافتاده در تعطیلات به سر میبرند، اما متوجه میشوند که یک قاتل سادیستی و بیرحم در آن حوالی پرسه میزند و آنها را زیر نظر دارد. با فرا رسیدن شب، این موجود شرور با ایجاد ترس و وحشت در میان اعضای خانواده، بازی روانی مرگباری را آغاز میکند و مادر باید برای نجات جان فرزندانش از این مخمصه وحشتناک، تا آخرین نفس بجنگد.