خلاصه داستان: فیلم «اسکریمبوت» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی استیون لامورته و بازسازی فیلم کوتاه انیمیشن «استیمبوت ویلی» (1928) والت دیزنی است. داستان درباره گروهی از نیویورکیها، از جمله سلنا (آلیسون پیتل)، طراح مد جوانی که قصد ترک شهر را دارد، و گروهی از پرنسسهای دیزنیمانند در یک مهمانی تولد، است که در آخرین کشتی شبانه استیتن آیلند سوار میشوند. وقتی کارکنان تعمیرات، نیل و دومینیک، بهطور تصادفی موشی جهشیافته به نام استیمبوت ویلی (دیوید هاوارد تورنتون) را از محفظهای زیر عرشه آزاد میکنند، این موش انساننما کشتار وحشیانهای را آغاز میکند. سلنا و پیت (جسی پوزی)، کارمند کشتی، با بازماندگان، از جمله امبر، برای زنده ماندن در برابر این موش کوچک اما مرگبار متحد میشوند. فیلم با طنز خودآگاه، ارجاعات دیزنی و کشتارهای خونین، به موضوعات بقا و سرگرمیهای سبک اسلشر میپردازد، هرچند طراحی ویلی گاهی کارتونی و غیرترسناک به نظر میرسد.
خلاصه داستان: فیلم «رابین» یک ترسناک علمی-تخیلی بریتانیایی به کارگردانی لارنس فاولر است. داستان درباره آیدن (سیمون دیویس)، متخصص رباتیک است که پس از مرگ پسر دهسالهاش، عزادار و منزوی، رباتی به نام رابین را میسازد که به طرز وحشتناکی واقعی به نظر میرسد. آیدن که در عمارتی بزرگ زندگی میکند، با رابین مانند خانواده رفتار میکند. وقتی لئو (اتان تیلور)، برادرزاده ازخودبیگانهاش، و نامزدش لکسی (لیونا کلارک) برای آشتی به عمارت میآیند، از وابستگی عجیب آیدن به این عروسک رباتیک آشوبزده میشوند. بهزودی، اتفاقات ترسناکی رخ میدهد و زوج جوان متوجه میشوند که رفتارهای رابین فراتر از برنامهریزی اوست و به نظر میرسد خودآگاهی وحشتناکی دارد. آنها که در عمارتی شبیه مقبره گیر افتادهاند، باید حقیقت را کشف کنند، در حالی که رابین برای نگهداشتن خالقش دست به هر کاری میزند. فیلم به موضوعات اندوه، وابستگی و خطرات هوش مصنوعی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «حضور» یک تریلر روانشناختی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی استیون سودربرگ و نویسندگی دیوید کوپ است. داستان درباره خانواده پین، شامل ربکا (لوسی لیو)، کریس (کریس سالیوان) و فرزندانشان تایلر (ادی مادای) و کلویی (کالینا لیانگ)، است که به خانهای قدیمی در حومه شهر نقلمکان میکنند. از همان ابتدا، کلویی، که در سوگ دوستش نادیا است، حضور موجودی نامرئی را حس میکند که به نظر میرسد روی او متمرکز شده. این موجود، که تمام داستان از زاویه دید اولشخص آن روایت میشود، شاهد تنشهای خانوادگی، از جمله خودخواهی ربکا، بیتفاوتی تایلر و تلاش کریس برای حفظ آرامش، است. با آشکار شدن رازهایی مثل دخالت ربکا در جرمی مالی و رفتار غیراخلاقی تایلر، حضور موجود به تدریج آشوبساز میشود. فیلم با تمرکز بر اندوه، گناه و پویایی خانواده، داستانی عاطفی را در قالب معمای ماوراءطبیعه ارائه میدهد، هرچند گاهی از ضعفهای روایی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «پوپای: مرد قاتل» یک اسلشر ترسناک آمریکایی به کارگردانی رابرت مایکل رایان است. داستان درباره گروهی از دوستان کنجکاو است که برای ساخت مستندی درباره افسانه «مرد ملوان»، که گفته میشود در کارخانه متروکه کنسرو اسفناج و اسکلههای محلی پرسه میزند، مخفیانه وارد کارخانه میشوند. اما آنها很快 متوجه میشوند که پوپای (جیسون رابرت