خلاصه داستان: فیلم «فهرست شیطان صفتان آقای اسکروج» یک اسلشر ترسناک-کمدی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی جیک هلگرن است که در ژانر فیلمهای ترسناک کریسمسی جای میگیرد. داستان درباره گروهی از دوستان قدیمی دانشگاه است که پانزده سال پس از مرگ یکی از دوستانشان، گلن، در حین اجرای نمایش «سرود کریسمس» در کالج، برای تجدید دیدار در کلبهای زمستانی گرد هم میآیند. این گروه، شامل تبی (اسکای کویین)، کلسی (کیم والن)، چندلر (لیز فنینگ)، تاکر (آدام بوچی) و جولیان (علی ظهیری)، با رازها، حسادتها و شوخیهای تلخ گذشته روبهرو میشوند. اما وقتی قاتلی با ماسک وحشتناک ابنزر اسکروج (جاناتان رزنتهال) شروع به کشتن آنها یکییکی میکند، وحشت جای جشن را میگیرد. قاتل با هدایای اسکروجمانند و پیامهایی که به مرگ گلن مرتبط است، آنها را هدف قرار میدهد. فیلم با لنزهای آنامورفیک قدیمی فیلمبرداری شده و با طنز خودآگاه، ارجاعات به اسلشرهای کلاسیک دهه ۸۰، جلوههای خونین و فضای کریسمسی پرزرقوبرق، به موضوعات انتقام و رازهای گذشته میپردازد، هرچند پایان قابلپیشبینی و انگیزه ضعیف قاتل از نقاط ضعف آن است.
خلاصه داستان: فیلم «ملعون» یک ترسناک-فولکلور ایسلندی-ایرلندی به کارگردانی توردر پالسون و نوشته جیمی هانیگان است که در قرن نوزدهم جریان دارد. داستان درباره اوا (اودسا یانگ)، بیوهای جوان است که پس از مرگ همسرش ماگنوس، اداره یک پایگاه ماهیگیری دورافتاده در ایسلند را بر عهده دارد. در زمستانی سخت، او و خدمهاش، از جمله هلگا (شیوون فینران)، دانیل (جو کول) و هکون (تورلوف کانوری)، شاهد غرق شدن یک کشتی خارجی در نزدیکی ساحل هستند. آنها به دلیل کمبود غذا و خطر، تصمیم میگیرند به بازماندگان کمک نکنند، اما وقتی برای جمعآوری اموال به کشتی میروند، با چند بازمانده مواجه شده و درگیری مرگباری رخ میدهد. پس از این تصمیم، اوا و گروهش با حوادث ماوراءطبیعه، از جمله حضور دراگر (Draugr)، موجودی زامبیمانند از افسانههای ایسلندی که میتواند تغییر شکل دهد، گرفتار میشوند. دراگر با نفوذ به ذهن آنها، باعث جنون و مرگ تدریجیشان میشود. فیلم با فضای سنگین، سینماتوگرافی خیرهکننده و تمهای گناه، بقا و اخلاق، تجربهای ترسناک و تأملبرانگیز ارائه میدهد، هرچند پایان آن برای برخی مبهم و ناامیدکننده است.
