خلاصه داستان: فیلم «لانه» یک اکشن-ترسناک-علمی-تخیلی بریتانیایی به کارگردانی نیل مارشال و نویسندگی مشترک او و شارلوت کرک است که در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۲ بهصورت محدود اکران شد و در ۲۷ دسامبر ۲۰۲۲ در قالب DVD و Blu-ray منتشر شد. داستان درباره کاپیتان کیت سینکلر (شارلوت کرک)، خلبان نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا، است که در آخرین مأموریت خود بر فراز افغانستان توسط شورشیان سرنگون میشود. پس از مرگ همکارش، جانسون (الکس مورگان)، کیت به یک پناهگاه زیرزمینی متروکه شوروی پناه میبرد که پر از آزمایشهای ژنتیکی وحشتناک از دوران جنگ سرد است. این موجودات، معروف به «راواجر»، هیبریدهای نیمهانسان و نیمهبیگانهای هستند که سریع، قدرتمند و برای گوشت انسان گرسنهاند. کیت پس از فرار از پناهگاه، توسط گروهی از سربازان آمریکایی به رهبری سرگرد روی فینچ (جیمی بامبر) و گروهبان تام هوک (جاناتان هوارد)، همراه با سربازانی مانند کیپ ویلکس (مارک استپان)، اوزوالد جونز (لئون اوکندن) و کابیر (هادی خانجانپور)، نجات مییابد. آنها در پایگاه خود با راواجرها و شورشیان خارجی مبارزه میکنند. داستان با صحنههایی مانند نبرد شبانه، کالبدشکافی موجود، و کمک غیرمنتظره کابیر، به موضوعات بقا، وحشت جنگ و موجودات ماورایی میپردازد. در پایان، بازماندگان با انفجاری عظیم پناهگاه را نابود میکنند، اما پایانی مبهم حاکی از ادامه تهدید است. با این حال، به دلیل دیالوگهای کلیشهای، بازی ضعیف کرک، لهجههای غیرواقعی، و شباهت به فیلمهایی مانند «سربازان سگ» و «غارتگر»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۶/۱۰ در IMDb و ۳۵٪ در Rotten Tomatoes). جلوههای ویژه عملی، کوریوگرافی اکشن، و بازی خانجانپور تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف، طنز خستهکننده، و عدم نوآوری نقد شدند. فیلم ۹۰ دقیقه است، در بوداپست فیلمبرداری شد، و فروش محدودی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «دوگانه» یک کمدی سیاه علمی-تخیلی به کارگردانی و نویسندگی رایلی استارنز است که در ۱۵ آوریل ۲۰۲۲ توسط RLJE Films اکران شد. داستان در آیندهای نزدیک رخ میدهد، جایی که سارا (کارن گیلان)، زنی الکلی و افسرده با رابطهای سرد با دوستپسرش پیتر (بیولا کوال) و مادرش (مایجا پائونیو)، پس از بیدار شدن با تخت پر از خون، متوجه بیماری لاعلاجش میشود. او برای کاهش غم عزیزانش، خود را کلون میکند. کلون او، «سارای دوگانه»، که قرار است جایگزینش شود، بهسرعت با پیتر و مادرش ارتباط بهتری برقرار میکند و شخصیتی مستقل پیدا میکند. پس از ده ماه، سارا بهطور معجزهآسا بهبود مییابد، اما درخواست غیرفعالسازی کلونش رد میشود، زیرا کلون حق حیات پیدا کرده است. این موضوع به دوئلی قانونی و مرگبار منجر میشود که سارا باید طی یک سال برای آن آماده شود. او با مربی رزمی، ترنت (آرون پال)، تمرین میکند. داستان با صحنههایی مانند تمرینات مبارزهای طنزآمیز، رقص هیپهاپ با ترنت، و پایانبندی غیرمنتظره که سارای دوگانه با ادعای اصلی بودن پیروز میشود، به موضوعات هویت، مرگ و فردیت میپردازد. با این حال، به دلیل لحن یکنواخت، بازیهای بیروح (بهجز گیلان)، و فقدان عمق روانشناختی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۸/۱۰ در IMDb و ۷۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی دوگانه گیلان، فضای دیستوپیایی و طنز تلخ تحسین شدند، اما داستان سطحی و پایانبندی سردرگمکننده نقد شدند.[](https://en.wikipedia.org/wiki/Dual_%282022_film%29)[](https://www.rottentomatoes.com/m/dual_2022)
