خلاصه داستان: من با یک ضدفان ازدواج کردم داستان دختری به نام هو جئونگ است که به عنوان عکاس در یک مجله کار میکند و طرفدار پر و پا قرص یک گروه موسیقی پاپ کرهای به نام «اینفینیت» است. او پس از اینکه متوجه میشود نامزدش به او خیانت کرده، در یک کلوپ شبانه با یکی از اعضای گروه به نام ایان (اوه سونگ وو) مواجه میشود که به دلیل یک سوءتفاهم عکسهای برهنهاش در اینترنت پخش شده است. این اتفاق باعث ایجاد یک رابطه پرتنش بین آنها میشود و در نهایت به ازدواج منجر میشود. این زوج که یکی طرفدار و دیگری ضدفان است، با چالشهای زیادی در زندگی مشترک و مواجهه با مشکلات دنیای سلبریتیها روبرو میشوند.
خلاصه داستان: داستان فیلم «نمیخواهم تنها بمانم» (I Don't Want to Go Back Alone) در سال ۲۰۱۰ میلادی روایت میشود و درباره پسری نوجوان به نام لئو است که در برزیل زندگی میکند. لئو که از تنهايی و فضای سرد خانهاش فراری است، بیشتر وقتش را با دوستانش میگذراند و در حاشیه رابطه پرتنش والدینش قرار دارد. وقتی پدر و مادرش برای تعطیلات از شهر خارج میشوند، لئو فرصت را غنیمت میشمارد تا دوستانش را به خانه دعوت کند، اما با ورود ناگهانی یک دوست جدید به نام فابیو، اوضاع پیچیده میشود و لئو مجبور میشود با احساسات تازه و پیچیدهای که نسبت به فابیو پیدا میکند، دست و پنجه نرم کند.
خلاصه داستان: فیلم امید و افتخار داستان پسری جوان به نام بیلی را روایت میکند که در طول جنگ جهانی دوم در لندن زندگی میکند. بیلی در حالی که خانوادهاش با مشکلات ناشی از بمبارانهای شبانه دست و پنجه نرم میکنند، سعی دارد با دیدی کودکانه و معصومانه خود، جنگ را به یک ماجراجویی هیجانانگیز تبدیل کند و در عین حال با واقعیتهای خشن آن نیز روبرو شود.
خلاصه داستان: فیلم «هالیوود» (Hollywood Ending) به کارگردانی وودی آلن در سال 2002 ساخته شده است. در این فیلم، وودی آلن در نقش تارانتو، کارگردان سینمایی که دچار یک بیماری روانی به نام «کوری روانی» شده است، بازی میکند. او نمیتواند ببیند و این مشکل را از تیم تولید و استودیو پنهان میکند تا فیلمبرداری متوقف نشود. اما وقتی یک روانشناس (با بازی تیم رابینز) متوجه مشکل او میشود، اوضاع پیچیده میشود.
خلاصه داستان: فیلم «هولیدی هارت» (Holiday Hearts) داستان زن و شوهری به نامهای نوآ و واندا را روایت میکند که در آستانه کریسمس، با مشکل مالی بزرگی مواجه شدهاند و نوآ بهطور ناگهانی بیکار میشود. آنها برای نجات خانواده و حفظ جشن کریسمس، با چالشهای متعددی دست و پنجه نرم میکنند و در این مسیر، اتحاد و عشقشان بیش از پیش محک میخورد.
خلاصه داستان: فیلم «قهرمان زن» (Heroine Disqualified) در سال 2015، داستان دختری به نام «میکو» را روایت میکند که در یک دبیرستان پسرانه به عنوان معلم زبان انگلیسی مشغول به کار میشود. او که به دلیل مشکلات مالی مجبور به ترک دانشگاه شده، با چالشهای متعددی در محیط جدید روبرو میشود. میکو در این میان با پسری به نام «کای» آشنا میشود که به دلیل مشکلات خانوادگی و ترک تحصیل، دچار آسیبهای روحی شده است. میکو تلاش میکند تا با کمک به کای، به او در بازگشت به زندگی عادی کمک کند، اما درگیریهای عاطفی و مشکلات شخصی خودش، این مسیر را برایش دشوار میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «هارتستون» (Heartstone) به کارگردانی گودموندور آر نودال در سال ۲۰۱۶ ساخته شده است. این درام ایسلندی داستان دو پسر نوجوان به نامهای تور و کریستین را روایت میکند که در روستای کوچکی در ایسلند بزرگ شدهاند و رابطهی عمیقی با هم دارند. در طول تابستان، آنها با چالشهای بلوغ، کشف هویت جنسی و مشکلات خانوادگی دست و پنجه نرم میکنند. این فیلم با نگاهی صادقانه و زیبا به روابط انسانی و بلوغ، موفق به دریافت جوایز متعددی شده است.
خلاصه داستان: فیلم «دلشکستهها» (Heartbreakers) داستان دو زن به نامهای مکس (سیگورنی ویور) و پیج (جنیفر لاو هیویت) را روایت میکند که مادر و دختری هستند و با استفاده از حیلهگری و فریب مردان ثروتمند، از آنها پول میگیرند. آنها در سال ۲۰۰۱، در آخرین کار خود، قصد دارند یک تاجر نفت به نام ویلیام تندی (ریکی مارتین) را سر کیسه کنند، اما وقتی پیج عاشق او میشود، نقشههایشان به هم میریزد و مجبور میشوند برای نجات جان و عشق خود، با یکدیگر همکاری کنند.
خلاصه داستان: فیلم «او که سیلی میخورد» (He Who Gets Slapped) یک درام روانشناختی تاریک به کارگردانی ویکتور سجوین در سال ۱۹۲۴ است. داستان در سیرکی در پاریس میگذرد و مردی را روایت میکند که پس از تحمل شکست و تحقیر شدید، هویت خود را پنهان کرده و با نام «او» به یک دلقک تراژیک تبدیل میشود. او که بهطور مداوم سیلی میخورد تا دیگران را بخنداند، درگیر عشقی پیچیده به زنی جوان میشود که توسط یک اسبسوار ثروتمند مورد آزار قرار میگیرد. این فیلم که اقتباسی از رمان «او» اثر آندره نوریه است، با بازی درخشان لان چینی، تضاد عمیقی بین ظاهر شاد و درون غمگین شخصیت اصلی را به تصویر میکشد.