خلاصه داستان: فیلم «عشق با غریبه مناسب» (۱۹۶۳) به کارگردانی رابرت مولیگان، با بازی درخشان ناتالی وود در نقش آنجلا بونافیلد، دختری جوان ایتالیایی-آمریکایی که در نیویورک کار میکند، و استیو مککوئین در نقش آنجلو، نوازنده جاز بیمسئولیت، روایت میشود؛ آنجلا پس از رابطهای کوتاه و باردار شدن، آنجلو را پیدا میکند و تلاش میکند او را متقاعد به ازدواج کند، اما آنجلو که آرزوی آزادی و موفقیت در موسیقی دارد، مقاومت میکند و این دو درگیر ماجراجوییهای عاطفی و چالشهای خانوادگی میشوند تا در نهایت عشقی واقعی بینشان شکل گیرد.
خلاصه داستان: فیلم دره عروسکها (۱۹۶۷) به کارگردانی مارک رابسون، با بازی باربارا پارکینز، پتی دوک، سوزان هیوارد و شارون تیت در نقشهای اصلی، داستان سه زن جوان جاهطلب به نامهای آن، جنیفر و نول را دنبال میکند که برای دستیابی به شهرت در دنیای مدلینگ، بازیگری و نمایشهای برادوی به نیویورک میروند، اما با چالشهای عاطفی، روابط سمی، فشارهای حرفهای و اعتیاد به قرصهای آرامبخش معروف به «دالز» مواجه میشوند که زندگیشان را به نابودی میکشاند و تصویری تلخ از پشت پرده هالیوود ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم در میدلتن (۲۰۱۳) به کارگردانی اندرو فلمینگ با بازی اندی گارسیا در نقش جورج و ورا فارمیگا در نقش ادیث، داستان دو والدینی را روایت میکند که فرزندانشان برای ثبتنام در دانشگاه میدلتن به آنجا سفر میکنند. در طول تور بازدید دانشگاه، جورج و ادیث با یکدیگر آشنا شده و از برنامه خارج میشوند تا روزی پر از ماجراجویی، خنده و لحظات رمانتیک را با هم سپری کنند، در حالی که با مسائل شخصی و گذشتههای خود مواجه میشوند و پیوندی عمیق برقرار میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «قطارهای به دقت تحت نظر» (۱۹۶۶) به کارگردانی ییری منزل با بازی واتسلاو نِکار، جوزف سومر و ولاستیمیل برودسکی، داستان میلووش جوان و تازهکار را روایت میکند که در ایستگاه قطار کوچک چکاسلواکی در دوران اشغال نازیها مشغول به کار میشود. او درگیر مسائل نوجوانی، عشق نافرجام به دختر بلیطفروش و مشکلات جنسی است، در حالی که همکارانش درگیر عملیات خرابکارانه مقاومت علیه قطارهای آلمانی هستند؛ این کمدی تلخ و شاعرانه با ترکیبی از طنز سیاه، اروتیسیسم و تصاویر جنگ، به بررسی بلوغ، وفاداری و پوچی جنگ میپردازد و برنده اسکار بهترین فیلم خارجیزبان شد.
خلاصه داستان: فیلم وَمپس (۲۰۱۲) به کارگردانی ایمی هکرلینگ با بازی آلیشیا سیلورستون در نقش گوئندولین و کریستن ریتِر در نقش استلا، داستان دو خونآشام جوان و شیکپوش ساکن نیویورک را روایت میکند که پس از قرنها زندگی در سایه، تصمیم میگیرند با دنیای مدرن همگام شوند، به کلابهای شبانه بروند، عاشق پسرانی بشوند که تهدیدی برای راز خونآشامیشان هستند و از قوانین سختگیرانه قبیله قدیمیشان سرپیچی کنند، در حالی که با موقعیتهای کمدی و رمانتیک خندهداری روبرو میشوند.
خلاصه داستان: فیلم واندرلاست (۲۰۱۲) به کارگردانی دیوید وین با بازی جنیفر آنیستون و پل راد، داستان زوجی به نام لین و جورج را روایت میکند که پس از اخراج جورج از شرکت و ورشکستگیشان، از زندگی پراسترس و گران نیویورک خسته شده و به یک کمون هیپی در حومه جورجیا نقل مکان میکنند؛ جایی که با ساکنان آزاداندیش و سبک زندگی غیرمتعارفشان شامل برهنگی، مواد مخدر و روابط باز روبرو میشوند و ماجراهای خندهدار و چالشبرانگیزی را تجربه میکنند تا معنای واقعی خوشبختی را بیابند.
خلاصه داستان: استاد دیوانه (۱۹۹۶)، فیلمی کمدی به کارگردانی تام شیدیاک با بازی ادی مورفی در نقشهای متعدد از جمله پروفسور شرلی کلوین و خانوادهاش، داستان استادی دانشگاهی چاق، خجالتی و باهوش را روایت میکند که برای جلب توجه دانشجوی مورد علاقهاش، دارویی اختراع میکند تا لاغر شود و به بادی جذاب و شخصیتی جسور به نام بودی لاو تبدیل گردد، اما این تغییر هویت دوگانه با موقعیتهای خندهدار و چالشبرانگیز همراه میشود و او را درگیر ماجراهایی طنزآمیز میکند.
خلاصه داستان: فیلم «چه میشد اگر» (۲۰۱۳) به کارگردانی مایکل داوس، با بازی دنیل رادکلیف در نقش والتر، زو کزان به عنوان چان، آدام درایور و ریف اسپال، داستان یک پزشک جوان و مطلقه به نام والتر را روایت میکند که پس از سالها دوری از روابط عاطفی، با چان، دختر باهوش و جذاب دوست صمیمیاش آشنا میشود و بین آنها جرقهای از عشق زده میشود، اما رابطه پیچیده دوستدختر بودن چان با دوست والتر، آنها را درگیر چالشهای احساسی و موقعیتهای خندهدار و دردناک میکند و بررسی میکند که آیا عشق واقعی میتواند مرزهای دوستی را درنوردد یا خیر.
خلاصه داستان: فیلم «هنر گریز از درس» (۲۰۱۱) به کارگردانی گیوین ویزن، داستان جورج (فردی هایمور)، دانشآموز دبیرستانی نیهیلیست و تنبل را روایت میکند که با فلسفهای پوچگرایانه از انجام تکالیف و مسئولیتهای زندگی فرار میکند، اما ملاقات با سالی (اما رابرتز)، دختری جذاب و پرجنبوجوش، و دوستی با مکس (گرت هدلاند) او را وادار به مواجهه با واقعیتهای عاطفی، عشق و معنای واقعی زندگی میکند و سفری از بلوغ و تغییر را تجربه مینماید.
خلاصه داستان: فیلم پوست نرم (۱۹۶۴) به کارگردانی فرانسوا تروفو، با بازی ژان دزایلی در نقش پیر، فرانسواز دورلک در نقش نیکول و نلی بندتی در نقش فرانسواز، داستان یک مدیر مجله ادبی متأهل و موفق را روایت میکند که در سفری کاری با مهماندار هواپیمای جوانی آشنا شده و وارد رابطهای عاشقانه و پنهانی میشود؛ این رابطه زندگی خانوادگی آرام او را به هم میریزد و او را با بحرانهای عاطفی، خیانت و عواقب اخلاقی روبرو میسازد.