خلاصه داستان: فیلم «پس از یانگ» یک درام علمی-تخیلی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی کوگونادا، بر اساس داستان کوتاه «خداحافظی با یانگ» نوشته الکساندر وینستین، است. داستان در آیندهای نزدیک رخ میدهد و درباره خانوادهای متشکل از جیک (کالین فارل) و کایرا (جودی ترنر-اسمیت) است که یانگ (جاستین اچ. مین)، یک ربات انساننما که بهعنوان برادر بزرگتر برای دخترشان میکا (مالیا اِما جایاواردانا) خریداری شده، را دارند. یانگ که برای آموزش فرهنگ چینی به میکا طراحی شده، ناگهان از کار میافتد و جیک، صاحب یک چایفروشی، تلاش میکند تا او را تعمیر کند. در این مسیر، جیک با کمک تکنسین راس (ریچی کاستر) به حافظه یانگ دسترسی پیدا میکند و خاطراتی از زندگی گذشته او، از جمله رابطهای عاطفی با زنی به نام آدا (هیلی لو ریچاردسون)، را کشف میکند. داستان با صحنههایی مانند رقص خانوادگی در تیتراژ ابتدایی، فلشبکهای شاعرانه از دیدگاه یانگ، و گفتوگوهای احساسی جیک با میکا، به موضوعات هویت، مرگ و معنای انسانیت میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند و داستان مینیمالیستی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۹٪ در Rotten Tomatoes). بازی فارل، فیلمبرداری بنجامین لوب و موسیقی آسوکا تاکاهاشی تحسین شدند، اما روایت غیرخطی و فقدان اوج داستانی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «جنگجویان آینده» یک اکشن علمی-تخیلی هنگکنگی به کارگردانی یوئن فای نگ و با بازی و تهیهکنندگی لوئیس کو است که در ۲۵ اوت ۲۰۲۲ اکران و در ۲ دسامبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان در سال ۲۰۵۵ رخ میدهد، زمانی که زمین به دلیل آلودگی و گرمایش جهانی ویران شده و شهابسنگی حامل گیاهی بیگانه به نام پاندورا به منطقه B16 هنگکنگ برخورد میکند. این گیاه که هوا را تصفیه میکند اما با تماس با آب بهسرعت رشد کرده و موجودات را میکشد، تهدیدی بزرگ است. یک جوخه انتحاری به رهبری تای لوی (لوئیس کو) و با حضور جانسون چنگ (چینگ وان لاو) و اسکانک (فیلیپ کیونگ) مأموریت مییابد تا با استفاده از یک «گلوله ژنی» پاندورا را خنثی کند. اما پس از نابودی بخش اعظم نیروهای کماندر سینگ لی (نیک چونگ)، تای لوی توطئهای بزرگتر را کشف میکند که شامل خیانت و رباتهای نظامی سرکش است. فیلم با جلوههای ویژه چشمگیر، صحنههای اکشن مانند تعقیب و گریز در بزرگراه و مبارزه با موجودات حشرهمانند، و بودجه ۴۵ میلیون دلاری، استاندارد جدیدی برای سینمای هنگکنگ تعیین کرد، اما به دلیل داستان کلیشهای، شخصیتپردازی ضعیف و دیالوگهای ضعیف، نقدهایی دریافت کرد. نسخه اصلی ۱۱۲ دقیقه بود، اما به دلیل سانسور در چین به ۹۹ دقیقه کاهش یافت، که برخی معتقدند به روایت آسیب زد. فیلم در گیشه جهانی ۱۰.۴۹ میلیون دلار فروش داشت، اما در هنگکنگ با فروش ۲.۷۷ میلیون دلار در هفته اول، پرفروشترین فیلم محلی از زمان پاندمی شد.