خلاصه داستان: فیلم «لنگدراز» یک تریلر وحشت-جنایی است که داستان لی هارکر، مأمور جوان و بااستعداد افبیآی را دنبال میکند که در دهه ۱۹۹۰ مأموریت مییابد تا پرونده قاتل زنجیرهای مرموزی به نام لنگدراز را حل کند. این قاتل مسئول قتلعام چندین خانواده در اورگن است، جایی که پدران، بدون حضور فیزیکی قاتل در صحنه، خانوادههایشان را کشته و سپس خودکشی کردهاند. تنها سرنخ، نامههایی با امضای «لنگدراز» است که حاوی نمادهای شیطانی و کدهای رمزنگاریشده است. لی که تواناییهای شهودی غیرمعمولی دارد، با سرپرستش، کارتر، و سرنخهایی مانند عروسکهای تسخیرشده، به تدریج ارتباط شخصی خود با قاتل را کشف میکند. داستان با فلشبکهایی به سال ۱۹۷۴، صحنههای پرتنش مانند رویارویی در فروشگاه، و فضایی وهمآلود، به موضوعات شیطانپرستی، تروما و قربانی شدن میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه پراکنده، پایانبندی ناگهانی و عدم تمرکز بین وحشت ماورایی و تریلر جنایی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای بصری دهه ۷۰، موسیقی متن و بازیهای اصلی تحسین شدند، اما داستان کمعمق و فقدان تعلیق کافی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مارشمالو» یک فیلم ترسناک-علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی دنیل دلپورگاتوریو در اولین تجربه کارگردانی بلندش و نویسندگی اندی گرسکوویاک است که در ۱۱ آوریل ۲۰۲۵ اکران محدودی داشت. داستان درباره مورگان (کیو لارنس)، پسری ۱۲ ساله خجالتی و درونگرا، است که پس از تجربهای آسیبزا با مرگ ناگهانی پدربزرگش (کوربین برنسن) به اردوی تابستانی فرستاده میشود. مورگان که با کابوسهای غرق شدن و ترس از آب دستوپنجه نرم میکند، در اردوگاه با پیلار (کایا چچ)، دختری جسور، دوست شده و با قلدری به نام سیجی (مکسول ویتینگتون-کوپر) مواجه میشود. در یک شب، مشاوران اردوگاه، از جمله راشل (جورجیا ویگهام)، داستان ترسناکی درباره دکتری تعریف میکنند که بچههایی که از تختشان خارج میشوند را ربوده و در زیرزمین آزمایشهای وحشتناکی روی آنها انجام میدهد. وقتی مورگان نورهای عجیبی از ساختمانی میبیند، به آنجا میرود و متوجه میشود داستان واقعی است. فیلم با پیچشی غیرمنتظره از وحشت اردوگاهی به قلمرو علمیتخیلی میرود، هویت شخصیتها را زیر سؤال میبرد و به موضوعات اندوه، هویت و دوستی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند نیمه اول، پیچش داستانی توضیحمحور، و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۶۴/۱۰۰ در TMDb، ۵.۹/۱۰ در IMDb). بازی لارنس، چچ و ویتینگتون-کوپر، فضای دهه ۸۰، و طراحی بصری (مانند لباس سفید دکتر با نور روی سر) تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده، بازی ضعیف بزرگسالان، و فقدان پیگیری پس از پیچش نقد شدند. فیلم که توسط Hemlock Circle Productions تولید شده، بهعنوان یک فیلم ترسناک مناسب برای مخاطبان جوان شناخته میشود.
خلاصه داستان: فیلم «بیاز: نفرین ایه تاریک» یک فیلم ترسناک-هیجانی ترکیهای به کارگردانی ارکوت آلتینداغ و ولکان اوزگوموش و نویسندگی ارکوت آلتینداغ، هاکان حسِین گول، عایشه گونسل و ولکان اوزگوموش است که در ۲۴ مه ۲۰۲۴ اکران شد. داستان درباره چهار دانشجوی دندانپزشکی، عیلدا (توتکو اولوس)، جنک (کوتای کالبالیک)، باتوهان (ابراهیم ییغیت چینار) و آیچا (جِرن گوزین سونمز)، است که پس از امتحانات نهایی برای تفریح یک آیین احضار روح برگزار میکنند. آنها با استفاده از یک دفترچه جادویی قدیمی، موجودی اسطورهای به نام بیاز را از بُعدی دیگر احضار میکنند. این آیین که ابتدا سرگرمکننده به نظر میرسد، به زودی به کابوسی مرگبار تبدیل میشود و جان آنها را به خطر میاندازد. گروه برای رهایی از نفرین گذشته و مقابله با نیروی تاریک، وارد مبارزهای ناامیدکننده میشود که شامل دیدار با شخصیتی عجیب در تیمارستان