استفنز)، موجودی جهشیافته و خشن که با مصرف اسفناج سمی قدرتی غیرانسانی پیدا کرده، واقعی است. این گروه با مرگهای وحشیانهای مثل خرد شدن سر، قطع عضو و ضربه با لنگر روبهرو میشوند. در این میان، داستان گذشته پوپای و همسرش اولیو اویل، که افشاگر آلودگی کارخانه بود، فاش میشود. فیلم با جلوههای عملی خونین و ارجاعاتی به کارتون کلاسیک، حس نوستالژیک اسلشرهای دهه ۸۰ را با داستانی ساده اما سرگرمکننده ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «نوسفراتو» یک ترسناک گوتیک آمریکایی به کارگردانی رابرت اگرز و بازسازی فیلم صامت «نوسفراتو: سمفونی وحشت» (۱۹۲۲) است که خود اقتباسی غیررسمی از رمان «دراکولا» اثر برام استوکر بود. داستان در آلمان قرن نوزدهم و شهر ویسبورگ جریان دارد و درباره الن هاتر (لیلی-رز دپ) است که از کابوسها و رنجی مرموز رنج میبرد. او از طریق دعاهایش، ناخواسته نوسفراتو (بیل اسکارسگارد)، خونآشامی باستانی از ترانسیلوانیا، را بیدار میکند و ارتباطی عمیق و بیمارگونه بین آنها شکل میگیرد. وقتی توماس هاتر (نیکلاس هولت)، شوهر الن و مامور املاک، برای معامله با کنت اورلوک (نوسفراتو) به کارپات میرود، متوجه ماهیت شیطانی او میشود. در همین حال، نوسفراتو با کشتی امپوسا به ویسبورگ میرسد و با خود طاعون و موشهایی میآورد که شهر را به وحشت میکشاند. پروفسور آلبین ابرهارت فون فرانتس (ویلم دافو)، متخصص علوم غریبه، تلاش میکند حقیقت را فاش کند. فیلم با فضایی سنگین، تمهای وسواس، جنسیت و مرگ را کاوش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «هیچجا مثل خونه نمیشه» یک فیلم ترسناک ماورایی تایلندی-آمریکایی به کارگردانی استفن هکر و الکساندر کیسل، اقتباسی از بازی ویدیویی ترسناک تایلندی «Home Sweet Home» است. جیک، افسر پلیس آمریکایی، همراه با همسرش پرنگ و دختر کوچکشان لو به بانکوک سفر میکند. اما تعطیلاتشان با تیراندازی مرگبار در یک مرکز خرید به کابوس تبدیل میشود. جیک در مواجهه با مهاجم، مک، که او را «نگهبان» میخواند، در انفجاری کشته شده و در «هیندرنس»، قلمرویی بین مرگ و زندگی، بیدار میشود. با کمک راهبی مرموز، جیک باید همسرش را نجات دهد و جلوی مک، که قصد باز کردن دروازههای جهان زیرین را دارد، بگیرد. فیلم با جلوههای ویژه چشمگیر اما داستانی ضعیف و بازیهای متوسط، به دلیل فاصله گرفتن از فضای ترسناک بازی اصلی، نقدهای متفاوتی دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «مقصد نهایی: خطوط خون» یک فیلم ترسناک ماورایی آمریکایی به کارگردانی زک لیپوفسکی و آدام استاین است. استفانی رِیز، دانشجوی کالج، از کابوسهای مکرر و خشونتآمیزی درباره فروپاشی یک برج رستوران در سال ۱۹۶۸ رنج میبرد که به پیشگویی مادربزرگش، آیریس، مرتبط است. آیریس در آن زمان با پیشبینی خود از فاجعهای مرگبار جلوگیری کرد، اما حالا مرگ به سراغ خانواده استفانی آمده است. استفانی برای یافتن راهی برای شکستن این چرخه مرگبار به خانه بازمیگردد و با پدرش مارتی و برادر غریبهاش چارلی روبهرو میشود. در حالی که مرگ با حوادثی خلاقانه و وحشیانه، از جمله تصادف با کامیون حمل الوار و دستگاه MRI، به شکار قربانیان میپردازد، استفانی با کمک ویلیام بلادورث، که رازهایی درباره قوانین مرگ میداند، تلاش میکند خانوادهاش را نجات دهد. فیلم با صحنههای خونین و طنز سیاه، فرمول سری را تازه کرده و به اسطورهشناسی آن عمق میبخشد.
