خلاصه داستان: فیلم «کریسمس خونین» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی جو بگوس است که داستان توری تومز (رایلی دندی)، صاحب یک فروشگاه موسیقی، را در شب کریسمس روایت میکند. توری که قصد دارد با کارمندش رابی (سم دلیچ) خوش بگذراند، با یک سانتا رباتیک (ابراهام بنروبی) مواجه میشود که به دلیل نقص فنی (بازگشت به برنامهنویسی نظامی وزارت دفاع آمریکا) در فروشگاه اسباببازی محلی به قتلعام میپردازد. توری و رابی، پس از بازدید از دوستانشان، جِی (جونا ری) و لانا (دورا مدیسون)، در فروشگاه اسباببازی، درگیر مبارزهای خونین برای بقا میشوند. داستان با صحنههایی مانند قتلهای خشن با تبر، تعقیب و گریز در فروشگاه با نورپردازی نئونی، و پایانبندی که توری پس از نابودی سانتا رباتیک خسته و خونآلود به خیابان میرسد، به موضوعات بقا، طنز سیاه و وحشت تعطیلات میپردازد. با این حال، به دلیل دیالوگهای بیشازحد، ریتم کند در ۳۰ دقیقه ابتدایی و داستان ساده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۷۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی دندی، جلوههای گور و فضای دهه ۸۰ تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و استفاده بیشازحد از دوربین ۱۶ میلیمتری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دفن» یک تریلر جنگی بریتانیایی است که در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم رخ میدهد. داستان با یک صحنه در سال ۱۹۹۱ آغاز میشود، جایی که آنا مارشال (هریت والتر)، زنی سالخورده، توسط یک نئونازی (دیوید الکساندر) مورد حمله قرار میگیرد. او مهاجم را مهار کرده و داستان گذشتهاش را بهعنوان برانا واسیلیوا (شارلوت وگا)، افسر اطلاعاتی روس، بازگو میکند. در سال ۱۹۴۵، پس از سقوط برلین، برانا و گروه کوچکی از سربازان روس مأموریت دارند جعبهای حاوی بقایای هیتلر را به استالین در مسکو تحویل دهند تا ثابت کنند او مرده است. در مسیر، آنها با نیروهای مقاومت آلمانی «گرگینه» (Werwolf)، که قصد دارند حقیقت مرگ هیتلر را پنهان کنند، مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند حمل جعبه در جنگلهای تاریک، درگیریهای خشن با گرگینهها، و استفاده از گیاهان توهمزا توسط دشمن، به موضوعات وظیفه، حقیقت تاریخی و وحشت جنگ میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، ریتم کند و فقدان اوجگیری کافی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۶۱٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای وگا و والتر، فضای گوتیک و طراحی صحنه تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان هیجان نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «چشم آبی روشن» یک تریلر معمایی-تاریخی به کارگردانی اسکات کوپر و بر اساس رمان لوییس بایارد (2006) است که در سال 1830 در آکادمی نظامی وست پوینت رخ میدهد. داستان درباره آگوستوس لندور (کریستین بیل)، کارآگاه بازنشسته الکلی، است که برای بررسی قتل یک کادت به نام لروی فرای، که به دار آویخته شده و قلبش به طرز وحشیانهای از بدنش خارج شده، استخدام میشود. لندور که از کد سکوت کادتها ناامید شده، از ادگار آلن پو (هری