خلاصه داستان: در سال 2025، جین آستن، نویسنده معروف رمانهای عاشقانه، با یک روبات هوش مصنوعی به نام "لو" درگیر عشق میشود. این روبات طراحی شده تا به جین کمک کند تا دوباره به نوشتن رمان بازگردد. اما با گذشت زمان، روابط بین آنها به چیزی بیش از یک همکاری تبدیل میشود و جین با این سوال مواجه میشود که آیا عشق میان انسان و ماشین ممکن است یا خیر.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک زوج در شهر وارسو تصمیم میگیرند تا ازدواج خود را به خطر بیندازند و یک بازی مرگبار آغاز کنند. آنها به یک بازی مرموز و خطرناک میپردازند که در آن هر کدام باید دیگری را بکشند تا بتوانند زندگی خود را نجات دهند. در حالی که زندگی آنها به یک بازی مرگبار تبدیل میشود، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا عشق آنها ارزش مرگ کردن را دارد یا خیر.
خلاصه داستان: فرانکی، یک سگ زیبا و جذاب، به دنبال عشق واقعی خود در یک مهمانی است. او با جک، یک سگ خوشقلب و باهوش، آشنا میشود و دو نفر بلافاصله به یکدیگر علاقهمند میشوند. اما آیا این دو سگ دوست داشتنی میتوانند با مشکلات و چالشهای زندگی روزمره مواجه شوند و عشق خود را حفظ کنند؟
خلاصه داستان: در سال 2025، "غذای قلب" داستان یک خانواده کوچک را روایت میکند که با مشکلات مالی و عاطفی مواجه شدهاند. پدر خانواده، یک آشپز سابق، تصمیم میگیرد تا یک رستوران کوچک در روستای دورافتادهای افتتاح کند تا زندگی خود و خانوادهاش را دوباره سازماندهی کند. در این مسیر، او با چالشهای مختلفی روبرو میشود که باعث میشود او و خانوادهاش به ارزشهای واقعی زندگی پی ببرند.
خلاصه داستان: یک گروه از دوستان جوان در یک مسافرت تعطیلاتی به یک منزل دور افتاده دعوت میشوند. آنها به زودی متوجه میشوند که این منزل پنهانی توسط یک قاتل روانی اشغال شده است که قصد دارد آنها را یکی پس از دیگری به قتل برساند.
خلاصه داستان: Dedh Ishqiya یک فیلم کمدی-درام هندی محصول سال 2014 است که به کارگردانی ابهیشیک چوبرا ساخته شده است. این فیلم دنبالهای از Dedh Ishqiya محسوب میشود و داستان دو غارتگر معروف به بھائیجان و ببلی را در قالبی طنز و رمزآلود روایت میکند. آنها به دعوت یک بانوی ثروتمند به شهر لکهنو میروند و درگیر یک بازی پیچیده عشق و توطئه میشوند. با بازیهای متقن سید جافری، ارجون رامپال و مجدہ شیخ، این فیلم به دنیای شعر، عشق و خیانت در جامعه اشرافی هند میپردازد.
خلاصه داستان: در روز کریسمس، یک خانواده در کلبهای دور افتاده جمع میشوند تا تعطیلات را با هم سپری کنند. اما وقتی یک تندر و تگرگ غیرمنتظره شروع به رخ دادن میکند، آنها در برف گیر میافتند و مجبور میشوند با مشکلات طبیعی و احساسی روبرو شوند تا زندگی خود را نجات دهند و روحیه کریسمس را زنده نگه دارند.
خلاصه داستان: در روز کریسمس، یک مرد جوان به نام جک، که به تازگی از زندان آزاد شده، تصمیم میگیرد تا یک سری سرقت بزرگ در یک مرکز خرید انجام دهد. او با کمک دو همکار، طرحی دقیق را برای دزدی امنیت مرکز خرید و فرار با پولها طراحی میکند. اما وقتی پلیس محلی و یک کارآگاه باهوش به دنبال او میشوند، جک مجبور میشود با موانع و چالشهای جدیدی روبرو شود. در این بین، او با یک دختر جوان به نام لیلی آشنا میشود که به او کمک میکند تا درک کند که زندگی واقعی و خانواده مهمتر از پول هستند. در نهایت، جک باید تصمیم بگیرد که آیا قرار است دزدی را ادامه دهد یا زندگی خود را تغییر دهد و به راه درست بازگردد.
خلاصه داستان: در ژانویه ۲۰۲۴، مادر سه پسر بزرگسال تصمیم میگیرد تا خانه خانوادگی را به اولین فرزندش که ازدواج کند، اهدا کند. این تصمیم منجر به یک مسابقه بین برادران میشود تا ببینند چه کسی زودتر عروس خواهد یافت.
خلاصه داستان: در زمان تعطیلات کریسمس، یک گروه از دوستان در یک خانه دورافتاده گیر افتاده و مجبور میشوند با مشکلات و ماجراهای طنزآمیز سر و کار داشته باشند تا بتوانند به خانههای خود بازگردند.