خلاصه داستان: در نیو اورلئان، وِسلی اسنیپس در نقش اریک بروکس (بلید)، شکارچی خونآشامها، با یک تهدید جدید روبرو میشود: نژادی جهشیافته از خونآشامها به نام «ریپرز» که حتی برای خونآشامهای سنتی نیز خطرناک هستند. کارگردانی شده توسط گیرمو دل تورو در سال ۲۰۰۲، این فیلم اکشن و فراطبیعی بلید را به تصویر میکشد که مجبور به همکاری با دشمنان دیرینه خود، از جمله خونآشامی به نام نایسا (لئونور وارلا)، میشود تا این تهدید جدید را از بین ببرد. این اتحاد ناپایدار او را در موقعیتی خطرناک قرار میدهد و او باید همزمان با ریپرز و خیانت احتمالی متحدان خونآشام خود مبارزه کند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۰، تدی پست کارگردانی این دنباله از سری محبوب سیاره میمونها را بر عهده گرفت که در آن فضانورد جدیدی به نام برنت (با بازی جیمز فرانسیسکاس) برای یافتن همکار گمشدهاش تیلور (با بازی چارلتون هستون) به آینده سفر میکند. او در سیاره اسرارآمیز به دنیایی زیرزمینی از انسانهای جهشیافته برخورد میکند که به موجودی به نام «قانون» پرستش میکنند و قدرت ویرانگر بمب اتمی را در اختیار دارند. درگیری بین میمونها به رهبری ژنرال آردوس (با بازی جیمز گریگوری) و انسانهای زیرزمینی به اوج میرسد و سرنوشت کل سیاره را به مخاطره میاندازد. این فیلم با حضور بازیگرانی چون کیم هانتر و موریس ایوانز، داستانی تاریک و پرتنش را درباره جنگ، اعتقادات کورکورانه و نابودی بالقوه به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک شاهزاده جوان به نام تیچالا پس از مرگ پدرش، پادشاه تیچاکا، به حکمرانی واکاندا میرسد. واکاندا کشوری پیشرفته در آفریقاست که ثروت و فناوری خود را از فلزی به نام ویبرانیوم به دست آورده و برای قرنها از جهان پنهان نگه داشته است. تیچالا که با نام بلک پنتر شناخته میشود، با چالشهای جدیدی روبرو میشود؛ از جمله اریک کیلمونگر، یک سرباز آمریکایی که ارتباط پنهانی با واکاندا دارد و قصد دارد تاج و تخت را به دست آورد. کارگردان رایان کوگلر در سال ۲۰۱۸ این فیلم را با بازی چادویک بوسمن، مایکل بی. جردن، لوپیتا نیونگو و دیگران ساخت. این فیلم که بخشی از دنیای سینمایی مارول است، داستانی جذاب از قدرت، مسئولیت و هویت را روایت میکند.
خلاصه داستان: سریال «بین» محصول سال ۲۰۱۵ کانادا به کارگردانی مایکل مکگونیگل، با بازی جنی مورفی در نقش وایلی دِیل، داستان شهر کوچک پِریجِین را روایت میکند که پس از شیوع یک بیماری مرموز، توسط دولت قرنطینه میشود. این بیماری مرگبار تنها ساکنان بالای ۲۲ سال را هدف قرار میدهد و باعث میشود شهر به مکانی خطرناک و هرج و مرجآمیز تبدیل شود. وایلی که در آستانه ۲۲ سالگی قرار دارد، به همراه دیگر نوجوانان و جوانان باقیمانده، باید برای بقا بجنگند و همزمان با رازهای پشت پرده این فاجعه دست و پنجه نرم کند. این مجموعه در ژانرهای علمی-تخیلی، درام و ترسناک قرار میگیرد و مضامینی چون انزوا، قدرت و مبارزه برای زنده ماندن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «روشنم کن» (Turn Me On) یک فیلم درام کانادایی محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی کیت جانستون است که داستان زندگی یک زوج را روایت میکند که پس از سالها زندگی مشترک، با بحران در روابط عاطفی و جنسی خود مواجه میشوند. فیلم با نگاهی صادقانه و عمیق به مسائل زناشویی، تلاش این دو نفر را برای بازگرداندن شور و اشتیاق به زندگیشان به تصویر میکشد. بازیگران اصلی فیلم شامل کیت جانستون، آماندا کرو و کریستوفر کالینز هستند که با بازی های قدرتمند خود، چالشهای ارتباطی و عاطفی یک رابطه طولانی مدت را به زیبایی به نمایش میگذارند. این فیلم با رویکردی واقعگرایانه، موضوعاتی مانند درمان زناشویی، کشمکشهای درونی و تلاش برای حفظ عشق در زندگی مدرن را بررسی میکند و بیننده را به تفکر درباره پیچیدگیهای روابط انسانی وامیدارد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۸، کارگردان رابرت کرزینکی با فیلم «مردی که هیتلر را کشت و بعد یتی» اثری ژانر-شکن و تأملبرانگیز خلق کرد. این فیلم که ستاره کهنهکاری چون سام الیوت را در نقش اصلی به تصویر میکشد، داستان کالوین بار را روایت میکند؛ مردی