خلاصه داستان: فیلم «دستهای بیکار» (Idle Hands) که در سال 1999 منتشر شد، داستان نوجوانی به نام «توبی» را روایت میکند که دست راستش توسط یک نیروی شیطانی تسخیر میشود و او را وادار به ارتکاب قتلهای هولناک میکند. توبی برای متوقف کردن دست شرورش، با دو دوستش که بهطور اتفاقی کشته شدهاند و اکنون به شکل ارواح درآمدهاند، همکاری میکند. آنها باید با همکاری هم، جلوی تسخیر کامل توبی توسط شیطان را بگیرند و از وقوع یک فاجعه در جشن هالووین جلوگیری کنند.
خلاصه داستان: داستان فیلم «من هنوز میدانم که پارسال چه کردی» (I Still Know What You Did Last Summer) در سال ۱۹۹۸ اتفاق میافتد. جولی هیبر، که هنوز از حمله قاتل معروف به نام بن ویلیس در سال قبل رنج میبرد، به همراه دوستش ویل و گروهی از دوستان جدید به یک جزیره دورافتاده در باهاما سفر میکند تا تعطیلات را به فراموشی بسپارد. اما وقتی یک مسابقه رادیویی برنده میشود، مشخص میشود که این سفر تصادفی نبوده و قاتل با نقشهای از پیش طراحی شده، آنها را به جزیره کشانده تا انتقام خود را از جولی بگیرد. به زودی، دوستان جولی یکی پس از دیگری به قتل میرسند و او باید دوباره برای زنده ماندن بجنگد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در فیلم ترسناک روانشناختی «من تو را میبینم» (I See You) که در سال 2019 منتشر شد، خانوادهای که در یک خانه جنگلی زندگی میکنند با پدیدههای عجیب و غریبی مواجه میشوند که به تدریج به یک کابوس واقعی تبدیل میشود. با پیشرفت داستان، مخاطب درمیابد که اتفاقات ماورایی که در خانه رخ میدهد، ریشه در یک تراژدی قدیمی دارد که اهالی خانه در آن نقش داشتهاند. من تو را میبینم (I See You) یک فیلم ترسناک با ساختار روایی غیرخطی و پر از تعلیق است که در ابتدا به نظر میرسد یک داستان فراطبیعی ساده است، اما در ادامه با یک تغییر دیدگاه شگفتانگیز, مخاطب را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در دنیایی که انسانها به شکار هیولاها پرداخته و در ازای آن پول دریافت میکنند، گونتِر، کِلِو و کِراکوری سه شکارچی هستند که برای یافتن پدر گمشده گونتِر، که یک شکارچی قدرتمند بود، با هم متحد شدهاند. آنها در سفر خود با دوستهای جدید، دشمنان قدرتمند و خطرات بیشماری روبرو میشوند و در عین حال، اسرار پشت دنیای عجیب و غریب خود را کشف میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «خانهنشین» (Housebound) یک فیلم ترسناک و کمدی محصول سال 2014 نیوزلند است که داستان دختری به نام کیلی را روایت میکند که به دلیل سرقت ناموفق دستگیر شده و به جای زندان، حکم به خانهنشینی در خانه مادرش در حومه شهر میگیرد. او که از این وضعیت بیزار است، به زودی متوجه میشود که خانه مادرش ارواح دارد و ترسهایش از تنهايی و خانه، به یک کابوس واقعی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در سال 2006، دانشمندی به نام "مایکل گریفین" با قدرت نامرئی شدن، به یک قاتل سریالی تبدیل میشود. او که توسط یک تیم نظامی تعقیب میشود، به دنبال قربانیان جدیدی است تا عطش خود را برای قدرت و خشونت سیراب کند. در این میان، تنها کسی که میتواند جلوی او را بگیرد، مأموری به نام "نواک" است که باید قبل از اینکه گریفین کاملاً خارج از کنترل شود، او را متوقف کند.
خلاصه داستان: بیرون یک داستان ترسناک و دلهرهآور را روایت میکند که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد. در این فیلم، یک مادر به همراه دو دخترش در یک خانه ییلاقی دورافتاده در تعطیلات به سر میبرند، اما متوجه میشوند که یک قاتل سادیستی و بیرحم در آن حوالی پرسه میزند و آنها را زیر نظر دارد. با فرا رسیدن شب، این موجود شرور با ایجاد ترس و وحشت در میان اعضای خانواده، بازی روانی مرگباری را آغاز میکند و مادر باید برای نجات جان فرزندانش از این مخمصه وحشتناک، تا آخرین نفس بجنگد.
خلاصه داستان: فیلم «او که سیلی میخورد» (He Who Gets Slapped) یک درام روانشناختی تاریک به کارگردانی ویکتور سجوین در سال ۱۹۲۴ است. داستان در سیرکی در پاریس میگذرد و مردی را روایت میکند که پس از تحمل شکست و تحقیر شدید، هویت خود را پنهان کرده و با نام «او» به یک دلقک تراژیک تبدیل میشود. او که بهطور مداوم سیلی میخورد تا دیگران را بخنداند، درگیر عشقی پیچیده به زنی جوان میشود که توسط یک اسبسوار ثروتمند مورد آزار قرار میگیرد. این فیلم که اقتباسی از رمان «او» اثر آندره نوریه است، با بازی درخشان لان چینی، تضاد عمیقی بین ظاهر شاد و درون غمگین شخصیت اصلی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «Good Manners» (با نام فارسی «آداب معاشرت») یک درام ترسناک و فانتزی محصول سال 2017 برزیل است. داستان در سائوپائولو میگذرد و درباره یک پرستار بچه به نام کلارا است که برای یک زن باردار مجرد به نام آنا استخدام میشود. کلارا به زودی متوجه میشود که نوزاد آنا، که خواهد بود، دارای نیازهای غذایی غیرعادی و ویژگیهای مرموزی است که باعث ایجاد ترس و تعلیق در رابطه آنها میشود.