خلاصه داستان: این فیلم نوآر تاریک به کارگردانی بریان دی پالما در سال ۲۰۰۶، با بازی جاش هارتنت، اسکارلت جوهانسون، آرون اکهارت و هیلاری سوانک، داستان دو کارآگاه سابق ارتش به نامهای باکی بلیچراد و لی بلانشارد را روایت میکند که پس از جنگ جهانی دوم در اداره پلیس لسآنجلس مشغول به کار میشوند. زمانی که جسد الیزابت شورت، بازیگر بلندپرواز که به «زن نیلوفر سیاه» معروف است، به شکل فجیعی در پارکی در لسآنجلس پیدا میشود، این دو کارآگاه مأمور رسیدگی به این پرونده قتل مرموز و هولناک میشوند. تحقیقات آنها را به دنیای تاریک و پرزرق و برق هالیوود، فساد پلیس و رازهای خانوادگی ثروتمند میکشاند و زندگی شخصی و حرفهای آنها را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: یک دانشمند برجسته به نام لوئیس بنکز، که توسط بازیگر تحسینشده ایمی آدامز به تصویر کشیده شده است، با یک رویداد فوقالعاده و فرازمینی مواجه میشود. زمانی که سفینههای بیگانه در نقاط مختلف کره زمین فرود میآیند، دولتها در تلاش برای درک هدف آنها هستند. لوئیس، متخصص زبانشناسی، برای برقراری ارتباط با این موجودات ناشناخته استخدام میشود. او به تدریج متوجه میشود که زبان آنها نه تنها یک ابزار ارتباطی، بلکه یک روش کاملاً جدید برای درک زمان و واقعیت است. این فیلم علمی-تخیلی عمیق، به کارگردانی دنی ویلنوو، با بازیگرانی چون جرمی رنر و فارست ویتاکر، پرسشهایی فلسفی درباره زمان، حافظه و سرنوشت انسان مطرح میکند.
خلاصه داستان: در نیویورکِ سال ۱۸۹۶، دکتر لازاروس کرایتز، یک روانپزشک پیشگام (که در آن زمان به او «آلینیست» میگفتند) به همراه جان اسکایز مور، روزنامهنگار و سارا هاوارد، اولین زن منصوب شده در اداره پلیس، برای پیگیری و شناسایی یک قاتل زنجیرهای مرموز که به شکل فجیعی پسران جوانِ کارگر را در شهر به قتل میرساند، استخدام میشوند. این تیم سهنفره، با وجود مخالفتهای شدید جامعه و همکارانشان، از روشهای نوین و بحثبرانگیزی مانند روانکاوی و انگشتنگاری برای تعقیب این شکارچی بیرحم استفاده میکنند. آنها در این مسیر در تاریکترین زوایای روان انسان و فساد پنهان در پسِ ظاهر پرزرق و برقِ عصر طلایی آمریکا غوطهور میشوند. این مجموعه درام تاریخی محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی جاکوب وربروکن و با بازیهای درخشان دانیل برول، لوک ایوانز و داکوتا فانینگ است.
خلاصه داستان: یک دانشجوی روانشناسی به نام آنا به همراه چند دانشجوی دیگر در یک آزمایش دارویی شرکت میکند که قرار است حافظه را تقویت کند. اما پس از تزریق دارو، آنا شروع به دیدن صحنههای هولناک و خشونتبار از آینده میکند؛ صحنههایی که در آن خودش و دیگر شرکتکنندگان در آزمایش به طرز فجیعی به قتل میرسند. در ابتدا دیگران تصور میکنند که این توهمات ناشی از عوارض دارو است، اما به زودی کابوسهای آنا یکی پس از دیگری به واقعیت تبدیل میشوند. او که اکنون توانایی دیدن مرگ قریبالوقوع افراد را دارد، باید با کمک یکی از دانشجویان دیگر به نام دنیل، هویت قاتل را قبل از اینکه نوبت به خودش برسد، کشف کند. این فیلم تریلر روانشناختی محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی دیمیتری لوپیلین و با بازیگری ویکتوریا پروکوپوویچ، مارک منچاکا، رنان کوت و جیسون توبین است.