خلاصه داستان: فیلم «منطقه مرده» یک اکشن-ترسناک علمی-تخیلی آمریکایی به کارگردانی هنک برکستون و محصول Automatic Entertainment است که در ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۲ توسط Tubi منتشر شد. داستان در آیندهای پساآخرالزمانی رخ میدهد، جایی که یک ویروس مرگبار اکثر جمعیت را به زامبیهای گوشتخوار تبدیل کرده است. شهرها تخلیه شده و با بمبهای رادیواکتیو بمباران شدهاند، که این مناطق را به «مناطق مرده» تبدیل کرده است. یک تیم نخبه از سربازان، به رهبری باس (مایکل جای وایت) و با همراهی دانشمندی به نام مری (ویتنی نیلسن)، مأموریت دارند تا به یک منطقه مرده نفوذ کنند و نمونه اولیه یک واکسن را که میتواند بشریت را نجات دهد، از آزمایشگاهی متروکه بازیابی کنند. آنها با زرههای پیشرفته و سلاحهای هایتک مجهز شدهاند، اما با زامبیهای جهشیافته و موجودی قدرتمندتر به نام «مگا-زامبی» مواجه میشوند که تیم را یکییکی از بین میبرد. داستان با صحنههایی مانند مبارزه در خیابانهای تاریک، تصاویر POV از داخل زرهها (مشابه آیرون من)، و تلاش برای رسیدن به هلیکوپتر نجات، به موضوعات بقا و فداکاری میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، جلوههای ویژه محدود (به دلیل بودجه کم)، دوربین لرزان و شخصیتپردازی ضعیف، نقدهای عمدتاً منفی دریافت کرد (امتیاز ۳.۶/۱۰ در IMDb و ۳۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی مایکل جای وایت، طراحی زرهها و لحظات اکشن معدود تحسین شدند، اما فیلمنامه بیمنطق، فقدان نوآوری و کارگردانی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «بریک» یک تریلر علمی-تخیلی آلمانی است که داستان تیم (ماتیاس شوایگهوفر) و اولیویا (روبی او. فی)، زوجی در هامبورگ را روایت میکند که رابطهشان به دلیل از دست دادن بارداری و فشارهای کاری تیم، یک برنامهنویس بازیهای ویدیویی، در آستانه فروپاشی است. اولیویا که آرشیتکت است، تصمیم به ترک تیم میگیرد، اما صبح روز بعد، آپارتمان آنها بهطور مرموزی با دیوارهای سیاه غیرقابلنفوذ محصور شده و تمام درها، پنجرهها و ارتباطات قطع شده است. آنها با همسایگانی مانند ماروین (فردریک لاو) و آنا (سالبر لی ویلیامز)، زوجی معتاد، اوزوالد (اکسل ورنر)، کهنهسرباز، و نوهاش لیا (سیرا-آنا فال) متحد میشوند تا راهی برای فرار پیدا کنند. جستوجوها آنها را به آپارتمان صاحبخانه، آقای فریدمن، میرساند، جایی که دوربینهای مخفی و جسد او را پیدا میکنند. سرنخهایی مانند یادداشتهای یک برنامهنویس دیوانه و کد نوری روی دیوار، راز این محصور شدن را فاش میکند. فیلم با صحنههایی مانند شکستن دیوارها، کشف مانیتورهای جاسوسی، و رویاروییهای خشونتبار، به موضوعات انزوا، اعتماد و نقد فناوری میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، شخصیتپردازی ضعیف، و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۵/۱۰ در IMDb و ۳۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی شوایگهوفر و فی، طراحی صحنه و فضای claustrophobic تحسین شدند، اما فیلمنامه آشوبناک و فقدان عمق احساسی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دشمن» یک تریلر روانشناختی-علمیتخیلی است که در سال ۲۰۶۵ در منطقهای دورافتاده در آمریکا رخ میدهد، جایی که تغییرات اقلیمی زمین را به محیطی خشک و کمآب تبدیل کرده است. هن (سائریس رونان) و جونیور (پل مسکال)، زوجی جوان، در مزرعهای منزوی که نسلها در خانواده جونیور بوده، زندگی میکنند. ازدواج آنها با تنشهایی همراه است، اما زندگی آرامشان با ورود غریبهای به نام ترنس (آرون پیر) که از شرکت هوافضای OuterMore آمده، به هم میریزد. ترنس پیشنهاد عجیبی ارائه میدهد: جونیور برای دو سال به یک ایستگاه فضایی اعزام شود تا در برنامهای برای مهاجرت انسانها به فضا کمک کند، در حالی که یک نسخه مصنوعی زیستی از جونیور با تمام خاطرات او، در کنار هن باقی میماند. ترنس برای نظارت بر جونیور به خانه آنها نقلمکان میکند و مصاحبههایی با هن انجام میدهد که تنشهای عاطفی و حسادت جونیور را برمیانگیزد. داستان با صحنههایی مانند رویاروییهای پرتنش در مزرعه، مناظر خشک و سورئال، و پیچشهای داستانی، به موضوعات عشق، هویت، و تأثیرات هوش مصنوعی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، داستان