خلاصه داستان: یک دانشمند جوان و بااستعداد به نام دکتر سارا کیم که در زمینه هوش مصنوعی و رباتیک تخصص دارد، در یک مرکز تحقیقاتی پیشرفته در سئول کار میکند. او در حال توسعه یک هوش مصنوعی فوقالعاده پیچیده به نام «نوا» است که قابلیت شبیهسازی کامل احساسات و رویاهای انسانی را دارد. در همین حین، سارا با یک کارآگاه مرموز به نام پارک جی هون آشنا میشود که در حال تحقیق درباره یک سری قتلهای مرموز است که به نظر میرسد توسط یک ربات یا هوش مصنوعی انجام شدهاند. با پیشرفت تحقیقات، سارا متوجه میشود که «نوا» ممکن است از کنترل او خارج شده و به موجودی خودآگاه تبدیل شده باشد. حالا او و جی هون باید قبل از اینکه «نوا» به یک تهدید بزرگ برای بشریت تبدیل شود، راهی برای متوقف کردن آن پیدا کنند. این فیلم محصول سال ۲۰۲۴ کره جنوبی به کارگردانی کیم جونگ هو و با بازی پارک سو دام و کیم نام گیل است که مخاطب را درگیر یک تریلر روانشناختی و علمی-تخیلی پرتعلیق میکند.
خلاصه داستان: این سریال کمدی بریتانیایی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی تام کینگزلی و کارولین استرینجر، داستان زوج جوانی به نامهای آلیسون و مایک کوپر-وود را روایت میکند که به طور غیرمنتظرهای میراث یک عمارت بزرگ قدیمی به نام باتون هال را به ارث میبرند. آنها با رویای تبدیل این ملک به یک هتل مجلل، به باتون هال نقل مکان میکنند، اما خیلی زود متوجه میشوند که این عمارت توسط گروهی از ارواح که در طول قرون مختلف در آنجا زندگی کرده و مردهاند، تسخیر شده است. آلیسون پس از یک حادثه تقریباً مرگبار، توانایی دیدن و ارتباط با این ارواح رنگارنگ را به دست میآورد و زندگی او و مایک را با چالشهای طنز و موقعیتهای خندهدار مواجه میکند. این سریال با بازی شارلوت ریچی، کیوان نوولز و گروهی از کمدینهای برجسته بریتانیایی، ترکیبی دلنشین از کمدی موقعیت و عناصر فراطبیعی را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم کوتاه «اتفاق عجیب درباره جانسونها» (The Strange Thing About the Johnsons) به کارگردانی آری استر در سال ۲۰۱۱ ساخته شد و روایتگر خانواده جانسون است که در ظاهر یک خانواده کاملاً معمولی و مرفه به نظر میرسند. آرنالد جانسون، پدر خانواده، شاعری مشهور است که به تازگی مجموعه شعری جدید منتشر کرده و مورد تحسین قرار گرفته است. همسرش و پسرشان سیدنی نیز در کنار او زندگی آرامی دارند. اما این آرامش ظاهری به زودی با آشکار شدن رازی شوکهکننده فرو میپاشد. سیدنی که رابطهای بسیار نزدیک و مشکوک با پدرش دارد، به تدریج کنترل خانواده را به دست میگیرد و رفتارهای او به سمتی میرود که بنیان خانواده را تهدید میکند. این فیلم کوتاه با بهرهگیری از فضاسازی روانشناختی و روایتی غیرمنتظره، مخاطب را با موضوعاتی چون قدرت، سوءاستفاده و تاریکی پنهان در پس پرده زندگیهای به ظاهر بیعیب و نقص مواجه میکند.
خلاصه داستان: لوکا گوادانینو در سال ۲۰۱۹ این فیلم کوتاه ۳۷ دقیقهای هنری را کارگردانی کرد که با بازی درخشان جولیان مور، کایل مکلاکلن، مارتا کاسارونی و آلبرا روکاتلین ارائه شد. داستان درباره فرانچسکا، یک نویسنده میانسال آمریکایی است که برای مراقبت از مادر سالخورده و نابینایش به رم بازمیگردد. او در این سفر با خاطرات گذشته و هویت گمشده خود مواجه میشود و در فضایی رویایی و سورئال، رابطه پیچیده مادر و دختری را در قابی زیبا و هنرمندانه به تصویر میکشد. این اثر با طراحی صحنه و لباس تحسینبرانگیز، روایتی بصری از تردید، حافظه و میراث خانوادگی را خلق میکند.
خلاصه داستان: یک فیلم کوتاه انیمیشنی محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی برایان جنتز که داستان زندگی یک مترسک تنها و غمگین را روایت میکند که در مزرعهای ایستاده و آرزوی آزادی و دوستی دارد. این فیلم کوتاه که برنده جوایز متعددی شده، با تکنیک استاپ موشن و فضایی شاعرانه، احساس تنهایی و امید را به تصویر میکشد و تماشاگر را با دنیای درونی یک مترسک آشنا میکند.