ملینگ)، کادتی عجیب با علاقه به شعر و معما، کمک میگیرد. تحقیقات آنها به خانوادهای مرموز، مارکیسها (گیلیان اندرسون و لوسی بوینتون)، و آیینهای شیطانی مشکوک منتهی میشود. داستان با صحنههایی مانند بازجوییهای لندور در میخانههای سرد، شعرخوانیهای پو، و یک مراسم آیینی پرتنش، به موضوعات انتقام، سوگ و تاریکیهای قلب انسان میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، پیچشهای قابلپیشبینی و پایانبندی ناامیدکننده که به یک فلشبک طولانی وابسته است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۶۳٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای بیل و ملینگ، فضای سرد و گوتیک، و فیلمبرداری ماسانوبو تاکایاناگی تحسین شدند، اما داستان پراکنده و فقدان هیجان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «اولین تماس» یک ترسناک-علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی بروس ومپل است. داستان درباره دو خواهر و برادر ناسازگار، کیسی (آنا شیلدز) و دن (جیمز لیدل)، است که پس از ناپدید شدن مرموز پدر دانشمندشان، دکتر ایان برادچ (پل کنداریان)، به مزرعه دورافتاده او میروند تا تحقیقات ناتمامش را بررسی کنند. آنها بهزودی متوجه میشوند که کار پدرشان بسیار خطرناکتر از تصورشان بوده: موجودی شیطانی که میلیونها سال در زمان و مکان مدفون بوده، آزاد شده و شروع به ایجاد ویرانی در میان اهالی محل کرده است. این موجود، که از طریق یک پورتال باز شده توسط دستگاه پدرشان وارد شده، با تسخیر بدن انسانها، از جمله کوین (کریس سیمپرمن)، دوست دن، آنها را به موجوداتی بیگانه تبدیل میکند. کیسی و دن با کمک ویدیوهای پدرشان و گفتوگو با دکتر میسون (مایکل ال. پارکر)، همکار سابق او، سعی میکنند راز این موجود فرابعدی را کشف کرده و از نابودی زمین جلوگیری کنند. فیلم با جلوههای عملی چشمگیر، فضای پرتنش و تمهای خانواده و بقا، یک اثر سرگرمکننده است، هرچند داستان پیچیده و پایان مبهم آن ممکن است برای برخی ناامیدکننده باشد.
خلاصه داستان: فیلم «فهرست شیطان صفتان آقای اسکروج» یک اسلشر ترسناک-کمدی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی جیک هلگرن است که در ژانر فیلمهای ترسناک کریسمسی جای میگیرد. داستان درباره گروهی از دوستان قدیمی دانشگاه است که پانزده سال پس از مرگ یکی از دوستانشان، گلن، در حین اجرای نمایش «سرود کریسمس» در کالج، برای تجدید دیدار در کلبهای زمستانی گرد هم میآیند. این گروه، شامل تبی (اسکای کویین)، کلسی (کیم والن)، چندلر (لیز فنینگ)، تاکر (آدام بوچی) و جولیان (علی ظهیری)، با رازها، حسادتها و شوخیهای تلخ گذشته روبهرو میشوند. اما وقتی قاتلی با ماسک وحشتناک ابنزر اسکروج (جاناتان رزنتهال) شروع به کشتن آنها یکییکی میکند، وحشت جای جشن را میگیرد. قاتل با هدایای اسکروجمانند و پیامهایی که به مرگ گلن مرتبط است، آنها را هدف قرار میدهد. فیلم با لنزهای آنامورفیک قدیمی فیلمبرداری شده و با طنز خودآگاه، ارجاعات به اسلشرهای کلاسیک دهه ۸۰، جلوههای خونین و فضای کریسمسی پرزرقوبرق، به موضوعات انتقام و رازهای گذشته میپردازد، هرچند پایان قابلپیشبینی و انگیزه ضعیف قاتل از نقاط ضعف آن است.
