خلاصه داستان: "ماجراهای فروشگاه" داستان جو آه رو روایت میکنه، یه دختر جوون که توی یه فروشگاه کارش رو شروع میکنه و با یه پسر که توی خیابون دیده بود دوباره روبهرو میشه. اون پسر ازش تشکر میکنه و برای گرفتن جایزهش میره، و جو آه توی فروشگاه میمونه و با چهار پسر جوون با شخصیتهای متفاوت—بامزه، کاریزماتیک، مغرور و جذاب—آشنا میشه. حالا جو آه باید کارش رو جدی بگیره، ولی چطور میتونه با توجه این چهار پسر مقاومت کنه؟
خلاصه داستان: "تکمیل" داستان شیا شی رو روایت میکنه، یه مرد جوون که بعد از یه تصادف غمانگیز که دوستش یه سانگ یو رو گرفت، ده سال با تروما زندگی کرده. دوستاش، لین شان هه و کوی جن یان، با یه بازی واقعیت مجازی اونو به دوران دبیرستانش برمیگردونن تا راز اون تصادف رو باز کنه. شیا شی توی این سفر مجازی با گذشتهش روبهرو میشه، دوستیهای از دسترفته رو زنده میکنه و راه شفای خودش رو پیدا میکنه.
خلاصه داستان: "عشق بد" داستان نا اینجونگ رو روایت میکنه، یه نوازنده ویولنسل موفق که عاشق لی سو-هوان، یه تاجر خوشتیپ میشه، اما نمیدونه اون متأهله. وقتی سو-هوان بهخاطر فشار خانوادگی رابطهشون رو تموم میکنه، اینجونگ همهچیز، از جمله توانایی نوازندگیش رو از دست میده. سالها بعد، با کانگ یانگ-کی، یه هنرمند که هنوز زخم عشق اولش رو داره، آشنا میشه. این دو عاشق هم میشن، اما سو-هوان دوباره پیداش میشه و یه مثلث عشقی پیچیده درست میکنه.
خلاصه داستان: داستان درباره دو خانواده و دو زن است که به طور غیرمنتظرهای هویت دخترهاشون عوض میشه. جانگ بو-ری، دختری که تو یه خانواده فقیر بزرگ شده، یهو متوجه میشه که در واقع متعلق به یه خانواده ثروتمنده. از اون طرف، یون مین-جونگ که تو ناز و نعمت بزرگ شده، مجبور میشه با زندگی فقیرانه کنار بیاد. این سریال پر از درام خانوادگی، رقابت بر سر هنر هانبوک و تلاش برای پیدا کردن هویت واقعیه. بو-ری با قلب مهربونش سعی میکنه با گذشته و حال کنار بیاد، در حالی که مین-جونگ با نقشههای شرورانهاش همه چیز رو به هم میریزه.
خلاصه داستان: "پرنس قهوه" داستان گو اون چان رو روایت میکنه، یه دختر تامبوی که بهخاطر شباهتش به پسرا، توی یه کافیشاپ مردونه استخدام میشه. اونجا با چوی هان گیول، صاحب مغازه که فکر میکنه اون چان پسره، کار میکنه. هان گیول که با فشار خانوادگی برای ازدواج روبهروئه، با اون چان یه رابطه عجیب شروع میکنه و کمکم عاشقش میشه، بدون اینکه بدونه اون دختره.
خلاصه داستان: "قهوه، لطفاً" داستان لی سول بی رو روایت میکنه، یه دختر چاق و مهربون که دستیار یه نویسنده وبتونه. اون عاشق قهوههای یه کافیشاپ خاصه که صاحبش، ایم هیون وو، یه باریستای خوشتیپه. یه روز، سول بی یه قهوه جادویی میخوره و به یه دختر زیبا تبدیل میشه! حالا با این ظاهر جدید، دنبال عشق و اعتماد به نفس میگرده، اما نمیدونه این تغییر چقدر دووم داره.
خلاصه داستان: "نزدیکتر به بهشت" داستان لی جی سو رو روایت میکنه، یه مدیر مراسم تدفین که دو بار طلاق گرفته و با مرگ و از دست دادن غریبه نیست. اون با دوست قدیمیش، بک جونگ وو، که از جوونی با بیماری لاعلاج لو گهریگ دستوپنجه نرم میکنه، دوباره روبهرو میشه. این دو عاشق هم میشن و ازدواج میکنن، اما وقتی علائم جونگ وو بدتر میشه، جی سو فقط میخواد کنارش بمونه و به یه معجزه امیدوار باشه.
خلاصه داستان: "کلیک کن روی قلبم" داستان مین آه رو روایت میکنه، یه دختر دبیرستانی شاد اما دستوپاچلفتی که بهخاطر بدشانسیهاش توی مدرسه منزوی شده. چهار پسر متفاوت—رو وون، یه pitcher بیسبال معروف؛ دا وون، یه دوست قدیمی و باهوش؛ جو هو، یه خلافکار با قلب مهربون؛ و چا نی، یه رقصنده گروه موسیقی—بهش علاقهمند میشن. این سریال یه ماجراجویی تعاملیه که بینندهها میتونن پایانش رو با انتخابشون مشخص کنن.
خلاصه داستان: "حالا با اشتیاق تمیز کن" داستان جانگ سون گیول رو روایت میکنه، یه مدیر خوشتیپ شرکت نظافت که وسواس تمیزی داره و از میکروبا متنفره. اون با گیل اوه سول، یه دختر شلخته و پرانرژی که دنبال کار میگرده، روبهرو میشه. اوه سول توی شرکتش استخدام میشه و این دو که مثل آب و آتیشن، کمکم به هم نزدیک میشن و با عشق و خنده، دنیای همدیگه رو عوض میکنن.
خلاصه داستان: "خیابان سینما" داستان سونهوا رو روایت میکنه، یه مدیر لوکیشن توی بوسان که عاشق کارش و شهرشه. یه روز به یه پروژه جدید ملحق میشه و با دو یونگ، کارگردان پروژه و دوستپسر سابقش که برای دنبال کردن رویاهاش به سئول رفته بود، روبهرو میشه. اونا که قبلاً عاشق هم بودن، حالا باید بهعنوان همکار کنار هم کار کنن، اما گذشتهشون و احساسات قدیمیشون همهچیز رو پیچیده میکنه.