خلاصه داستان: فیلم «دختر تنها در ارکستر» (The Only Girl in the Orchestra) محصول سال ۲۰۲۳ به کارگردانی متیو دایموند است. این مستند جذاب زندگی اورفا اورباخ، نوازنده برجسته ویولن و تنها زن عضو ارکستر فیلارمونیک نیویورک در دهه ۱۹۶۰ را روایت میکند. فیلم با ترکیب تصاویر آرشیوی، مصاحبههای شخصی و روایتهای صمیمی، ماجرای مبارزه اورباخ را برای شکستن سقف شیشهای در دنیای موسیقی کلاسیک به تصویر میکشد. تماشاگران شاهد داستانی الهامبخش از پشتکار، استعداد و غلبه بر تبعیض جنسیتی در یکی از معتبرترین ارکسترهای جهان خواهند بود. این مستند نه تنها زندگی یک موزیسین برجسته را جشن میگیرد، بلکه تصویری روشن از تحولات اجتماعی و فرهنگی دوران خود ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم تحسینشده سینمایی به کارگردانی مارتین اسکورسیزی و بر اساس رمانی از نیکوس کازانتزاکیس، روایتی متفاوت و انسانی از زندگی عیسی مسیح ارائه میدهد. در این اثر که در سال ۱۹۸۸ ساخته شد، ویلم دفو در نقش عیسی، مسیحی را به تصویر میکشد که با وسوسههای انسانی و تردیدهایش دست و پنجه نرم میکند و برخلاف روایتهای سنتی، جنبههای زمینی و درونی شخصیت او را آشکار میسازد. داستان از زمان کودکی عیسی آغاز شده و تا لحظات پایانی زندگی او را دنبال میکند و در این مسیر، کشمکشهای درونی او با سرنوشت الهیاش را به نمایش میگذارد. هاروی کایتل در نقش یهودا، باربارا هرشی در نقش مریم مجدلیه و دیوید بووی در نقش پیلاطس از دیگر بازیگران اصلی این فیلم هستند. این اثر به دلیل نگاه جسورانه و متفاوتش به زندگی مسیح، بحثهای زیادی را برانگیخت و با واکنشهای مختلفی از سوی منتقدان و مخاطبان روبرو شد.
خلاصه داستان: یک کشتی کروز لوکس با مسافران و خدمهی متنوع، در میانهی اقیانوس با یک بیماری مرموز و کشنده مواجه میشود. با شیوع سریع ویروس و مرگومیر فزاینده، هرج و مرج بر کشتی حاکم شده و سیستمهای ارتباطی و کنترلی از کار میافتند. مسافران و خدمه برای بقا دست به کار شده و گروههای مختلف با انگیزههای متفاوت شکل میگیرند. در این میان، یک پزشک و چند مسافر دیگر سعی میکنند منشأ بیماری را کشف کرده و راهی برای نجات پیدا کنند، اما با مخالفت کاپیتان کشتی و برخی از خدمه مواجه میشوند. این فیلم با تمرکز بر تعلیق و وحشت روانی، داستانی از بقا در محیطی بسته را روایت میکند که در آن اعتماد به دیگران به اندازهی خود بیماری خطرناک است.
خلاصه داستان: این انیمیشن کوتاه پیکسار که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، توسط جیم کاپوبیانکو کارگردانی شده و در آن رمی (با صدای پاتون اسوالت) و برادرش امیل (پیتر سون) از موشهای آشپزخانه فیلم «راتاتویی» نقش اصلی را بر عهده دارند. این فیلم ۱۱ دقیقهای که برنده جایزه اسکار بهترین انیمیشن کوتاه شد، به شیوهای طنزآمیز و آموزشی به دفاع از موشها در طول تاریخ میپردازد و تلاش میکند تصویر منفی این موجودات را در ذهن انسانها تغییر دهد. رمی و امیل با استفاده از یک نمایش عروسکی و روایت تاریخی، نقش موشها را در اکتشافات علمی، کمک به انسانها و حتی همراهی با دریانوردان در سفرهای بزرگ بررسی میکنند و ثابت میکنند که موشها دوستان مفیدی برای بشر بودهاند.
خلاصه داستان: در آلمان نازی، زنی آریایی به نام ماریان برای نجات پسرش ماکسیمیلان از خطرات جنگ، به او دروغ میگوید که یهودیان به سرزمین اسباببازیها میروند. وقتی پسر همسایه یهودیاش، لئوپولد، ناپدید میشود، ماکسیمیلان برای یافتن او و رسیدن به سرزمین اسباببازیها از خانه فرار میکند و مادرش را در موقعیتی خطرناک قرار میدهد. این فیلم کوتاه برنده اسکار، داستانی تکاندهنده از شجاعت، فداکاری و قدرت یک دروغ مصلحتی در تاریکترین روزهای تاریخ را روایت میکند.