خلاصه داستان: دو دوست به نامهای نیجیما و میاجی، که هر دو درگیر غم از دست دادن عزیزانشان هستند، در یک انبار متروک به مردی به نام کازوکو میهارا میبندند. آنها معتقدند که میهارا مسئول مرگ دختر کوچک نیجیما و دوست دختر میاجی است. نیجیما، که یک معلم ریاضی سابق است، با استفاده از منطق و محاسبات دقیق، قصد دارد ثابت کند که میهارا گناهکار است و او را به سمت اعتراف کامل سوق دهد. در مقابل، میاجی رویکردی خشنتر و احساسیتر دارد و معتقد است که عدالت باید فوری و با خشونت اجرا شود. این تفاوت در روشها، تنشی دائمی بین دو دوست ایجاد میکند. در حالی که اسارت میهارا ادامه مییابد، گذشتهی هر یک از شخصیتها به تدریج آشکار میشود و انگیزههای واقعی و پیچیدهی آنها را نشان میدهد. این فیلم که در سال ۱۹۹۸ توسط کیوشی کوروساوا کارگردانی شده، یک درام روانشناختی و جنایی است که مفاهیم انتقام، عدالت و مرزهای اخلاقی را در موقعیتی خفقانآور و تاریک به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک هیولای باستانی به نام کتولوفو در اعماق اقیانوس آرام در خواب فرورفته است. این موجود که بخشی از اساطیر لاوکرفت محسوب میشود، توسط فرقهای مرموز پرستش میشود که مشتاقانه منتظر بیداری او و نابودی جهان هستند. داستان از زبان راویای بینام روایت میشود که پس از مرگ عمویش، پروفسور آنجل، به میراث عجیبی دست مییابد: یک مجسمه مرموز و یادداشتهایی که به موجودی باستانی اشاره میکنند. تحقیقات او را به فرقهای مخوف و توطئهای برای بیدار کردن کتولوفو میکشاند. او با کمک فرانسویها و پلیس، سعی در متوقف کردن این فرقه دارد، اما هرچه بیشتر پیش میرود، بیشتر درگیر جنون و وحشتی میشود که ذات این موجود باستانی به همراه دارد. این فیلم کوتاه سیاه و سفید صامت محصول سال ۲۰۰۵، به کارگردانی اندرو لمن و با بازی متیو ادواردز، به سبک فیلمهای دهه ۱۹۲۰ ساخته شده و اقتباسی وفادار از داستان کوتاه مشهور اچ. پی. لاوکرفت است.
خلاصه داستان: یک نوجوان به نام ایدن که به تازگی به شهرک آستوریا در اورگن نقل مکان کرده، به طور اتفاقی نوار ویدئویی مرگباری را تماشا میکند و طلسم آن را به جان میخرد. مادرش، ریچل کلر، که پیشتر با نیروی شیطانی سامارا مواجه شده بود، حالا باید بار دیگر برای نجات جان پسرش وارد مبارزهای مرگ و زندگی شود. او به زودی درمییابد که سامارا این بار قصد دارد از بدن ایدن به عنوان پلی برای ورود به دنیای زندگان استفاده کند. ریچل برای شکستن طلسم و نجات ایدن، باید رازهای عمیقتری از گذشته سامارا را کشف کند و با نیروهایی فراتر از تصور روبرو شود. این فیلم ترسناک ماوراءطبیعی به کارگردانی هیدئو ناکاتا در سال ۲۰۰۵ و با بازی نائومی واتس، سایمون بیکر و دیوید دورفمن ساخته شده است.
خلاصه داستان: یک فیلم درام اجتماعی فرانسوی محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی لوران کانت که در آن آنتونیا بائرز در نقش اول ظاهر میشود. داستان در یک کارگاه نویسندگی خلاقه در شهری ساحلی به نام لا سیوتا میگذرد، جایی که گروهی از نوجوانان محلی زیر نظر اولیویا، یک نویسنده مشهور، گرد هم آمدهاند تا رمانی جنایی خلق کنند. در ابتدا همه چیز خوب پیش میرود، اما به تدریج تنشهای اجتماعی و سیاسی جامعه در داستانشان نفوذ میکند و بحثهای داغی درباره مسائل نژادی، خشونت و هویت ملی شکل میگیرد. این کارگاه به آینهای از تنشهای جامعه فرانسه تبدیل میشود و نویسنده را با پرسشهایی دشوار درباره نقش ادبیات و هنر در مواجهه با واقعیتهای تلخ اجتماعی روبرو میکند.
خلاصه داستان: جک سامرزبی، سرباز جنگ داخلی آمریکا، پس از شش سال غیبت به خانه بازمیگردد تا همسرش لورل را در مزرعهشان در تنسی پیدا کند. با وجود شباهت ظاهری، رفتار و شخصیت او به طور مرموزی تغییر کرده است و این امر باعث میشود همسرش و اهالی شهر در مورد هویت واقعی او دچار تردید شوند. همزمان، جک با یک برنامه نوآورانه برای احیای اقتصادی شهر همراه با کشت توتون مواجه میشود، اما گذشته تاریک او به زودی گریبانش را میگیرد. فیلم سامرزبی محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی جان آمیلد و با بازی ریچارد گیر و جودی فاستر، داستانی عاشقانه و معمایی را در پسزمینه تاریخی آمریکای پس از جنگ روایت میکند که در آن عشق، فداکاری و هویت واقعی انسانها به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: فیلم ترسناک «زن سیاهپوش» محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی جیمز واتکینز، با بازی دنیل رادکلیف در نقش آرتور کیپس، وکیل جوانی است که برای رسیدگی به امور خانه اربابی دورافتادهای به نام خانه ایل مارش به روستایی کوچک سفر میکند. آرتور به زودی متوجه حضور روحی شرور به نام «زن سیاهپوش» میشود که ظاهراً مسئول مرگهای مشکوک و وحشتناک کودکان روستا است. او در حالی که سعی در حل معمای این روح و ارتباط آن با گذشته تاریک خانه دارد، با مقاومت و ترس شدید اهالی روستا مواجه میشود. آرتور باید قبل از اینکه روح انتقامجو قربانی بعدی خود را بگیرد، راز این زن سیاهپوش را فاش کند.