خلاصه داستان: مردی بدطینتی درصدد تصاحب ثروت برادرزادهاش است.پس از یک سلیله ماجرا برادرزاده که به طور ناگهانی ثروتمند شده، پس از اطلاع از موقعیت مادی عمویش به یاری او شتافته و از ورشکستگی نجاتش میدهد.
خلاصه داستان: امل در باشگاه عثمان کار می کند. او در آنجا با کمال آشنا می شود و عاشق هم می شوند. تصمیم به ازدواج می گیرند. محمود، مرد کمال، کمال را وارد یک تجارت مواد مخدر می کند و باعث می شود که کمال به تهران برود. کمال به امل نامه می نویسد اما...
خلاصه داستان: معلمی فرهیخته و متواضع به شهری جدید و شغلی جدید در ایران پیش از انقلاب می رسد. او عاشق یک زن جوان سخت کوش و محروم می شود که از مادر پیرش پرستاری می کند و برادر جوانش را بزرگ می کند...
خلاصه داستان: یو می ران یک وکیل تازه کار در یک موسسه حقوقی است؛ موسسه ای که بیشتر با صنعت فیلم و سرگرمی کار می کند. او به روابط عاشقانه علاقه ای ندارد و از کم آوردن جلوی مردها نیز متنفر است. از طرفی نام کانگ هو بازیگر محبوب در فیلم های رمانتیک است که به زنان بی اعتمادی عمیقی دارد. برخورد این دو آنها را وارد یک جنگ عاشقانه می کند…
خلاصه داستان: هونگ چون کی (Kim Yoo Jung) یک نقاش با استعداد و زیبا در دوره چوسان است که با ها رام ملاقات میکند. ها رام (Ahn Hyo Seop) که در جوانی بر اثر حادثه ای نابینا شده، مسئول بخش علم ستاره شناسی است. هونگ چون کی عاشق ها رام می شود و به نابینایی او اهمیتی نمی دهد…
خلاصه داستان: داستان یک ربع رقصندههای تانگو در حالی که در مورد مشکلات عشق و نحوه برخورد با شریک one's بحث میکنند . از آنجا که همه آنها دیدگاههای متفاوتی دارند , همه آنها نظرات متفاوتی در مورد کاری که بعد از فروپاشی دارند دارند . با این حال , یکی از آنها عقیدهای دارد که بسیار دور از هر نقطهنظر آنها ...
خلاصه داستان: رضا و مادرش ماه بانو با خانواده حسین معروف به خان بابا رابطه خوب و نزدیکی دارند. رضا وقت خود را با چنگیز پسر خانواده حسین می گذراند و به خواهرش مینو علاقه مند است.