است. فیلم با الهام از افسانههای ترکی و فیلمهایی مانند «کابوس در خیابان الم»، به موضوعات ترس، پشیمانی و بقا میپردازد. با این حال، به دلیل داستان تکراری، استفاده بیشازحد از فرمول «ترس غیرواقعی»، زیرنویسهای ضعیف، و دیالوگهای گاه تصنعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb). بازی توتکو اولوس و کوتای کالبالیک، و فضای ترسناک تحسین شدند، اما فیلمنامه یکنواخت، جلوههای ویژه متوسط، و ریتم کند نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «عروس شیطان» (به اندونزیایی: Pengantin Iblis) یک فیلم ترسناک-هیجانی اندونزیایی به کارگردانی آزهر کینوی لابیس و نویسندگی لهله لیلا است که در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۵ منتشر شد. داستان درباره رنتی (تاسکیا نامییا)، مادری فداکار و همسری وفادار، است که با همسرش بوو (وافدا سیفان لابیس) و دختر معلولش نینا (شاکینا مدینه) زندگی میکند. پس از یک تصادف مرگبار برای نینا، رنتی برای نجات جان او با شیطانی معامله میکند، اما این معامله به بهای سنگین خون و زندگی اعضای خانوادهاش تمام میشود. رنتی، تحت فشار مادرشوهر سلطهگرش (رتنا ریانتیارنو) و مشکلات خانوادگی، تسلیم خشم و تسخیر شیطانی میشود و دست به اعمالی خشونتآمیز، از جمله قتل خواهرشوهرش سیتی (گیوینا لوکیتا) و دیگران، میزند. فیلم با صحنههای تسخیر، مانند خندههای هیستریک رنتی در حمام و کشتارهای خونین، به موضوعات خشم زنانه، فداکاری مادرانه و عواقب معاملات فاوستی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، ریتم کند، استفاده بیشازحد از پرشهای ترسناک (جامپاسکر)، و صحنههای تسخیر اغراقآمیز که گاهی کمدی به نظر میرسند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵.۶/۱۰ در IMDb، ۵۵٪ در راتن تومیتوز). بازی تاسکیا نامییا، جلوههای ویژه و آرایش، و فیلمبرداری تحسین شدند، اما موسیقی پسزمینه بلند و پایانبندی ساده نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «مگان ۲.۰» یک فیلم اکشن-ترسناک-علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی جرارد جانستون و نویسندگی او با داستانی از جانستون و آکلا کوپر است که دنبالهای بر فیلم «مگان» (۲۰۲۲) محسوب میشود. داستان دو سال پس از حوادث فیلم اول رخ میدهد، جایی که جما (آلیسون ویلیامز)، خالق مگان، حالا نویسندهای برجسته و مدافع نظارت دولتی بر هوش مصنوعی است. کیدی (وایولت مکگراو)، برادرزاده ۱۴ ساله او، علیه قوانین سختگیرانه جما سرکشی میکند. در این میان، فناوری مگان توسط یک پیمانکار دفاعی دزدیده شده و برای ساخت ربات نظامی به نام آملیا (ایوانا ساخنو)، یک جاسوس و قاتل بینقص، استفاده شده است. اما آملیا با افزایش خودآگاهی، از اطاعت از انسانها سر باز میزند و قصد دارد با ترکیب زیرساخت ابری آلتون اپلتون (جمین کلمنت) و یک هوش مصنوعی قدیمی از شرکت زناکس، کنترل جهان را به دست بگیرد. جما مجبور میشود مگان (با بازی فیزیکی امی دونالد و صدای جنا دیویس) را بازسازی کند و با ارتقاهایی که او را سریعتر و مرگبارتر میکند، به مقابله با آملیا بفرستد. مگان، که ذهنش را در خانه هوشمند جما ذخیره کرده بود، با گروهی شامل جما، کیدی، تس (جن ون اپس) و کول (برایان جردن آلوارز) همکاری میکند. فیلم با صحنههای اکشن مانند درگیری در کنفرانس فناوری، طنز گزنده مگان، و مضامین والدگری و مسئولیتپذیری در قبال هوش مصنوعی، به موضوعات فناوری و اخلاق میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، کمدی ناهموار، و فاصله گرفتن از ریشههای ترسناک فیلم اول، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۸٪ در راتن تومیتوز، ۸۴٪ از مخاطبان). بازی ساخنو و ویلیامز، و رقص و دیالوگهای مگان تحسین شدند، اما ریتم ناهموار و پایانبندی شلوغ نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «نمیفهممت» یک