مبهم، و پایانبندی پیچیده که برخی آن را پیشپاافتاده میدانند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۷/۱۰ در IMDb و ۲۴٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای رونان و مسکال، فیلمبرداری ماتیاس اردلی، و موسیقی متن تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و فقدان منطق در برخی جزئیات مانند انتخاب جونیور برای فضا نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «آرام باش، من از آینده آمدهام» یک کمدی-علمیتخیلی کانادایی است که داستان کسپر، یک مسافر زمان از قرن ۲۲ را دنبال میکند که در تورنتوی امروزی گیر افتاده است. کسپر، با بازی ریس داربی، با ظاهری نامرتب و دانش پیشپاافتاده از آینده، سعی میکند با شرطبندی روی نتایج ورزشی و لاتاری زندگی راحتی بسازد. او با هالی، یک زن سیاهپوست بدبین، دوست میشود و او را در برنامههایش برای کسب پول سریع شریک میکند، غافل از اینکه اقداماتشان آینده را تغییر میدهد. وقتی دوریس، یک مسافر زمان حرفهایتر، برای جلوگیری از یک فاجعه در سال ۲۰۷۰ به دنبال آنها میآید، کسپر و هالی باید تصمیم بگیرند که آیا آیندهای که به خطر انداختهاند ارزش نجات دارد یا خیر. داستان با صحنههایی مانند تلاش کسپر برای متقاعد کردن پرسی، یک هنرمند افسرده، برای خودکشی به روشی خاص برای حفظ آینده، و تعقیبوگریزهای طنزآمیز، به موضوعات سرنوشت، دوستی و اهمیت انتخابهای کوچک میپردازد. با این حال، به دلیل تغییرات شدید لحن بین کمدی و مضامین تاریک مانند خودکشی، و داستان پراکنده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۸۰٪ در Rotten Tomatoes و ۵.۴/۱۰ در IMDb). بازیهای داربی و گراهام، طنز عجیب و پیامهای انسانی تحسین شدند، اما فیلمنامه نامتمرکز و کندی ریتم در نیمه دوم نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «اولین تماس» یک ترسناک-علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی بروس ومپل است. داستان درباره دو خواهر و برادر ناسازگار، کیسی (آنا شیلدز) و دن (جیمز لیدل)، است که پس از ناپدید شدن مرموز پدر دانشمندشان، دکتر ایان برادچ (پل کنداریان)، به مزرعه دورافتاده او میروند تا تحقیقات ناتمامش را بررسی کنند. آنها بهزودی متوجه میشوند که کار پدرشان بسیار خطرناکتر از تصورشان بوده: موجودی شیطانی که میلیونها سال در زمان و مکان مدفون بوده، آزاد شده و شروع به ایجاد ویرانی در میان اهالی محل کرده است. این موجود، که از طریق یک پورتال باز شده توسط دستگاه پدرشان وارد شده، با تسخیر بدن انسانها، از جمله کوین (کریس سیمپرمن)، دوست دن، آنها را به موجوداتی بیگانه تبدیل میکند. کیسی و دن با کمک ویدیوهای پدرشان و گفتوگو با دکتر میسون (مایکل ال. پارکر)، همکار سابق او، سعی میکنند راز این موجود فرابعدی را کشف کرده و از نابودی زمین جلوگیری کنند. فیلم با جلوههای عملی چشمگیر، فضای پرتنش و تمهای خانواده و بقا، یک اثر سرگرمکننده است، هرچند داستان پیچیده و پایان مبهم آن ممکن است برای برخی ناامیدکننده باشد.
خلاصه داستان: فیلم «ام - ماموریت امید» یک درام ماجراجویی-علمیتخیلی است که در جهانی پساآخرالزمانی رخ میدهد، جایی که یک ویروس مرگبار بشریت را به موجوداتی خونخوار تبدیل کرده است. داستان درباره مارکو، پسری هشتساله است که با پدر منزوی و سختگیرش در کلبهای دورافتاده در جنگل زندگی میکند و جز از طریق کتاب مصور محبوبش، چیزی از دنیای پیش از فاجعه نمیداند. زندگی مارکو با ملاقات میکا، پسری همسن با سندرم داون، و مادرش آنا تغییر میکند. دوستی این دو کودک به مارکو شادی و امید میبخشد، اما یک حادثه ناگوار آنها را مجبور میکند تا جنگل امن را ترک کرده و به شهرهای ویرانشده پر از خطر، از جمله زامبیها، سفر کنند. داستان با صحنههایی مانند گشتوگذار در ایستگاه قطار متروکه و رویارویی با موجودات آلوده، به موضوعات دوستی، بقا و امید در برابر ناامیدی میپردازد. با این حال، به دلیل افت ریتم در یکسوم پایانی، داستان کلیشهای و کمبود صحنههای پرتنش، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی کودکان، فضای بصری جنگل و شهرهای متروک، و موسیقی متن آرام تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و پایانبندی مبهم نقد شدند