خلاصه داستان: فیلم «ملعون» یک ترسناک-فولکلور ایسلندی-ایرلندی به کارگردانی توردر پالسون و نوشته جیمی هانیگان است که در قرن نوزدهم جریان دارد. داستان درباره اوا (اودسا یانگ)، بیوهای جوان است که پس از مرگ همسرش ماگنوس، اداره یک پایگاه ماهیگیری دورافتاده در ایسلند را بر عهده دارد. در زمستانی سخت، او و خدمهاش، از جمله هلگا (شیوون فینران)، دانیل (جو کول) و هکون (تورلوف کانوری)، شاهد غرق شدن یک کشتی خارجی در نزدیکی ساحل هستند. آنها به دلیل کمبود غذا و خطر، تصمیم میگیرند به بازماندگان کمک نکنند، اما وقتی برای جمعآوری اموال به کشتی میروند، با چند بازمانده مواجه شده و درگیری مرگباری رخ میدهد. پس از این تصمیم، اوا و گروهش با حوادث ماوراءطبیعه، از جمله حضور دراگر (Draugr)، موجودی زامبیمانند از افسانههای ایسلندی که میتواند تغییر شکل دهد، گرفتار میشوند. دراگر با نفوذ به ذهن آنها، باعث جنون و مرگ تدریجیشان میشود. فیلم با فضای سنگین، سینماتوگرافی خیرهکننده و تمهای گناه، بقا و اخلاق، تجربهای ترسناک و تأملبرانگیز ارائه میدهد، هرچند پایان آن برای برخی مبهم و ناامیدکننده است.
خلاصه داستان: فیلم «لنگدراز» یک تریلر وحشت-جنایی است که داستان لی هارکر، مأمور جوان و بااستعداد افبیآی را دنبال میکند که در دهه ۱۹۹۰ مأموریت مییابد تا پرونده قاتل زنجیرهای مرموزی به نام لنگدراز را حل کند. این قاتل مسئول قتلعام چندین خانواده در اورگن است، جایی که پدران، بدون حضور فیزیکی قاتل در صحنه، خانوادههایشان را کشته و سپس خودکشی کردهاند. تنها سرنخ، نامههایی با امضای «لنگدراز» است که حاوی نمادهای شیطانی و کدهای رمزنگاریشده است. لی که تواناییهای شهودی غیرمعمولی دارد، با سرپرستش، کارتر، و سرنخهایی مانند عروسکهای تسخیرشده، به تدریج ارتباط شخصی خود با قاتل را کشف میکند. داستان با فلشبکهایی به سال ۱۹۷۴، صحنههای پرتنش مانند رویارویی در فروشگاه، و فضایی وهمآلود، به موضوعات شیطانپرستی، تروما و قربانی شدن میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه پراکنده، پایانبندی ناگهانی و عدم تمرکز بین وحشت ماورایی و تریلر جنایی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای بصری دهه ۷۰، موسیقی متن و بازیهای اصلی تحسین شدند، اما داستان کمعمق و فقدان تعلیق کافی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مارشمالو» یک فیلم ترسناک-علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی دنیل دلپورگاتوریو در اولین تجربه کارگردانی بلندش و نویسندگی اندی گرسکوویاک است که در ۱۱ آوریل ۲۰۲۵ اکران محدودی داشت. داستان درباره مورگان (کیو لارنس)، پسری ۱۲ ساله خجالتی و درونگرا، است که پس از تجربهای آسیبزا با مرگ ناگهانی پدربزرگش (کوربین برنسن) به اردوی تابستانی فرستاده میشود. مورگان که با کابوسهای غرق شدن و ترس از آب دستوپنجه نرم میکند، در اردوگاه با پیلار (کایا چچ)، دختری جسور، دوست شده و با قلدری به نام سیجی (مکسول ویتینگتون-کوپر) مواجه میشود. در یک شب، مشاوران اردوگاه، از جمله راشل (جورجیا ویگهام)، داستان ترسناکی درباره دکتری تعریف میکنند که بچههایی که از تختشان خارج میشوند را ربوده و در زیرزمین آزمایشهای وحشتناکی روی آنها انجام میدهد. وقتی مورگان نورهای عجیبی از ساختمانی میبیند، به آنجا میرود و متوجه میشود داستان واقعی است. فیلم با پیچشی غیرمنتظره از وحشت اردوگاهی به قلمرو علمیتخیلی میرود، هویت شخصیتها را زیر سؤال میبرد و به موضوعات اندوه، هویت و دوستی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند نیمه اول، پیچش داستانی توضیحمحور، و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۶۴/۱۰۰ در TMDb، ۵.۹/۱۰ در IMDb). بازی لارنس، چچ و ویتینگتون-کوپر، فضای دهه ۸۰، و طراحی بصری (مانند لباس سفید دکتر با نور روی سر) تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده، بازی ضعیف بزرگسالان، و فقدان پیگیری پس از پیچش نقد شدند. فیلم که توسط Hemlock Circle Productions تولید شده، بهعنوان یک فیلم ترسناک مناسب برای مخاطبان جوان شناخته میشود.
