خلاصه داستان: در داستان "پسر کوچک"، یک پیرزن پیر و تنها در یک خانه قدیمی زندگی میکند. او یک پسر کوچک را به عنوان همدم برای خود انتخاب میکند. این پسر کوچک، که ظاهراً بیگناه و مهربان به نظر میرسد، به مرور وارد زندگی پیرزن میشود و روابطی پیچیده و مرموز بین آنها شکل میگیرد. اما زمانی که پیرزن به تدریج متوجه رفتارهای عجیب و غیرطبیعی پسر میشود، واقعیت تاریک و وحشتناکی در مورد هویت و هدف وی از پرده برمیآید. این فیلم ترسناک و روانشناسانه در سال 2015 ساخته شده و به خوبی نشاندهنده تأثیرات روانی و احساسی روابط انسانی است.
خلاصه داستان: در داستان "Tell No Lies"، جک ونز، یک مأمور سابق در نیروی ویژه دریایی آمریکا، پس از ترک خدمت نظامی، به عنوان یک کارآگاه خصوصی در شیکاگو مشغول به کار میشود. او به دنبال پیدا کردن دختر گمشده یک مشتری ثروتمند است. این تحقیقات او را به دنیای خطرناک جرایم سازمانیافته و فساد در دولت میبرد. جک با کمک همکاران قدیمی خود در نیروی ویژه دریایی، تلاش میکند حقیقت را کشف کند و دختر گمشده را نجات دهد. در این مسیر، او با خطرات زیادی روبرو میشود و باید با استفاده از مهارتهای نظامی خود، زنده بماند و مأموریت خود را به پایان برساند.
خلاصه داستان: یک فیلم درام کمدی در سال 2019 به کارگردانی جیمز فرانکو، بر اساس رمانی با همین نام نوشته استیون اِلیان. داستان در دهه 1970 میلادی رخ میدهد و دربارهی یک جوانی به نام ویکر فارینا (بازی جیمز فرانکو) است که به هالیوود میآید و در صنعت سینما مشغول به کار میشود. ویکر، که بدنش را با تتوهایی از چهرههای سینمایی آراسته است، به یک ماشین برش سینمای هالیوود تبدیل میشود و در حین کار با شخصیتهای مختلفی در این صنعت آشنا میشود. او با یک جوان خوشقلق به نام مونیک (سولیل مون فری) دوست میشود و با او رابطهای عاشقانه برقرار میکند. ویکر همچنین با یک بازیگر معروف به نام رک (زیا مامد) و یک کارگردان سرشناس به نام رندال (جک کلمن) آشنا میشود. در طول فیلم، ویکر با چالشهای مختلفی در زندگی شخصی و حرفهای خود مواجه میشود و سعی میکند خود را در دنیای سینمای هالیوود جا بیندازد.
خلاصه داستان: یک گروه از دانشآموزان دختر در یک مدرسه سرپرستی شده با قوانین سختگیرانه زندگی میکنند. آنها به تدریج متوجه رازهای تاریکی این مدرسه و هدف واقعی آن میشوند.
خلاصه داستان: زوجی آمریکایی در جنگل آتن در ژاپن، که به عنوان یکی از محبوبترین مکانهای خودکشی در جهان شناخته میشود، با مشکلات زندگی خود مواجه میشوند و به دنبال راهی برای فرار از واقعیت میگردند. در این بین، آنها با یک ماجرای مرموز و هیجانانگیز روبرو میشوند که زندگی آنها را به طور کامل تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در پاریس دهه ۱۹۵۰، کمیسار مایگره به دنبال قاتل یک مرد ثروتمند میگردد. او با پیچیدگیهای اجتماعی و روانی پرونده مواجه میشود و در حین رسیدن به حقیقت، با زندگی خود و ارزشهایش مواجه میگردد.
خلاصه داستان: یکی از دوستان قدیمی آرون فالک در دبیرستان خودکشی میکند و او برای شرکت در مراسم تدفین به روستای کوچکی که سالها پیش ترک کرده بود بازمیگردد. اما وقتی آرون به این روستا برمیگردد، متوجه میشود که مرگ دوستش در پوششی برای قتل است و او تصمیم میگیرد موضوع را رسیدگی کند.
خلاصه داستان: یک زن مرموز از طریق تلفن با شخصی تماس میگیرد و او را مجبور میکند تا در یک توطئه بزرگ و خطرناک مشارکت کند. این زن به نظر میرسد تمام جنبههای زندگی او را تحت کنترل دارد و او را به یک بازی مرگبار وادار میکند. با گذشت زمان، این فرد متوجه میشود که او در یک شبکه بزرگتر از جاسوسی و خیانت درگیر شده است و باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد در این بازی خطرناک ادامه دهد یا نه.
خلاصه داستان: در داستان "چاه و تندیس کندن"، یک زندانی در اسپانیای قرن شانزدهم بیدار میشود و خود را در یک تاریکی کامل مییابد. او تلاش میکند محیط اطرافش را درک کند و متوجه میشود که در یک چاه عمیق و در یک زندان وسیع قرار دارد. او با استفاده از هوش و شجاعت خود، تلاش میکند از چاه و تندیس کندن مرگبار که به سمت او پایین میآید، نجات یابد. در نهایت، او با کمک یک موش و با استفاده از غذای خود، موفق میشود از چاه فرار کند و زندگی خود را نجات دهد.
خلاصه داستان: در سال 2017، «اسماعیل»، یک فیلمنامهنویس، در حال آمادهسازی فیلم جدیدش در فرانسه است. زندگی او به هم میخورد وقتی همسر گمشدهاش «کارلوتا» پس از ۲۱ سال بدون اطلاعی به زندگی بازمیگردد. او که با «سیلوی»، یک فیلمساز آمریکایی، رابطه دارد، درگیر یک مثلث عشقی پیچیده میشود. در حالی که گذشته و حالش با هم در تضادند، او مجبور میشود با خاطرات دردناکش مواجه شود و تصمیم بگیرد که آیا میتواند آیندهای جدید برای خود بسازد.