خلاصه داستان: یون هه جین (Shin Min Ah) یک دندان پزشک، زنی زیبا و باهوش است. او پس از گذراندن موانع مختلف و بهم خوردن برنامه و اهداف زندگیش، به روستای ساحلی گونگجین می رود و در آنجا با آقای هونگ آشنا می شود. هونگ دو شیک (Kim Seon Ho) که در روستا به آقای هونگ معروف است در ظاهر بدون شغل و بیکار است اما استاد انجام دادن کارهای مختلف و عجیب است و هر کسی در روستا به کمک نیاز داشته باشد او همواره برای رفع مشکل حضور دارد…
خلاصه داستان: "رامنفروشی پسران خوشتیپ" داستان یانگ اونبی، یه دانشجوی دانشگاه که برای امتحان معلمی درس میخونه و آرزوی معلم دبیرستان شدن داره، رو روایت میکنه. اون بهطور اتفاقی با چا چیسو، پسر مغرور و خوشقیافه وارث بزرگترین شرکت مواد غذایی کره، آشنا میشه. اونبی اول فکر میکنه چیسو کارمند شرکته، بعد دانشجوی دانشگاهش و بعد شاگرد دبیرستانی که قراره اونجا کارآموزی کنه. این سوءتفاهمها باعث کلی موقعیت خندهدار میشه. هردوشون آخر سر توی یه رامنفروشی که چوی کانگهیون، یه صاحب تنبل، ادارهش میکنه و پر از پسرای خوشتیپه کار میکنن. سریال پر از کمدی رمانتیک، سوءتفاهمهای بامزه و یه مثلث عاشقانه بین اونبی، چیسو و کانگهیون با بازی قوی جونگ ایل-وو، لی چونگ-آه و لی کی-وو، قصهای شاد و سرگرمکننده درباره عشق، دوستی و دنبال کردن رویاها رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن رابطه عاشقانه بین یه کارآموز و دانشآموز دبیرستان یه کم عجیبه و پایانبندی میتونست قویتر باشه
خلاصه داستان: "پسر خوشتیپ همسایه" داستان گو دوک-می، یه ویراستار خجالتی و منزوی رو روایت میکنه که بعد از یه تجربه عاطفی تلخ، خودشو تو آپارتمانش حبس کرده و فقط از پنجره زندگی همسایههاشو تماشا میکنه. اون عادت داره مخفیانه انریکه گئوم، یه طراح بازیهای ویدیویی خوشقلب و پرجنبوجوش که تازه از اسپانیا برگشته، رو نگاه کنه. وقتی انریکه متوجه این موضوع میشه، کنجکاو میشه و سعی میکنه دوک-می رو از لاکش بیرون بیاره. از اون طرف، جینراک، یه کارتونیست خوشتیپ و مرموز که تو همون ساختمون زندگی میکنه، به دوک-می علاقه داره و یه مثلث عاشقانه شکل میگیره. سریال که از وبتون "من هر روز یواشکی عاشق تو میشم" اقتباس شده، پر از کمدی رمانتیک، لحظههای شیرین و درام عاطفیه و قصهای دلچسب درباره شفا، باز شدن به عشق و پیدا کردن اعتمادبهنفس رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن داستانهای فرعی گاهی حواس رو از خط اصلی پرت میکنه.
خلاصه داستان: "وقتی تو رو دوست دارم باد شیرینه" داستان هوآن هوآن، یه دختر سرکش که بهخاطر سختگیریهای پدرش از خونه فرار کرده، رو روایت میکنه. اون با چی خون، یه مدیرعامل سرد و بااستعداد که قدرت تلهپورت داره، آشنا میشه. چی خون وقتی از قدرتش استفاده میکنه سردردای شدیدی میگیره و فقط فنگ شوآنگ شوآنگ، یه نقاش، میتونه درمانش کنه. هوآن هوآن که با شوآنگ شوآنگ اشتباه گرفته میشه، وارد زندگی چی خون میشه و این دو کمکم عاشق هم میشن. سریال پر از کمدی رمانتیک، فانتزی و سوءتفاهمه که عشق رو مثل نوری تو چشمای عاشق نشون میده. با بازی گائو هانیو و چن یومی، این قصه عاشقانه با شخصیتهای متنوع مثل مدیرعامل مغرور و قهرمان گرم، یه داستان شیرین و سرگرمکنندهست، هرچند بعضیها میگن داستانش گاهی زیادی سادهست.
