خلاصه داستان: در سال 2018، یک جسد مرموز به یک سردخانه مخصوص جنازهها منتقل میشود. اما زمانی که این جسد در آنجا قرار میگیرد، اتفاقات عجیب و غیرقابل توضیحی رخ میدهد. یکی از کارمندان سردخانه، مگان رید، که اخیراً از اعتیاد به مواد مخدر بهبود یافته، با این رویدادها مواجه میشود. او به زودی متوجه میشود که این جسد، هانا گریس، توسط یک نیروی شیطانی تصرف شده است و این نیرو، به تدریج، او را تهدید میکند. مگان باید با شجاعت و هوش خود، با این وجود شرور مقابله کند تا جانش را نجات دهد.
خلاصه داستان: یک مرد ثروتمند که در حال گریز از خانهاش است، به طور مرموزی ناپدید میشود. او با استفاده از تکنولوژی پیشرفتهای که اختراع کرده، باعث میشود دیگران او را نبینند. اما این قدرت جدید او را به یک شکارچی بیرحم تبدیل میکند که از همسر سابقش برای انتقام گرفتن استفاده میکند.
خلاصه داستان: یک زوج جوان پس از شبی پر از هیجان و مستی، صبح بعد با یک جسد مرده در خوابگاهشان بیدار میشوند. آنها مجبور میشوند با هوشمندی و سرعت عمل، گمگشتههایی را حل کنند تا از جرمی که مرتکب نشدهاند، مبرا شوند و زندگی خود را نجات دهند.
خلاصه داستان: ستیفانی پاتریک، زنی جوان که پس از مرگ خانوادهاش در سقوط هواپیمایی، زندگی خود را از دست میدهد و به دام اعتیاد میافتد. او کشف میکند که سقوط هواپیما حادثهای تصادفی نبوده و یک تروریست مسئول آن بوده است. برای انتقام، ستیفانی به یک آموزشگاه جاسوسی میرود و به یک ترورکننده حرفهای تبدیل میشود تا قاتل واقعی خانوادهاش را پیدا و مجازات کند.
خلاصه داستان: در یک بار در نیواورلئن، بارمنی به نام ویل به طور مرموز یک تلفن هوشمند گمشده پیدا میکند. پس از آن، او شروع به دریافت پیامهای عجیب و غریب و تصاویر ترسناک از طریق تلفن میکند که زندگی او را به هم میریزد و او را به دام یک شرارت مرموز و خطرناک میاندازد.
خلاصه داستان: کراسورد رازها: قتل در خواست ازدواج یک کمدین مشهور در حال آمادهسازی برنامه تلویزیونی جدید خود به قتل میرسد و لکس و کلاید باید برای حل این پرونده مرموز به دنیای کمدی و تئاتر وارد شوند تا قاتل واقعی را شناسایی کنند.
خلاصه داستان: در سریال انتقام، امیلی تورن یک دختر جوان و زیبا است که برای انتقام از کسانی که پدرش را به قتل رساندند، به هامپتونها میآید. او به عنوان اماندا کلارک، با شناسنامه جعلی، در جامعه ثروتمند و قدرتمند این منطقه جا میگیرد و با استفاده از هوش و زیبایی خود، به آرامی شروع به انتقامگیری از دشمنان پدرش میکند. در طول سه فصل، او با چالشهای مختلفی روبرو میشود و باید تصمیم بگیرد که تا چه اندازه میتواند برای انتقامگیری از عزیزانش فداکاری کند. در نهایت، او با کمک دوستان و عشاق خود، موفق میشود دشمنانش را شکست دهد و زندگی جدیدی را آغاز کند.
خلاصه داستان: یک بازیگری برجسته به نام مایلو تیندال از طرف دوست قدیمی خود ویلیام شکسپیر (مایکل کین) دعوت میشود تا در منزل او حضور یابد. ویلیام، یک نویسنده موفق و ثروتمند، به مایلو اعتراف میکند که همسرش مگ به او خیانت کرده است. او از مایلو میخواهد تا در بازی بازي کردن نقشهای مختلف در یک بازی مرموز با او همکاری کند. بازی اینگونه آغاز میشود که ویلیام به مایلو میگوید که قصد دارد همسرش را بکشد و از او میخواهد تا در این عملیات به او کمک کند. مایلو ابتدا مقاومت میکند، اما در نهایت قبول میکند. آنها شروع به بازی کردن میکنند که آیا ویلیام واقعاً قصد قتل همسرش را دارد یا اینکه همه چیز بخشی از بازی اوست. در طول بازی، روابط بین آنها پیچیدهتر و خطرناکتر میشود و حقیقت تاریکی در مورد گذشته و حال آنها آشکار میشود.
خلاصه داستان: در داستان "لعن شده"، یک دختر جوان به نام نیکولی به دلیل یک لعنت قدیمی، به یک موجود خطرناک تبدیل میشود که هر چیزی را که لمس میکند، به آتش میکشد. او مجبور میشود با کمک یک جادوگر جوان، به دنبال راهی برای شکستن این لعنت باشد تا بتواند زندگی طبیعی خود را دوباره آغاز کند.
خلاصه داستان: در یک مدرسه دخترانه در خارج از شهر، دو دختر جوان - کات و رز - در طول مرخصی عید پاک در مدرسه گیر افتادهاند. کات، دختری سرشار از انرژی و شور، باور دارد که پدر و مادرش در راه هستند تا او را بگیرند. اما روزها میگذرند و کات به طور مرموزی تغییر میکند و رفتارهای عجیب و غریبی از خود نشان میدهد. در همین حال، رز با کات رابطهای پیچیده و مخفی برقرار میکند. در طرف دیگر داستان، جوانی به نام جوان، که اخیراً از یک بیمارستان روانی آزاد شده، به دنبال خواهر جوانش در همان شهر کوچک است. رویدادهای مرموز و وحشتناکی در حال رخ دادن است و گذشته تاریک این دختران به تدریج آشکار میشود.