خلاصه داستان: بدون احساسات سخت؛ فیلمی کمدی به کارگردانی جین استوپنیتسکی است. جوانی 32 ساله به نام مَدی، یک راننده اوبر است. او به دلیل بدهی مالیاتی با خطر ورشکستگی و از دست دادن خانه مواجه میشود و برای رهایی از این موضوع تصمیم میگیرد تا یک شغل غیر معمول را بپذیرد…
خلاصه داستان: مردم عادی؛ سریالی در ژانر اجتماعی خانوادگی به کارگردانی لنی آبراهامسون و هتی مکدانولد است. ماریان و کانل در دبیرستان شهر کوچکی در ایرلند هم مدرسهای بودند. ماریان شخصیتی خودمحور و در خانواده آشفتهای بزرگ شده است ، پدر خانواده که به خشونت خانگی شهرت داشته فوت کرده اما…
خلاصه داستان: سانگ ژی در نوجوانی عاشق دوان جیا ژو که هفت سال از او بزرگتر است و همبازی بردار بزرگترش است، میشود. ارتباط آنها به دلایلی با یکدیگر قطع میشود تا اینکه سانگ ژی پس از فارغ التحصیلی، به دانشگاه شهری میرود که دوان جیا ژو در آن زندگی میکند و…
خلاصه داستان: الکس «هیچ»، نوعی دلال ازدواج است و به مردها در مورد برقراری رابطه با زن های رؤیایی شان، مشورت می دهد. تا این که خودش علاقه مند دختر روزنامه نگاری به نام «سارا ملاس» می شود و به این ترتیب روش هایش محک خواهد خورد...
خلاصه داستان: «اندی اندرسون» در تلاش است تا مرزهای خلاقیتش را به منظور نگارش مطالب جدید گسترش دهد و برای رسیدن به اهدافش قصد دارد تا با برقراری ارتباط با یک مرد مناسب و ترک کردن وی در یک بازه زمانی مشخص، اثر تازهای را بنویسد اما...
خلاصه داستان: ساتیا مدیر یک شرکت بسیار موفق است که با نامزدش ویشال چشم به راه آینده ای روشن است. یک شب، زمانی که ساتیا قصد دارد به دهلی برود، خودش را در داخل دفترش گرفتار می بیند. چه خطری در انتظار اوست ؟
خلاصه داستان: مادری مجرد که به بیماری لاعلاج تشخیص داده می شود، در حالی که با آینده کودک شش ساله خود دست و پنجه نرم می کند، با یک مجرد خوش اخلاق روبرو می شود.
خلاصه داستان: سریال رودخانه بکر به کارگردانی سو تنی در سال 2019 توسط کشور آمریکا در ژانر عاشقانه ساخته شده است.کالین لارنس و بنجامین هالینگوورث در آن حضور دارند. پس از دیدن آگهی برای یک ماما ، یک پرستار بزرگ شهر که به تازگی بیوه شده است، به جنگل های سرخ درخت شمال کالیفرنیا نقل مکان می کند ، جایی که با یک مرد جذاب آشنا می شود..
خلاصه داستان: دو معلم رقص درهم و برهم به یک مخترع بی دست و پا کمک می کنند تا اختراع جدید خود را بفروشد و رابطه عاشقانه خود را با یک فرد اجتماعی زیبا تسهیل کنند.
خلاصه داستان: آکانه کینوشیتا بعد از اینکه دوست دخترش با یه دختر دیگه ای که توی بازی باهاش آشنا شده خیانت میکنه، میفهمه که دوست پسرای گیمر هم به بدی پسرای آفلاین هستن. همینطور که داره عصبانیتش رو روی هیولاهای بازی خالی میکنه، با آکیتو یامادا آشنا میشه: همگروهی ای که موهای فرفری و ماسک نوه داره. یامادا آدم گوشه گیریه و اصلاً شبیه کسایی نیست که به سلیقه آکانه میخورن. ولی با اینکه تمام آمار گیمینگش مکس شدن، به نظر میاد که وقتی بحث قلب وسط باشه، هنوز بی تجربه ست و آکانه به خاطر متأثر میشه. همینطور که توی مسیرشون دوستای جدید پیدا میکنن، یعنی آکانه میتونه قلب یامادا رو به لرزه در بیاره؟