کمدی سیاه-ترسناک آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی مشترک برایان کرانو و دیوید جوزف کریگ است. داستان درباره دام (نیک کرول) و کول (اندرو رانلز)، زوج همجنسگرایی از لسآنجلس، است که در آستانه به فرزندخواندگی گرفتن فرزندی از کندیس (آماندا سایفرد) هستند. آنها برای جشن دهمین سالگردشان به ایتالیا سفر میکنند، اما وقتی ماشین اجارهایشان در راه رستورانی دورافتاده در اورویتو در گودالی گیر میکند، در بارانی شدید در منطقهای روستایی گرفتار میشوند. بدون دسترسی به تلفن همراه و ندانستن زبان ایتالیایی، سوءتفاهمهای فرهنگی و ترسهایشان به هرجومرج و خشونت خندهدار اما خونین منجر میشود. آنها با زیا لوچیانا (نونزیا اسکیانو)، صاحب رستوران، و پسرش ماسیمو (مورگان اسپکتور) روبهرو میشوند که تصور میکنند تهدیدی برایشان هستند. فیلم با الهام از تجربه واقعی کارگردانان در فرزندخواندگی، به موضوعات اضطراب والدینی، سوءتفاهم فرهنگی، و روابط عاشقانه میپردازد. با این حال، به دلیل طنز ناهموار، داستان آشوبناک، پایانبندی ضعیف، و عدم انسجام ژانر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۶٪ در راتن تومیتوز، ۵۷/۱۰۰ در متاکریتیک). بازی کرول و رانلز، و فضای زیبای ایتالیا تحسین شدند، اما فیلمنامه و لحن غیرمنسجم نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «ترس در عمق» یک فیلم اکشن-ماجراجویی-ترسناک استرالیایی به کارگردانی متیو هولمز و نویسندگی مشترک هولمز و گرگوری ماس است که در استرالیای سال ۱۹۴۶ رخ میدهد. داستان حول گروهی از غواصان حرفهای شرکت Sea Dog Diving، از جمله کلارا بنت (هرمیون کورفیلد)، ارنی (جک رایان)، و جیمی (جیکوب جونیور نایینگول)، میچرخد که برای یافتن خودرویی غرقشده در رودخانهای استخدام میشوند. تلاشهای آنها توسط یک کوسه نر ماده باردار و بسیار تهاجمی مختل میشود. غواصان بهزودی متوجه میشوند که برای گروهی از جنایتکاران بیرحم کار میکنند که قصد دارند طلای سرقتشده خود را بازیابی کنند. این جنایتکاران، به رهبری شخصیتی خشن (جاش مککانویل)، به اندازه کوسه خطرناک هستند. فیلم با صحنههای زیرآبی پرتنش، استفاده از تجهیزات غواصی قدیمی (لباسهای غواصی استاندارد ۱۹۴۰)، و جلوههای عملی مانند مینیاتورها، به موضوعات بقا، خیانت و طمع میپردازد. با این حال، به دلیل کمبود صحنههای کوسه، داستان تکراری، ویرایش گاه ناهموار، و شخصیتپردازی محدود، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی هرمیون کورفیلد، فضای دهه ۱۹۴۰، و جلوههای عملی تحسین شدند، اما ریتم کند و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «هیولای زیر ما» یک فیلم ترسناک-معمایی-هیجانی بریتانیایی به کارگردانی و نویسندگی سوفی اوزبورن است. داستان در یورکشایر، سال ۱۸۹۸ رخ میدهد و حول گریس ابینگتون (بکا هیرانی)، زنی سوگوار، و پسرش چارلی (مارشال هاکس) میچرخد که پس از مرگ ناگهانی همسر سابق گریس، جیمز (جک فورسیث-نوبل)، به عمارت متروکه او نقلمکان میکنند. گریس قصد دارد عمارت را بفروشد، اما چارلی از دوستی جدید در زیرزمین صحبت میکند که نگرانی گریس را به ترس تبدیل میکند. آنها متوجه میشوند که در خانه تنها نیستند و موجودی ماوراءطبیعی به نام بوگارت، روحی شیطانی از فولکلور انگلیسی، در آنجا حضور دارد. فیلم با فضاسازی گوتیک و موضوعات انزوا، سوگ و تفاوت، تلاش میکند وحشتی روانشناختی خلق کند، اما به دلیل ریتم کند، داستان پراکنده، فقدان عمق در شخصیتها، و جلوههای ویژه ضعیف (مانند طراحی CGI بد هیولا)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی بکا هیرانی و فیلمبرداری دوم هاپکینگ در عمارت تاریخی کریک منور تحسین شدند، اما فقدان توضیح درباره موجود، پایانبندی ناامیدکننده، و انتخابهای عجیب بازیگری، مانند نقش چارلی که به نظر برخی تماشاگران دختر به نظر میرسد، نقد شدند.