خلاصه داستان: پدر و دختر داستان پدری به نام مایکل را روایت میکند که پس از ارتکاب جرمی در گذشته، مجبور به ترک خانوادهاش شده و دخترش سارا او را مقصر میداند. سالها بعد، مایکل که به دنبال رستگاری است، به شهر بازمیگردد تا رابطهاش را با دخترش که اکنون یک زن جوان مستقل است، ترمیم کند. اما بازگشت او خاطرات تلخی را زنده میکند و سارا را در معرض انتخابی دشوار بین بخشش پدر و محافظت از زندگی جدیدش قرار میدهد، در حالی که خطرات گذشته هنوز آنها را تعقیب میکند.
خلاصه داستان: فیلیپو، پسر جوانی که در یک کارخانه کوچک در حومه رم کار میکند، با دختری به نام آدریانا آشنا میشود و عاشق او میگردد. اما این عشق با مشکل روبرو میشود چون پدر آدریانا، مردی سختگیر و مذهبی، با این رابطه مخالف است. فیلیپو برای جلب رضایت خانواده و اثبات شایستگیاش، دست به اقدامی بزرگ میزند: ساخت یک کلیسای کوچک در روستا. او با کمک دوستانش و با وجود مخالفتها، تلاش میکند تا با ساخت این کلیسا، عشقش را به آدریانا و ایمانش را به خداوند ثابت کند.
خلاصه داستان: فیلم «کوکون» (Cocoon) داستان گروهی از سالمندان ساکن در یک خانه سالمندان است که بهطور اتفاقی با یک سفینه فضایی متروک مواجه میشوند. آنها با آب استخری که توسط بیگانگان پر شده، تماس پیدا میکنند و این آب جادویی باعث جوانسازی و بازگشت انرژی از دسترفتهشان میشود. اما وقتی یکی از بیگانگان به نام آرتور به زمین میآید تا دوستانش را پیدا کند، ماجرا پیچیدهتر میشود. آنها باید بین ماندن در زمین با جوانی و انرژی تازه یا رفتن به سیارهای دیگر که جاودانگی وعده داده، یکی را انتخاب کنند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک جراح ماهر به نام دکتر کامران که در آستانه ازدواج است، پس از یک تصادف رانندگی شدید، خود را در بدن زنی جوان به نام سارا میبیند. او برای بازگشت به زندگی قبلی خود و نامزدش تلاش میکند، اما در این مسیر با چالشهای پیچیدهای روبرو میشود که هویت واقعی او را زیر سؤال میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «شغالها و کرمهای شبتاب» (Jackals & Fireflies) در سال 2024 میلادی به کارگردانی سیمون مسیمی ساخته شده است. این اثر داستان زنی جوان به نام «لیلی» را روایت میکند که در یک شهر بزرگ و پرآشوب، در حاشیهی جامعه زندگی میکند. او که از گذشتهی تاریک و روابط خشونتبار خود فراری است، تلاش میکند تا با کار در یک کافه کوچک، زندگی جدیدی برای خود بسازد. اما وقتی با مردی جذاب و مرموز به نام «جک» آشنا میشود، دنیای او دوباره به هم میریزد. جک او را به سمت دنیای زیرزمینی و خطرناکی میکشاند که در آن مرز بین عشق و وابستگی، و نجات و نابودی، به شدت باریک است. لیلی باید بین امنیتی که به دست آورده و جذابیت مرگباری که جک نمایندگی میکند، یک انتخاب سرنوشتساز انجام دهد.
خلاصه داستان: یک حادثه کنار بانک، داستان مردی به نام جک را روایت میکند که در سال 2022 درگیر یک ماجرای پیچیده و خطرناک میشود. جک که بهطور اتفاقی شاهد یک سرقت مسلحانه در نزدیکی بانک بوده، ناگهان خود را در مرکز توطئهای بزرگ میبیند که نه تنها امنیت او، بلکه جان عزیزانش را نیز به خطر انداخته است. او باید با هوش و زیرکی خود، میان پلیس، سارقین و نیروهای پشت پرده حرکت کند تا بتواند از این مخمصه جان سالم به در ببرد و حقیقت را فاش کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم «نمیخواهم تنها بمانم» (I Don't Want to Go Back Alone) در سال ۲۰۱۰ میلادی روایت میشود و درباره پسری نوجوان به نام لئو است که در برزیل زندگی میکند. لئو که از تنهايی و فضای سرد خانهاش فراری است، بیشتر وقتش را با دوستانش میگذراند و در حاشیه رابطه پرتنش والدینش قرار دارد. وقتی پدر و مادرش برای تعطیلات از شهر خارج میشوند، لئو فرصت را غنیمت میشمارد تا دوستانش را به خانه دعوت کند، اما با ورود ناگهانی یک دوست جدید به نام فابیو، اوضاع پیچیده میشود و لئو مجبور میشود با احساسات تازه و پیچیدهای که نسبت به فابیو پیدا میکند، دست و پنجه نرم کند.
خلاصه داستان: یک خارپشت در شبی مهآلود به دنبال سیبهایی که از درخت افتادهاند، راهی جنگل میشود. در مسیرش، با پدیدههای عجیب و غریبی مثل یک اسب سفید بزرگ، یک ماهی در هوا و یک جغد مرموز روبرو میشود. این سفر کوتاه اما عمیق، او را به تفکر دربارهٔ دوستی، ترس و زیباییهای پنهان دنیای اطراف وا میدارد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «آواز» (The Chorus) در سال 2004، داستان پیرمردی به نام پیر و همخانهاش را روایت میکند که با انتقال به یک خانه سالمندان، درمییابند که مدیر آنجا قصد دارد گروه کری را که اعضای آن پیرمردان و پیرزنان هستند، منحل کند. آنها با کمک یکدیگر تصمیم میگیرند با تشکیل یک گروه کر جدید، از این اتفاق جلوگیری کنند و با اجرای موسیقی، بار دیگر شادی را به زندگی خود و دیگران بازگردانند.