خلاصه داستان: فیلم سینمایی سرپرست جشن داستانی را روایت میکند که در آن دختر جوان وزیر جدید شهر ناپدید میشود. پدر دختر، که یک مرد مذهبی و متدین است، به همراه مردم شهر به دنبال دخترش میگردند...
خلاصه داستان: پادشاهی حیوانی؛ فیلمی علمی تخیلی ماجراجویی توماس کیلی است. جهان در حال تکامل است زیرا یک بیماری جدید در سراسر جهان گسترش می یابد و به آرامی انسان ها را به حیوانات تبدیل می کند. از جمله مادر امیل، یعنی لانا، که در حال تبدیل شدن به یک گرگ است. لانا به یک مرکز درمانی دولتی تخصصی در جنوب فرانسه فرستاده میشود و فرانسوا، خانواده را برای نزدیک ماندن به او جا به جا میکند. مدت کوتاهی پس از رسیدن، به آنها اطلاع داده می شود که آمبولانسی که لانا را منتقل می کند، تصادف کرده و لانا فرار کرده است…
خلاصه داستان: این فیلم در مورد یک انیماتور با استعداد استاپموشن به نام الا بلیک است که با از دست دادن مادرش، در دنیای عجیب و غریب ساختههای ترسناک خود گرفتار میشود. حال این اتفاق عواقب مرگباری برای الا به دنبال دارد و…
خلاصه داستان: واکینگ دد بازماندگان؛ سریالی پسا-آخرالزمانی ترسناک درام و ششمین اسپینآف و به طور کلی هفتمین مجموعه از فرنچایز مردگان متحرک است. داستان حماسی دو شخصیت ریک و میشون و مبارزه آنها برای زنده ماندن و یا تبدیل شدن به یک مرده متحرک…
خلاصه داستان: یک خانواده سیاهپوست به محله ای کاملاً سفید در لس آنجلس نقل مکان می کنند که نیروهای بدخواه ، همسایه و دنیای دیگر تهدید به طعنه ، تخریب و نابودی آنها می کنند.
خلاصه داستان: سریال جدید واکینگ دد: آنسوی دنیا (The Walking Dead: World Beyond) که دومین اسپین آف از سری مردگان متحرک (The Walking Dead) به حساب می آید، سالها قبل از اتفاقات داستان اصلی است و به چگونگی پیدایش اولین زامبی ها، و اولین کسانی که با آنها به مقابله برخواستند، پرداخته است.
خلاصه داستان: دو کشیش مامور می شوند تا یک درمانگر را که به طور رازآلودی ناپدید شده پیدا کنند. آنها پس از گذشت مدتی منطقه ای اسرارآمیز را در اطراف شهر کشف می کنند و به رازهایی پنهان پی می برند و...
خلاصه داستان: دو برادر خون آشام به نام های «استفان» و «دیمن»، که دارای زندگی جاودانه هستند، قرن هاست که میلشان برای نوشیدن خون انسان را مخفی کرده و میان مردم زندگی می کنند. آن ها قبل از اینکه اطرافیان متوجه عدم تغییر سن آن ها شوند، از شهری به شهر دیگر نقل مکان میکنند. اکنون آن دو به شهر ویرجینیا بازگشته اند، همان جایی که به خون آشام تبدیل شدند. استفان پسر شریفی است و خون انسان را به خود ممنوع کرده تا مجبور نباشد کسی را بکشد، اما همواره سعی می کند مراقب اعمال برادر شرورش، دیمن باشد. بعد از آمدن به ویرجینیا، طولی نمی کشد که استفان عاشق یک دختر مدرسه ای بنام «الینا» میشود...