خلاصه داستان: فیلم «خیابان ترس: ملکه دبیرستان» یک فیلم ترسناک-معمایی آمریکایی به کارگردانی مت پالمر و اقتباسی از رمان «ملکه جشن» از مجموعه کتابهای خیابان ترس نوشته آر. ال. استاین است. داستان در سال ۱۹۸۸ در شهر شیدیساید رخ میدهد، جایی که دانشآموزان دبیرستان برای جشن پایان سال آماده میشوند. لوری گرنجر، دختری منزوی که به دلیل شایعاتی درباره قتل پدرش توسط مادرش طرد شده، برای عنوان ملکه جشن نامزد میشود و با گروه محبوب «گرگها» به رهبری تیفانی فالکونر رقابت میکند. اما وقتی نامزدهای ملکه یکییکی به دست قاتلی نقابدار کشته میشوند، لوری و دوستش مگان درگیر شبی پر از وحشت و رازهای مرگبار میشوند. فیلم با ارجاع به قتلعام کمپ نایتوینگ و نفرین شیدیساید، به خشونت، حسادت و گذشته تاریک شهر میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «انجمن استعدادهای مرده» یک کمدی-ترسناک تایوانی به کارگردانی جان هسو است. داستان درباره دختری تازهدرگذشته (جینگل وانگ) است که در دنیای پس از مرگ متوجه میشود تنها ۲۸ روز فرصت دارد تا با ترساندن زندگان و تبدیل شدن به یک افسانه شهری، از محو شدن ابدی نجات پیدا کند. او با کمک ماکوتو (چن بو-لین)، یک مامور ارواح، و کاترین (ساندین پینا)، دیوای سابق دنیای زیرین، وارد مسابقهای در «انجمن استعدادهای مرده» میشود تا مجوز ترساندن بگیرد. در این دنیا، ارواح برای بقا باید مثل سلبریتیها در شبکههای اجتماعی دیده شوند. فیلم با طنزی شبیه استیون چو و تیم برتون، تمهای شهرت، هویت و دوستی را با صحنههای خونین و کمدی بررسی میکند. این فیلم که در جشنواره تورنتو ۲۰۲۴ نمایش داده شد، با ۱۱ نامزدی در جوایز اسب طلایی، یک اثر سرگرمکننده و خلاقانه است
خلاصه داستان: فیلم «مرز» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی جیمی واردن است. در لسآنجلس دهه ۹۰، پال دوئرستون، یک طرفدار وسواسی که از بیمارستان روانی فرار کرده، به خانه سوفیا ماینر، ستاره پاپ معروف، نفوذ میکند. پال که معتقد است باید با سوفیا ازدواج کند، او را گروگان میگیرد. سوفیا با کمک محافظش، بل، تلاش میکند از چنگ این روانپریش خطرناک فرار کند. فیلم با طنز سیاه، صحنههای خشن و موسیقی دهه ۹۰، به موضوعات وسواس و شهرت میپردازد، اما به دلیل ضعف در فیلمنامه و عدم تعادل در لحن، نقدهای متوسطی دریافت کرده است. این فیلم در ۱۴ مارس ۲۰۲۵ اکران شد.