سالخورده و تنها که سالها پیش در جریان یک مأموریت مخفی موفق به ترور آدولف هیتلر شده است. او که با بار سنگین این عمل و پیامدهای آن بر زندگیاش دستوپنجه نرم میکند، ناگهان توسط دولت برای یک مأموریت فوقمحرمانه دیگر فراخوانده میشود. این بار، تهدید یک بیماری مرموز و کشنده است که توسط موجودی افسانهای به نام یتی در جنگلهای شمالی شیوع یافته و بقای بشریت را به خطر انداخته است. بار، با وجود کهولت سن، بار دیگر باید به میدان برود و با این هیولای اسرارآمیز روبرو شود. فیلم با بهرهگیری از بازی عمیق و خیرهکننده سام الیوت، به جای تمرکز صرف بر اکشن، به کاوش در مفاهیم عمیق تری چون قهرمانی، ایثار، عواقب جنگ و بار سنگین گذشته میپردازد و اثری منحصر به فرد و به یاد ماندنی را رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلمی علمی-تخیلی و ترسناک به کارگردانی رابرت رودریگز و نویسندگی کوین ویلیامسون که در سال ۱۹۹۸ منتشر شد. داستان در یک دبیرستان در اوهایو میگذرد، جایی که دانشآموزان و معلمان به تدریج توسط موجوداتی بیگانه که از طریق آب آلوده تکثیر میشوند، تسخیر میگردند. گروهی از دانشآموزان متفاوت شامل کیسی (الایجا وود)، زک (جاش هارتنت)، استوکلی (کلیرا فلورانی)، دلایلا (جوردانا بروستر) و مری بت (لورا هریس) متوجه این تغییرات عجیب میشوند. آنها با کمک معلم علوم خود، خانم بروک (سالما هایک)، و پرستار مدرسه، هارپر (رابرت پاتریک)، به دنبال راهی برای مقابله با این تهاجم بیگانه میگردند. در نهایت، آنها متوجه میشوند که تنها راه نجات، استفاده از یک ماده مخدر است که توسط دانشآموزی به نام استوکلی ساخته شده است. این فیلم با بازی بازیگرانی چون فامکه یانسن، بیپیتر، جان استوارت و دنی مسترسون، ترکیبی هیجانانگیز از ژانرهای ترسناک و علمی-تخیلی را ارائه میدهد و نقدی اجتماعی بر جامعه و سیستم آموزشی را نیز در خود جای داده است.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «روز بعد از فردا» محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی رولاند امریش، داستانی فاجعهبار و نفسگیر را روایت میکند. در این فیلم، دنیس کواید در نقش جک هال، دانشمند اقلیمشناس، هشدار میدهد که تغییرات آبوهوایی میتواند به سرعت زمین را به عصر یخبندان جدیدی بکشاند. هنگامی که طوفانهای ویرانگر و یخبندانهای ناگهانی سراسر جهان را فرا میگیرد، جک باید در یک مأموریت خطرناک برای نجات پسرش سم (جیک جیلنهال) که در نیویورک گیر افتاده، اقدام کند. این فیلم با جلوههای ویژه خیرهکننده، صحنههای اکشن پرتنش و داستانی پر از هیجان، تماشاگران را با خود به سفری پرحادثه در مواجهه با خشم طبیعت میبرد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
ریچارد بی. ریدیک، فراری مرموز و ضدقهرمانی که تنها به بقای خود میاندیشد، در این فیلم اکشن و علمی-تخیلی به کارگردانی دیوید تویی سال ۲۰۰۴ با بازی وین دیزل، پس از حوادث فیلم «تاریکی سیاه»، خود را درگیر جنگ بزرگتری میبیند. او به سیاره ای فراخوانده میشود تا با ارتشی بی رحم به نام «نکرو مانجرز» که توسط فرمانده ای شرور به نام لرد مارشال هدایت میشود، مقابله کند. نکرو مانجرز در حال نابودی تمدنهای کهکشان هستند و تنها ریدیک، با توانایی منحصر به فرد دیدن در تاریکی و مهارتهای مرگبارش، میتواند جلوی آنها را بگیرد. در این مسیر، او با شخصیتی به نام آئرون آشنا میشود که معتقد است ریدیک آخرین بازمانده قومی باستانی و کلید نجات جهان است. ریدیک که همیشه تنها به فکر خود بوده، حالا باید تصمیمی سرنوشتساز بگیرد: فرار کند یا به قهرمانی تبدیل شود که کهکشان به او نیاز دارد.
خلاصه داستان: بیلی پیلگریم، یک سرباز آمریکایی در جنگ جهانی دوم، پس از تجربه بمباران درسدن، دچار اختلال زمانی میشود و در زمان به جلو و عقب میجهد. او بین گذشته (تجربیات جنگی و اسارت)، حال (زندگی خانوادگی به عنوان متخصص چشمپزشکی) و آینده (زندگی در سیاره ترالفامادور با موجوداتی که زمان را به صورت غیرخطی درک میکنند) در حرکت است. این فیلم سورئال و ضدجنگ، به کارگردانی جرج روی هیل در سال ۱۹۷۲ و با بازی مایکل ساکس، بر اساس رمان مشهور کرت وانهگت ساخته شده و مفاهیم تقدیر، اختیار و پوچی جنگ را به تصویر میکشد.