خلاصه داستان: یک انیمیشن کوتاه پیکسار به کارگردانی تئودور تیف که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد. این انیمیشن کوتاه که در دنیای فیلم «شگفتانگیزان ۲» ساخته شده، داستان ادنا مد (خاله ادنا) را روایت میکند که به عنوان یک طراح لباس فوقالعاده مشهور است. وقتی جک-جک، نوزاد خانواده پِر، به طور غیرمنتظرهای در آستانه در خانه او ظاهر میشود، ادنا مجبور میشود از او مراقبت کند. در حالی که جک-جک شروع به نمایش قدرتهای فوقالعاده خود میکند و هرج و مرج به پا میکند، ادنا باید با استفاده از مهارتهای طراحی خود و درکش از استعدادهای خاص، یک لباس ضد قدرت برای کنترل این نوزاد پرجنبوجوش بسازد. این ماجراجویی کوتاه و خندهدار، شخصیت محبوب ادنا را بیشتر به نمایش میگذارد و رابطه منحصر به فرد او با کودکان دارای قدرت را نشان میدهد.
خلاصه داستان: «در امتداد ساحل» (۱۹۲۲) یک فیلم صامت درام به کارگردانی کارمینه گالونه است که در دوران طلایی سینمای ایتالیا ساخته شد. این فیلم داستان زندگی ماهیگیران و جامعه ساحلی را به تصویر میکشد و بر روابط انسانی، عشق و مبارزات روزمره در محیطی سرشار از زیبایی طبیعی تمرکز دارد. کارگردان با بهرهگیری از مناظر بکر ساحلی و بازیهای احساسی بازیگران، اثری خلق کرده که بازتابدهنده سبک سینمایی اوایل قرن بیستم است. این اثر به عنوان یکی از نمونههای برجسته سینمای صامت ایتالیا شناخته میشود و میراث کارمینه گالونه را در صنعت سینما تثبیت کرده است.
خلاصه داستان: یک مستند تحسینشده به کارگردانی لینزی هَندلر که در سال ۲۰۲۴ ساخته شده است و به بررسی مفهوم زیبایی مردانه در فرهنگ معاصر میپردازد. این فیلم با مصاحبههای عمیق با بازیگران، مدلها، ورزشکاران و افراد مشهور، استانداردهای زیبایی مردانه را در صنعت سرگرمی، مد و رسانههای اجتماعی واکاوی میکند. مستند به تأثیرات روانی فشارهای اجتماعی برای مطابقت با این استانداردها بر مردان میپردازد و دیدگاههای مختلفی را درباره تعریف زیبایی، هویت جنسیتی و پذیرش خود ارائه میدهد. فیلم با رویکردی دقیق و همدلانه، پیچیدگیهای مربوط به تصویر بدن مردان در دنیای امروز را بررسی کرده و گفتگویی ضروری درباره تنوع زیبایی و اهمیت درونیات را آغاز میکند.
خلاصه داستان: این انیمیشن کوتاه دلنشین در سال ۲۰۱۷ به کارگردان دیمین اوکانل و با صدای بازیگرانی چون روث نگا، کایلی ماسون و برندان گلیسون ساخته شده است. داستان در ایرلند قرن بیستم میگذرد و درباره دختر کوچکی به نام آنجلا است که دلش برای کودکی عیسی مسیح در شب کریسمس میسوزد. آنجلا که معتقد است عیسی در طویلهای سرد و تنها متولد شده، تصمیم میگیرد کاری برای او انجام دهد. او نقشه میکشد تا مجسمه کودک عیسی را از کلیسای محلی برباید و به خانه بیاورد تا در گرمای خانهشان از او مراقبت کند. این اقدام ساده و بیآلایش آنجلا، خانوادهاش را درگیر ماجرایی شیرین و معنوی میکند که درسهایی عمیق درباره عشق، خانواده و معنای واقعی کریسمس به آنها میآموزد. انیمیشن با ظرافت و لطافت خاصی، سادگی و پاکی دنیای کودکان را به تصویر میکشد و مخاطب را به سفری روحانی و احساسی میبرد.
خلاصه داستان: آنتوان دوانل، شخصیتی که پیشتر در «چهارصد ضربه» شاهد نوجوانی او بودیم، اکنون در دهه دوم زندگی خود به سر میبرد و در پاریس به تنهایی زندگی میکند. او که به موسیقی کلاسیک علاقهمند است، در یک شرکت ضبط صفحه کار میکند و به تازگی به کنسرتی میرود که در آنجا با کولت، دختری جوان و جذاب آشنا میشود. آنتوان که شیفته او شده، تمام تلاش خود را برای جلب توجه کولت به کار میگیرد و حتی برای نزدیک شدن به او، آپارتمانی در همان ساختمان محل سکونت کولت و والدینش اجاره میکند. با این حال، کولت اگرچه از دوستی با آنتوان لذت میبرد، اما عشق او را به صورت کامل پاسخ نمیدهد و در نهایت با مرد دیگری وارد رابطه میشود. این فیلم کوتاه که بخشی از فیلم اپیزودیک «عشق در بیست سالگی» (۱۹۶۲) به کارگردانی فرانسوا تروفو است، به شکلی ظریف و دقیق، تجربه نخستین عشق و تلخیهای آن را در زندگی آنتوان به تصویر میکشد و ادامهدهنده سفر سینمایی این شخصیت به یاد ماندنی است.
