خلاصه داستان: فیلم «کینگ کونگ» داستان یک کارگردان سینما به نام کارل دنهم را روایت میکند که برای ساخت فیلمی ماجراجویانه به همراه بازیگر نقش اول زن، ان دارو، راهی جزیرهای ناشناخته در اقیانوس آرام میشود. آنها در جزیره با موجودی غولپیکر و وحشی به نام گوریل عظیمالجثه مواجه میشوند که به نظر میرسد از اعماق تاریخ باقی مانده است. کینگ کونگ که شیفته آن دارو میشود، او را میرباید و در جنگلهای انبوه جزیره پنهان میکند. گروه اعزامی برای نجات آن دارو، با تکیه بر تکنولوژی و تسلیحات مدرن، به جستجوی این موجود افسانهای میپردازند. در نهایت، کینگ کونگ به نیویورک منتقل میشود تا به عنوان یک جاذبه توریستی به نمایش گذاشته شود، اما این موجود قدرتمند اسیر شده، از کنترل خارج شده و باعث ویرانی و هرجومرج در شهر میشود.
خلاصه داستان: فیلم «کیلرز» (Killers) در سال 2014، داستان یک تیم قاتل حرفهای به رهبری اسپنسر (آشتون کاچر) را روایت میکند که در لاس وگاس فعالیت میکنند. وقتی اسپنسر در یک مأموریت با یک زن جوان به نام جنی (کاترین هایگل) آشنا میشود و عاشق او میگردد، تصمیم میگیرد از دنیای جنایت خارج شود. اما پنج سال بعد، وقتی گذشتهاش او را پیدا میکند، جنی متوجه میشود شوهرش که فکر میکرد یک معاملهگر سهام عادی است، در واقع یک قاتل حرفهای بوده و اکنون هدف قرار گرفته است. این زوج باید برای نجات جان خود با همکاران سابق اسپنسر بجنگند.
خلاصه داستان: در سال 2000، فیلم «Keeping the Faith» داستان دو دوست صمیمی را روایت میکند که یکی کشیش کاتولیک (جک) و دیگری رابی یهودی (ریو) است. آنها در جوانی هر ده عاشق دختری به نام آنا بودند اما سالها بعد، وقتی آنا که اکنون یک زن موفق است به شهر بازمیگردد، هر دو دوست قدیمی متوجه میشوند که هنوز هم عاشق او هستند و این احساسات، ایمان و دوستی آنها را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم جان تاکر باید بمیرد (John Tucker Must Die) داستان نوجوانی به نام کیت را روایت میکند که مادرش پس از جدایی از پدرش، با مردی به نام جان تاکر ازدواج میکند. کیت با دیدن خیانتهای متعدد جان تاکر به مادرش، از او متنفر میشود و به دبیرستان جدیدی منتقل میشود. در آنجا، جان تاکر که در مدرسه محبوب است، با سه دختر از گروههای اجتماعی مختلف به طور همزمان رابطه دارد. وقتی این سه دختر متوجه خیانت او میشوند، با کیت متحد شده و نقشهای برای نابودی جان تاکر طراحی میکنند.
خلاصه داستان: فیلم داستان ژاپنی (Japanese Story) یک درام روانشناختی محصول سال 2003 است که داستان یک زمینشناس زن استرالیایی به نام سندی را روایت میکند که برای کار به مناطق دورافتاده استرالیا سفر میکند. او با یک تاجر ژاپنی به نام هیرویوکی آشنا میشود که برای تجارت وارد استرالیا شده است. این دو در ابتدا با تفاوتهای فرهنگی و زبانی مواجه میشوند، اما به تدریج رابطهای عمیق و پیچیده بین آنها شکل میگیرد. سفر آنها به بیابانهای خشن استرالیا، آنها را با چالشهای فیزیکی و عاطفی روبرو میکند و در نهایت منجر به یک تراژدی غمانگیز میشود که زندگی هر دو را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: جین ایر، یک یتیم جوان و سرکش، پس از ترک یتیمخانهی سختگیر، به عنوان خانمدار در عمارت تاریک تورنفیلد استخدام میشود. او با صاحب عمارت، آقای راچستر، که مردی عبوس و رازآلود است، رابطهای پیچیده و عاشقانه را آغاز میکند، اما رازهای پنهان در اتاق زیر شیروانی، سرنوشت آنها را به چالشی بزرگ تبدیل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «جَب هری مِت سِجال» (Jab Harry Met Sejal) که در سال 2017 منتشر شد، داستان هری (شاهرخ خان) را روایت میکند که یک راهنمای تور در اروپا است و با زنی به نام سِجال (آنوشکا شارما) که برای پیدا کردن حلقه نامزدی گمشدهاش به او مراجعه میکند، آشنا میشود. این دو در سفری برای یافتن حلقه، علاوه بر ماجراجوییهای سرگرمکننده، با چالشهای عاطفی و شخصی روبرو شده و در طول مسیر، دیدگاههای خود را نسبت به زندگی، عشق و روابط تغییر میدهند.
خلاصه داستان: I Used to Go Here (2020) داستان کیت هنری، نویسندهای را روایت میکند که پس از لغو اولین رمانش، با نامزدش به شهر زادگاهش بازمیگردد. در آنجا، او با پیشنهادی برای سخنرانی در دانشگاه سابقش مواجه میشود، اما این فرصت با چالشهایی همراه است: اینکه خود را با دوستان قدیمیاش که اکنون در مسیرهای متفاوتی در زندگی هستند تطبیق دهد و با شکست حرفهایاش کنار بیاید. در طول مسیر، کیت با افراد جدیدی آشنا میشود و درسهای مهمی درباره رشد شخصی، دوستی و تعریف مجدد موفقیت میآموزد.
خلاصه داستان: فیلم «من لبخند میزنم» (I Smile Back) داستان «لینزی» (با بازی سارا سیلورمن) زنی میانسال و متأهل را روایت میکند که در ظاهر زندگی ایدهآلی دارد اما در باطن از افسردگی شدید، اعتیاد به الکل و مواد مخدر و مشکلات روحی رنج میبرد. او در تلاش برای حفظ ظاهر خانوادهی خود، به رفتارهای مخرب و خودتخریبی روی میآورد که زندگی مشترکش با همسرش «بروک» و رابطهاش با فرزندانش را به نابودی میکشاند. لینزی باید با تاریکی درونی خود روبرو شود و برای نجات خود و خانوادهاش مبارزه کند.