خلاصه داستان: داستان درباره یه دانشجوی پزشکی سنتی به نام منگ یوانه که یه روز به طور اتفاقی به دنیای فانتزی منتقل میشه و توی بدن دختری به اسم فنگ وو بیدار میشه. فنگ وو که قبلاً یه نابغه بوده، بعد از یه توطئه خون ققنوسش رو از دست داده و به یه آدم معمولی تبدیل شده. حالا منگ یوان باید با استفاده از دانش پزشکی خودش توی این دنیای پر از جادو و هنرهای رزمی راهش رو پیدا کنه. اون با شاهزاده جون لینیوان که قرار بوده باهاش ازدواج کنه روبهرو میشه، اما هر دو از این ازدواج اجباری راضی نیستن. با این حال، با تهدیدات نیروهای شر، فنگ وو باید دوستای قوی پیدا کنه و یاد بگیره چطور از خودش دفاع کنه. این سریال پر از ماجراهای عاشقانه، طنز و لحظههای هیجانانگیزه.
خلاصه داستان: داستان درباره کیم دالی، یه محقق هنر که تو موزه کار میکنه، و جین مو-هاک، پسر یه خانواده که از یه رستوران کوچیک به یه شرکت بزرگ رستورانداری رسیدن، است. دالی که از یه خانواده باکلاس میاد و هفت زبون بلده، با مو-هاک که تحصیلات درست حسابی نداره ولی توی پول درآوردن حرفهایه، تو هلند به طور اتفاقی آشنا میشن. وقتی بابای دالی میمیره و موزهشون ورشکست میشه، مو-هاک که طلبکاره دوباره سر راه دالی قرار میگیره. این دو تا با وجود تفاوتهاشون کمکم عاشق هم میشن و سعی میکنن موزه رو نجات بدن. این سریال یه کمدی رمانتیک پر از لحظههای بامزه و احساسیه.
خلاصه داستان: داستان درباره یه جراح ماهر به نام لی هه-سونگ است که توی بیمارستان کار میکنه و با مشکلات زیادی روبهروئه، چون همیشه به فکر بیماراشه نه قوانین. وقتی یه زلزله بزرگ سئول رو نابود میکنه، بیمارستانش پر از مجروح میشه و سیستم پزشکی به هم میریزه. هه-سونگ با یه تیم از دکترا و امدادگرا، مثل هان وو-جین و جونگ دول-می، توی شرایط بحرانی سعی میکنن زندگی آدما رو نجات بدن. این سریال پر از لحظههای پرتنش و احساساتیه که شجاعت و فداکاری کادر پزشکی رو نشون میده.
خلاصه داستان: داستان درباره یه آژانس عجیب به نام آژانس سیرانو است که به آدما کمک میکنه تا عشقشون رو به دست بیارن. این گروه که مثل یه تیم تئاتر عمل میکنه، با نقشههای دقیق و خلاقانه، مشتریهاشون رو توی موقعیتهای عاشقانه قرار میده. همه چیز خوب پیش میره تا وقتی که یه مشتری جدید به نام سانگ-یونگ میاد و از اونا میخواد بهش کمک کنن تا قلب یه زن به نام هی-جونگ رو به دست بیاره. مشکل اینجاست که رئیس آژانس، بیونگ-هون، خودش عاشق هی-جونگ میشه و این ماجرا همه چیز رو به هم میریزه. این فیلم یه کمدی رمانتیک با پیچشهای احساسیه.
خلاصه داستان: "بانوی مجرد حیلهگر" داستان نا آئهرا رو روایت میکنه، یه زن جوون که بعد از طلاق از شوهرش، چا جونگ وو، با زندگی سخت روبهرو میشه. جونگ وو که یه مهندس ساده بود، بعد از جدایی یه شرکت IT موفق راه میندازه و ثروتمند میشه. آئهرا که از موفقیتش خبر داره، تصمیم میگیره دوباره بهعنوان کارآموز توی شرکتش کار کنه تا هم انتقام بگیره هم قلبش رو پس بگیره. این سریال پر از کمدی، عشق و نقشههای زیرکانهست.
خلاصه داستان: "کاخ خونین" داستان جو سو یونگ رو روایت میکنه، یه کنیز زیبا اما شرور توی دربار سلطنتی که میخواد با استفاده از جذابیت و هوشش توجه پادشاه اینجو رو جلب کنه و قدرت چوسان رو به دست بگیره. اون که از یه طبقه پایین به دنیا اومده، با موفقیت بین پادشاه و ولیعهد سو هیون فاصله میندازه، اما وقتی به هدفش میرسه، یه جنگ خونین برای نگه داشتن قدرتش شروع میشه.
خلاصه داستان: "تمساح و پرنده کاکلدار" داستان لی نانان رو روایت میکنه، یه دختر جوون از یه شهر کوچیک که عاشق فرهنگ سنتی چین و معماریه. اون برای تحصیل توی دانشگاه بوردو توی فرانسه میره و بهطور اتفاقی به یه گروه تحقیق حیوانات ملحق میشه. اونجا با جو اروِن، یه نابغه معماری که به حفظ محیط زیست اعتقاد داره، آشنا میشه. این دو اول با هم کلکل دارن، چون دیدگاههاشون توی معماری متفاوته، ولی کمکم با کمک دوستشون گائو مو، به هم نزدیک میشن و عشقشون توی یه پروژه بزرگ معماری شکوفا میشه.
خلاصه داستان: "پازل جنایت" داستان هان سونگ مین رو روایت میکنه، یه روانشناس جنایی معروف که یهو اعتراف میکنه یه نامزد سیاسی رو کشته و به زندان میافته. یو هی، یه پروفایلر جنایی و عشق سابقش که پدرش توی یه قتل از دست داده، باور نمیکنه که اون واقعاً مقصره. اون برای پیدا کردن حقیقت، توی زندان با سونگ مین مصاحبه میکنه و این دو کمکم قطعات یه پازل پیچیده از قتلهای زنجیرهای رو کنار هم میذارن.
خلاصه داستان: "ساختن سرنوشت" داستان هان سانگ-اون رو روایت میکنه، یه دختر جوون که وقتی بچه بود با خانوادش به استرالیا مهاجرت کرد. سالها بعد، بعد از تموم کردن حقوق توی آمریکا، میخواد با دوستپسر آمریکاییش، الکس، ازدواج کنه. اما باباش که مخالف این ازدواجه، یه خواستگار کرهای به اسم کیم یو-جون، پسر بهترین دوستش، براش پیدا کرده. سانگ-اون مجبور میشه یه سال به کره برگرده و با یو-جون، یه دکتر سرسخت که به ازدواج علاقهای نداره، روبهرو میشه. این دو اول با هم مشکل دارن، ولی کمکم با هم متحد میشن تا نقشههای خانوادشون رو دور بزنن و سرنوشتشون رو خودشون بسازن.
خلاصه داستان: "ستاره های شانست را بشمار" داستان لو شینگچنگ رو روایت میکنه، یه افسانه توی دنیای مد که بهخاطر سلیقه بینقص و شانس باورنکردنیش معروفه، تا اینکه توی یه لحظه همهچیز رو از دست میده. از اون طرف، تونگ شیائو یو، یه طراح مد گمنام با یه رشته بدشانسی بیپایان، یهو یه شب معروف میشه. وقتی این دو با هم روبهرو میشن، زندگیشون با عشق، رقابت و یه سری اتفاقات خندهدار و احساسی زیر و رو میشه.