خلاصه داستان: فیلم «بیاز: نفرین ایه تاریک» یک فیلم ترسناک-هیجانی ترکیهای به کارگردانی ارکوت آلتینداغ و ولکان اوزگوموش و نویسندگی ارکوت آلتینداغ، هاکان حسِین گول، عایشه گونسل و ولکان اوزگوموش است که در ۲۴ مه ۲۰۲۴ اکران شد. داستان درباره چهار دانشجوی دندانپزشکی، عیلدا (توتکو اولوس)، جنک (کوتای کالبالیک)، باتوهان (ابراهیم ییغیت چینار) و آیچا (جِرن گوزین سونمز)، است که پس از امتحانات نهایی برای تفریح یک آیین احضار روح برگزار میکنند. آنها با استفاده از یک دفترچه جادویی قدیمی، موجودی اسطورهای به نام بیاز را از بُعدی دیگر احضار میکنند. این آیین که ابتدا سرگرمکننده به نظر میرسد، به زودی به کابوسی مرگبار تبدیل میشود و جان آنها را به خطر میاندازد. گروه برای رهایی از نفرین گذشته و مقابله با نیروی تاریک، وارد مبارزهای ناامیدکننده میشود که شامل دیدار با شخصیتی عجیب در تیمارستان است. فیلم با الهام از افسانههای ترکی و فیلمهایی مانند «کابوس در خیابان الم»، به موضوعات ترس، پشیمانی و بقا میپردازد. با این حال، به دلیل داستان تکراری، استفاده بیشازحد از فرمول «ترس غیرواقعی»، زیرنویسهای ضعیف، و دیالوگهای گاه تصنعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb). بازی توتکو اولوس و کوتای کالبالیک، و فضای ترسناک تحسین شدند، اما فیلمنامه یکنواخت، جلوههای ویژه متوسط، و ریتم کند نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «عروس شیطان» (به اندونزیایی: Pengantin Iblis) یک فیلم ترسناک-هیجانی اندونزیایی به کارگردانی آزهر کینوی لابیس و نویسندگی لهله لیلا است که در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۵ منتشر شد. داستان درباره رنتی (تاسکیا نامییا)، مادری فداکار و همسری وفادار، است که با همسرش بوو (وافدا سیفان لابیس) و دختر معلولش نینا (شاکینا مدینه) زندگی میکند. پس از یک تصادف مرگبار برای نینا، رنتی برای نجات جان او با شیطانی معامله میکند، اما این معامله به بهای سنگین خون و زندگی اعضای خانوادهاش تمام میشود. رنتی، تحت فشار مادرشوهر سلطهگرش (رتنا ریانتیارنو) و مشکلات خانوادگی، تسلیم خشم و تسخیر شیطانی میشود و دست به اعمالی خشونتآمیز، از جمله قتل خواهرشوهرش سیتی (گیوینا لوکیتا) و دیگران، میزند. فیلم با صحنههای تسخیر، مانند خندههای هیستریک رنتی در حمام و کشتارهای خونین، به موضوعات خشم زنانه، فداکاری مادرانه و عواقب معاملات فاوستی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، ریتم کند، استفاده بیشازحد از پرشهای ترسناک (جامپاسکر)، و صحنههای تسخیر اغراقآمیز که گاهی کمدی به نظر میرسند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵.۶/۱۰ در IMDb، ۵۵٪ در راتن تومیتوز). بازی تاسکیا نامییا، جلوههای ویژه و آرایش، و فیلمبرداری تحسین شدند، اما موسیقی پسزمینه بلند و پایانبندی ساده نقد شدند