خلاصه داستان: پروفسور ویلکزور ، که همسر و دختر مورد علاقه اش از او جدا شده اند، در جریان دعوا در یک میخانه حومه شهر به شدت از ناحیه سر مجروح می شود، حافظه خود را از دست می دهد و ...
خلاصه داستان: جانگ تائه جو (Go Soo) بعد از فوت پدرش ، از هیچ ، برای خودش یه امپراطوری ایجاد میکنه و خواهر کوچکترش رو هم به تنهایی بزرگ میکنه . اون عاشق وارث شرکت “چائه بل” ؛ چویی سئو یون (Lee Yo won) میشه ولی پدرش بزرگترین رقیب تائه جو است . این سریال در مورد جنگ و کشمکش قدرت میان خانواده های ثروتمند در دوره ی رکود اقتصادی کره از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰ رو به تصویر میکشه.
خلاصه داستان: گاهی به مردن فکر میکنم؛ فیلمی کمدی درام به کارگردانی راشل لمبرت و بازی دیزی ریدلی است. فران یک کارمند اداری از نظر اجتماعی بیدست و پا است که بیشتر وقت خود را در انزوا و رویاهای مرگ خود میگذراند اما…
خلاصه داستان: الیا که از رشته خوراکشناسی دانشگاه ازمیر فارغالتحصیل شده است، تمایل به ادامه تحصیلات آکادمیک و همچنین پیدا کردن نیمهی گمشدهی خویش دارد. او از طریق فضای مجازی با سمیح آشنا میشود و به یکباره خود را در میان یک وضعیت عجیب میبیند…
خلاصه داستان: داستان فیلم سینمایی فشار پنج پوندی در مورد مردی به نام آدام است که پس از آزادی از زندان به جرم قتل در تلاش برای شروع دوباره است. او پس از آزادی به محله قدیمی خود بازمیگردد اما گذشتهاش همچنان سایهای تاریک روی زندگی او افکنده است. برادر مردی که او کشته است به دنبال انتقام است...
خلاصه داستان: سونگ جه کوچولو تمام شب را بیدار می ماند و برای برای سو هی، کسی که وانمود می کند پدرش در مریخ است، نامه می نویسد. سو هی به شهر دیگری می رود و …
خلاصه داستان: نسل پاد؛ فیلمی علمی تخیلی کمدی به کارگردانی سوفی بارتز و بازیگری امیلیا کلارک و چیویتل اجیوفور است. داستان در آیندهای نه چندان دور جریان دارد، جایی که زنی به نام راشل آرزوی تبدیل شدن به مادر را داشته و به همین دلیل دست به دامن تکنولوژی منحصر به فردی میشود که به واسطه آن زوجها میتوانند درون محفظههایی پیشرفته، نوزادان را به دنیا آورند…
خلاصه داستان: لو کی وان یک فراری از کره شمالی است. او که برای به دست آوردن پناهندگی در بلژیک تلاش می کند، با زنی افسرده روبرو می شود که تمام امید خود را از دست داده است…
خلاصه داستان: بک هیون وو به عنوان مدیر حقوقی گروه کوئینز کار می کند. او موفق ترین فردی است که از روستای زادگاهش یونگدوری آمده و افتخار اهالی آنجاست. او با هونگ هه این، دختر خانواده ای که گروه کوئینز را اداره می کنند، ازدواج کرده است؛ این دو زوج خیلی زود درگیر یک بحران می شوند…