خلاصه داستان: "پرواز بهسوی تو" داستان چنگ شیائو، یه خلبان زن بلندپرواز که میخواد کاپیتان بشه، رو روایت میکنه. اون توی شرکت هواپیمایی لوژو با گو نانتینگ، کاپیتان سختگیر و منضبط، کار میکنه که بهخاطر شخصیت سرکش شیائو، اول فکر میکنه اون برای خلبان شدن مناسب نیست. شیائو نهتنها باید با تعصبات جنسیتی توی صنعت هوانوردی بجنگه، بلکه با چالشهای خطرناک پرواز و سیاستهای داخلی شرکت هم روبهرو میشه. سریال که از رمان "یون گوئو تیان کونگ نی گوئو شین" نوشته مو چینگ یو و ۱۲ مورد واقعی هواپیمایی اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، اکشن و لحظههای پرتنش توی کابین خلباناست. بااینحال، بعضیها میگن نیمه دوم سریال بهخاطر ملودرام بیشازحد و رفتار غیرمنطقی گو نانتینگ افت کرده.
خلاصه داستان: "یافتن آقای سرنوشت" داستان هان گی-جون، یه کارمند اخراجی که حالا آژانس مسافرتی خودشو داره، رو روایت میکنه که اولین مشتریش، سو جی-وو، یه کارگردان تئاتر با وسواسای عجیب، ازش میخواد عشق اولش، کیم جونگووک، رو پیدا کنه. گی-جون که به پول نیاز داره، قبول میکنه و اونا با هم شروع به گشتن دنبال کیم جونگووکهای مختلف توی کره میکنن، از سئول تا بوسان. توی این سفر، گی-جون و جی-وو با کلی موقعیت خندهدار و آدمای عجیب روبهرو میشن، مثل یه سرباز، یه معلم و حتی یه گانگستر که همشون اسمشون کیم جونگووکه. کمکم، رابطه اونا از مشتری و کارمند به دوستی و شاید یه چیز بیشتر تبدیل میشه، در حالی که جی-وو هنوز دنبال عشق گمشدهشه. فیلم که از یه نمایش موزیکال معروف کرهای اقتباس شده، پر از کمدی رمانتیک، ماجراهای بامزه و لحظههای احساسیه که درباره پیدا کردن عشق و کنار اومدن با گذشتهست، هرچند بعضیها میگن داستانش قابلپیشبینیه و پایانش زیادی سادهست.
خلاصه داستان: "خودت را پیدا کن" داستان هه فانشینگ، یه مدیر ۳۲ ساله موفق توی یه شرکت طراحی رو روایت میکنه که با وجود موفقیتهای کاری، توی زندگی عاشقانه تجربه زیادی نداره و بهخاطر سنش تحت فشار اجتماعیه. وقتی یوان سونگ، یه کارآموز جوون و جذاب توی شرکتش، عاشقش میشه، اونا یه رابطه مخفی شروع میکنن که بهخاطر اختلاف سنی زیادشون پر از چالشست. توی این بین، یه لومینگ، یه مدیرعامل بالغ و بااعتمادبهنفس، بهعنوان مربی عاطفی وارد زندگی فانشینگ میشه، اما خودش عاشقش میشه و یه مثلث عشقی شکل میگیره. شرکت فانشینگ هم در خطر خریده شدن توسط رقیباست و این فشار کاری به مشکلات عاطفیش اضافه میشه. سریال که پر از درام عاشقانه، کمدی و مسائل اجتماعیه، درباره انتخاب بین عشق و انتظارات سنتیه و نشون میده فانشینگ چطور خودشو پیدا میکنه و راهشو انتخاب میکنه. بااینحال، بعضیها میگن داستان با ۴۲ قسمت زیادی طولانی شده و شخصیت فانشینگ گاهی بیشازحد مردد به نظر میرسه
خلاصه داستان: "فوقالعاده" داستان لی سو-هه، یه نویسنده موفق سریالهای تلویزیونی رو روایت میکنه که وقتی در حال نوشتن یه درام درباره سرطانه، بهطور اتفاقی میفهمه خودش سرطان سینه داره و فقط پنج ماه فرصت زندگی داره. اون تصمیم میگیره با تمام وجود زندگی کنه، هیچ پشیمونیای به جا نذاره و هر کاری دوست داره انجام بده. اما بهعنوان یه معتاد به کار، متعهد میشه پروژه آخرش رو هم تموم کنه و بعد آروم بره. همهچیز وقتی به هم میریزه که ریو هه-سونگ، یه بازیگر معروف ولی بیاستعداد و عشق اولش، یهو پیداش میشه. سو-هه اول مخالف بازی هه-سونگ تو سریالشه، چون بازی خشک و اعصابخردکنش آزارش میده، ولی کمکم بینشون احساساتی شکل میگیره. از اون طرف، جونکی، دکتر و دوست سو-هه، هم بهش علاقه داره و درکش میکنه. سریال که پر از کمدی رمانتیک، درام و لحظههای احساسیه، قصهای شاد ولی سنگین درباره عشق، دوستی و کنار اومدن با مرگ رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن وسطای داستان کند میشه و داستانهای فرعی جذابتر از خط اصلیان.
