خلاصه داستان: فیلم «اودسا» یک موزیکال پسا-آخرالزمانی آمریکایی به کارگردانی جرمی جاسپر است که بازخوانی افسانه اورفئوس و اوریدیس را روایت میکند. اودسا (سیدی سینک)، دختری روستایی، پس از مرگ مادرش با گیتار افسانهای پدرش، ویلا، به شهر خطرناک ساتیلایت سیتی سفر میکند تا سرنوشتش را بیابد. در این دنیای آلوده به پلازما، مادهای سمی شبیه نفت، پلوتونوویچ (موری بارتلت)، رسانهها را از جزیره خصوصی «آندرورلد» کنترل میکند و مخالفان را برای سرگرمی شکنجه میدهد. گیتار اودسا دزدیده میشود و او با یوری درویش (کلوین هریسون جونیور)، خوانندهای گرفتار، آشنا شده و عاشقش میشود. آنها با نئون دیون (رجینا هال)، مجری خشن، و پلوتونوویچ مواجه میشوند. اودسا برای نجات یوری، که به دلیل توهین به پلوتونوویچ به آندرورلد فرستاده شده، در مسابقهای شرکت میکند و با آوازش «منتخب» میشود، اما آرزوی بازگشت یوری به بهای از دست دادن او و نابودی شبکه پلازما تمام میشود. فیلم با موسیقی پرشور و تصاویر پرجنبوجوش، به موضوعات عشق، مقاومت و آزادی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «ژولیت و رومئو» یک درام موزیکال-رمانتیک آمریکایی به کارگردانی تیموتی اسکات بوگارت و بازسازی مدرنی از نمایشنامه «رومئو و ژولیت» شکسپیر است که در سال ۱۳۰۱ در ورونای قرون وسطی رخ میدهد. رومئو و ژولیت، عاشقان ستارهدار، برخلاف دشمنی خانوادههای مونتاگ و کاپولت، عاشق یکدیگر میشوند. این نسخه با جایگزینی شعر پنجضربی شکسپیر با موسیقی پاپ اوریجینال، داستانی تازه ارائه میدهد که به تاریخ واقعی الهامبخش نمایشنامه اشاره دارد. ژولیت با ازدواج اجباری با پاریس روبهروست، در حالی که مرگ مرچوتیو و تیبالت به دست یکدیگر، تنشها را تشدید میکند. رومئو و ژولیت با کمک راهب لارنس نقشهای برای فرار میکشند، اما سوءتفاهمها به تراژدی منجر میشود. فیلم با بازی کلارا روگارد و جیمی وارد، و حضور بازیگرانی مثل ربل ویلسون و درک جاکوبی، به دلیل موسیقی پرزرقوبرق اما فیلمنامه ضعیف و آهنگهای ناهماهنگ، نقدهای منفی دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «پایان» یک موزیکال آخرالزمانی آمریکایی به کارگردانی جاشوا اوپنهایمر، کارگردان نامزد اسکار، و اولین تجربه روایی او پس از مستندهای تحسینشده «قتل عام» و «نگاه سکوت» است که در ۶ دسامبر ۲۰۲۴ توسط نئون اکران شد. بیستوپنج سال پس از فروپاشی زیستمحیطی که زمین را غیرقابلسکونت کرد، مادر (تیلدا سوینتون)، پدر (مایکل شانون) و پسر ۲۰سالهشان (جورج مککی) در پناهگاهی مجلل در یک معدن نمک زندگی میکنند. آنها با خدمتکار (برونا گالاگر)، پزشک (لنی جیمز) و پیشخدمت (تیم مکاینرنی) به حفظ روال عادی از طریق آیینهای روزانه، از جمله جشنهای سال نو با نمایشهای حیوانی، ادامه میدهند. ورود دختری غریبه (موزس اینگرام) که به دنبال غذا و سرپناه است، تعادل شکننده خانواده را به هم میزند. پسر که هرگز دنیای بیرون را ندیده، شیفته دختر میشود و تنشها با افشای گناهان گذشته، از جمله تصمیمهای سخت برای ترک دیگران در زمان فاجعه، بالا میگیرد. فیلم با آهنگهای جاشوا اشمیت و اوپنهایمر، به موضوعات گناه بازماندگان، امتیاز طبقاتی، پشیمانی و امید میپردازد، اما به دلیل مدتزمان طولانی ۲ ساعت و ۲۸ دقیقه، آهنگهای یکنواخت و ضعف در آواز سوینتون و شانون، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵۶٪ در راتن تومیتوز و ۶۵/۱۰۰ در متاکریتیک دریافت کرده است. با این حال، فیلمبرداری خیرهکننده، طراحی صحنه و بازی اینگرام تحسین شدهاند.
خلاصه داستان: در حالی که دوست پسر گانگسترش تحت تحقیق پلیس است، یک خواننده کلوپ شبانه در یک موسسه تحقیقاتی موسیقی که توسط اساتید لیسانس کار میکند پنهان میشود - یکی از آنها شروع به عاشق شدن او میکند.
خلاصه داستان: در بازسازی جورج کیوکور، نورمن مین، بت ماتینی در حال محو شدن، به استر بلاجت، خواننده و هنرپیشه جوان، کمک میکند تا شهرت پیدا کند، حتی در شرایطی که سن و اعتیاد به الکل، حرفهاش را به سمت مارپیچ رو به پایین میبرد.
خلاصه داستان: لورل و هاردی با گروهی از افراد خلافکار آشنا میشوند و تصمیم میگیرند با آنها همکاری کنند و در این مسیر ماجراهایی خندهدار را پدید میآورند ...