خلاصه داستان: «شنای قورباغه» یک فیلم کوتاه درام استرالیایی محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی جوزفین استوارت-تیگ است. این فیلم داستان دختر جوانی به نام آلیس را روایت میکند که در یک استخر عمومی به عنوان نجاتغریق کار میکند. زندگی یکنواخت او با ورود یک پدر تنها و دخترش به استخر دچار تحول میشود و آلیس به تدریج درگیر احساسات پیچیده و کشمکشهای درونی خود میشود. فیلم با نگاهی ظریف و بصیرتآمیز به موضوعات انزوا، ارتباط انسانی و کشف هویت شخصی میپردازد. بازی الیزابت بلکمور در نقش آلیس تحسینبرانگیز است و استوارت-تیگ با استفاده از فضای استخر به عنوان استعارهای قدرتمند، فیلمی تأملبرانگیز و احساسی خلق کرده است.
خلاصه داستان: «دختری در رودخانه: بهای بخشش» (۲۰۱۵) به کارگردانی شرمین عبید چینوی، مستندی قدرتمند است که داستان واقعی سبهات، دختر ۱۹ ساله پاکستانی را روایت میکند که به دست پدر و عمویش هدف گلوله قرار گرفت و به رودخانه انداخته شد، تنها به این دلیل که با مردی که دوست داشت ازدواج کرده بود. این فیلم که برنده جایزه اسکار بهترین مستند کوتاه شد، به بررسی وحشیانهترین جنایتهای ناموسی در پاکستان میپردازد و نشان میدهد که چگونه سبهات به طرز معجزهآسایی زنده ماند و شجاعانه برای عدالت جنگید. این مستند نه تنها به دنبال افشای خشونتهای ناموسی است، بلکه به کاوش در مفهوم پیچیده «بخشش» در جامعهای میپردازد که در آن قوانین قبیلهای اغلب بر قانون رسمی غلبه دارد و خانوادهها تحت فشارهای اجتماعی مجبور به بخشیدن قاتلان میشوند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «پلژر» (۲۰۲۱) فیلمی درام به کارگردانی نینجا تایسون، با بازی زوفیا آندرشون، ایولین کلارک و کریس کایمن، داستان زنی جوان به نام بلا چری است که در اواخر قرن نوزدهم از نروژ به آمریکا مهاجرت میکند و در جستجوی آزادی و هویت خویش، به دنیای فاحشگی سطح بالا در سانفرانسیسکو وارد میشود. او به سرعت در این دنیا پیشرفت کرده و به یک کورتزین معروف تبدیل میشود، اما به تدریج با تاریکیها و خطرات این حرفه روبرو شده و درگیر مبارزه برای بقا و تسلط بر سرنوشت خود میشود. این فیلم سفر تحولآمیز او را از یک دختر ساده روستایی به یک زن قدرتمند و مستقل به تصویر میکشد که در مسیر رسیدن به خواستههایش، هزینههای سنگینی را متحمل میشود.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۴۸، جهان در آستانه فروپاشی زیستمحیطی قرار دارد و منابع طبیعی به شدت کاهش یافتهاند. این فیلم علمی-تخیلی اکشن داستان گروهی از بازماندگان را روایت میکند که در شهری ویرانشده به نام نوادا به دام افتادهاند و باید برای بقا بجنگند. وقتی یک تهدید مرموز و قدرتمند ظاهر میشود، آنها متوجه میشوند که تنها راه نجات، فرار به مکانی امن است که گفته میشود در خارج از محدوده شهر وجود دارد. با بازی بازیگرانی چون دیو باتیستا و بروس ویلیس، این فیلم پر از صحنههای اکشن نفسگیر و تعقیبوگریزهای مهیج است که تماشاگر را تا آخرین لحظه روی لبه صندلی نگه میدارد. کارگردان جو کارنهان با خلق فضایی تاریک و پرتنش، داستانی درباره امید، فداکاری و غریزه بقا در جهانی رو به زوال را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه «یک هفته» محصول سال ۱۹۲۰ به کارگردانی باستر کیتون و ادوارد کلاین، داستان مرد جوانی به نام ویلی (با بازی کیتون) را روایت میکند که به تازگی از همسرش جدا شده و میراثی غیرمنتظره از عمویش به او میرسد: یک قطعه زمین به ارزش ۱۰۰۰ دلار. اما شرط دریافت این ارث این است که ویلی باید تمام پول خود را خرج کند و در عرض تنها یک هفته، خانهای را روی آن زمین بسازد. در این مسیر پرچالش، برادر همسر سابقش که از این موضوع خشمگین است، به همراه یک نجار بدذات، دائماً برای او مشکلتراشی میکنند و مانع کارش میشوند. این فیلم کوتاه صامت، با بهرهگیری از استعداد بینظیر کیتون در اجرای حرکات آکروباتیک و کمدی فیزیکی، داستانی طنزآمیز و سرشار از موقعیتهای خندهدار و موانع غیرمنتظره را به تصویر میکشد که تماشاگر را تا دقیقهی آخر میخکوب میکند.