خلاصه داستان: "بجنگ برای راهم" داستان چهار دوست جوون رو روایت میکنه که توی دنیای واقعی دنبال رویاهاشونن، اما زندگی مدام بهشون لگد میزنه. کو دونگمان، یه تکواندوکار سابق که حالا کارمند یه شرکت آفتکشیه، و چوی اِه-را، یه کارمند پذیرش که آرزوی گوینده شدن داره، دو تا از این دوستای قدیمیان که از بچگی همدیگه رو میشناسن. کنارشون، کیم جو-مان، یه کارمند ساده، و بک سولهی، یه کارمند پارهوقت، سعی میکنن با مشکلات عشقی و شغلی کنار بیان. دونگمان و اه-را که همیشه رابطهای شبیه دوست-دشمن داشتن، کمکم میفهمن شاید احساسشون به هم عمیقتر از یه دوستی ساده باشه. سریال با طنز، عاشقانه و لحظههای واقعی، نشون میده این چهار نفر چطور با وجود شکستها و ناامیدیها برای رویاهاشون میجنگن—دونگمان برای بازگشت به رینگ MMA، اه-را برای گویندگی، و جو-مان و سولهی برای عشق و ثبات. این سریال که پر از کمدی رمانتیک، دوستیهای گرم و حس جوونی توی دنیای کارگرای کرهست، با بازی قوی پارک سو-جون و کیم جیوون، یه قصه الهامبخش و سرگرمکننده درباره دنبال کردن رویاها بدون توجه به سن و موقعیت ارائه میده.
خلاصه داستان: "وعده پرندگان مهاجر" داستان لی لی، یه دانشآموز ممتاز با اعتمادبهنفس پایین بهخاطر ظاهرش، و پی شنگشوان، یه پسر خوشقیافه ولی ضعیف توی درس، رو روایت میکنه که توی ۱۳ سالگی توی اولین روز مدرسه راهنمایی باهم آشنا میشن. لی لی از همون اول عاشق شنگشوان میشه، ولی بهخاطر ترس از طرد شدن، احساساتش رو پنهان میکنه. طی ۱۵ سال بعد، اون بهعنوان بهترین دوست شنگشوان کنارش میمونه و ازش حمایت میکنه، حتی وقتی شنگشوان وارد رابطهای ناسالم با سو سو میشه. این دو با چالشهای زیادی مثل بیماری، زندان، و ازدستدادن عزیزان روبهرو میشن. وقتی شنگشوان بالاخره میفمه لی لی چقدر براش مهمه، ممکنه برای عشق دیر شده باشه. سریال که از رمان "پانزده سال انتظار برای پرندگان مهاجر" نوشته یینگ فنگ اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، دوستی و استعارههای قشنگ مثل پرندگان مهاجره که هرچقدر دور برن، بالاخره برمیگردن. با فیلمبرداری خیرهکننده، مثل صحنههای توی نیزار، و دیالوگهای شاعرانه، این سریال یه قصه عمیق و احساسی درباره عشق، فداکاری و زمان ارائه میده، هرچند بعضیها از پایانبندی و ریتم کند انتقاد کردن