خلاصه داستان: فیلم «زیام» یک اکشن-ترسناک-علمی-تخیلی تایلندی به کارگردانی کولپ کالجاروک است که در ۹ جولای ۲۰۲۵ در نتفلیکس منتشر شد. داستان در تایلند آیندهای نزدیک رخ میدهد که با قحطی ناشی از فروپاشی زیستمحیطی و ناآرامیهای اجتماعی دستوپنجه نرم میکند. سینگ (مارک پرین سوپارات)، مبارز سابق موی تای که اکنون راننده کامیونهای حمل غذا برای شرکت VS است، مأموریت مییابد تا رین (نیچا ناتانیچا)، معشوقهاش که پزشک بیمارستانی قرنطینهشده است، را از شیوع زامبیها نجات دهد. این ویروس از یک «داروی معجزهآسا» برای رفع قحطی، یعنی ماهیهای آلودهای که توسط آقای واسو (جانی آنفون)، تاجر مرموز، توزیع شده، ناشی میشود. سینگ در این مسیر با بادی، پسر بچهای که به دنبال مادرش (مینک) است، همراه میشود. بیمارستان، که محل اصلی داستان است، فضایی claustrophobic را ایجاد میکند، با صحنههای اکشن موی تای که سینگ با مشت و لگد با زامبیها مبارزه میکند. فیلم با موسیقی کوهتا یاماموتو و فیلمبرداری واضح، صحنههای مبارزهای چشمگیر ارائه میدهد، اما به دلیل فقدان عمق شخصیتها، داستان کلیشهای و پایان ضعیف، بهویژه ۲۰ دقیقه آخر که شامل جهشهای غیرمنطقی و پایان خندهدار است، انتقاد شده. با وجود این، برخی از صحنههای اکشن، مانند سکانس تکبرداشتی که طبقات بیمارستان را نشان میدهد، و گور بودن فیلم، طرفدارانی را جذب کرده است. فیلم با مدتزمان ۹۵ دقیقه، برای تماشای سرگرمکننده مناسب است، اما به دلیل کمبود نوآوری و شخصیتپردازی ضعیف، بهعنوان اثری فراموششدنی توصیف شده است.
خلاصه داستان: فیلم «احضار: فراتر» یک فیلم ترسناک مستقل آمریکایی به کارگردانی کالوین موری مککارتی است که در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۲ منتشر شد. داستان درباره واندا (ویکتوریا گریس بورلو) است که پس از جدایی، برای مقابله با اضطراب و افسردگیاش در یک مطالعه خواب جایگزین به سرپرستی دکتر ریچارد پرتوریوس (استیو لارکین) شرکت میکند. او که نزد خواهرش گلوریا (استفانی لیت) و همسر او لوکاس (نیل گرین) اقامت دارد، امیدوار است این مطالعه زندگیاش را بهبود بخشد. اما با شروع آزمایش هیپنوتیزم، شرکتکنندگان یکییکی ناپدید میشوند و واندا با کابوسهای وحشتناکی از موجودی شبیه جادوگر مواجه میشود. او باید راز ناپدید شدنها را کشف کند تا خود قربانی بعدی نباشد. فیلم که با بودجه کم ساخته شده، به دلیل شباهت عنوانش به مجموعه «احضار» مورد انتقاد قرار گرفت و بهعنوان تلاشی برای سوءاستفاده از شهرت آن شناخته شد. با وجود برخی لحظات ترسناک مانند توهمات فلج خواب، فیلم به دلیل بازیگری ضعیف، فیلمنامه ناقص، ریتم کند (۴۳ دقیقه تا شروع اتفاقات مهم)، جلوههای ویژه ضعیف و پایان گنگ، نقدهای منفی دریافت کرد. امتیاز آن در IMDb 2.3 از ۱۰ و در Rotten Tomatoes بدون نقد حرفهای است.
خلاصه داستان: فیلم «منطقه مرده» یک اکشن-ترسناک علمی-تخیلی آمریکایی به کارگردانی هنک برکستون و محصول Automatic Entertainment است که در ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۲ توسط Tubi منتشر شد. داستان در آیندهای پساآخرالزمانی رخ میدهد، جایی که یک ویروس مرگبار اکثر جمعیت را به زامبیهای گوشتخوار تبدیل کرده است. شهرها تخلیه شده و با بمبهای رادیواکتیو بمباران شدهاند، که این مناطق را به «مناطق مرده» تبدیل کرده است. یک تیم نخبه از سربازان، به رهبری باس (مایکل جای وایت) و با همراهی دانشمندی به نام مری (ویتنی نیلسن)، مأموریت دارند تا به یک منطقه مرده نفوذ کنند و نمونه اولیه یک واکسن را که میتواند بشریت را نجات دهد، از آزمایشگاهی متروکه بازیابی کنند. آنها با زرههای پیشرفته و سلاحهای هایتک مجهز شدهاند، اما با زامبیهای جهشیافته و موجودی قدرتمندتر به نام «مگا-زامبی» مواجه میشوند که تیم را یکییکی از بین میبرد. داستان با صحنههایی مانند مبارزه در خیابانهای تاریک، تصاویر POV از داخل زرهها (مشابه آیرون من)، و تلاش برای رسیدن به هلیکوپتر نجات، به موضوعات بقا و فداکاری میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، جلوههای ویژه محدود (به دلیل بودجه کم)، دوربین لرزان و شخصیتپردازی ضعیف، نقدهای عمدتاً منفی دریافت کرد (امتیاز ۳.۶/۱۰ در IMDb و ۳۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی مایکل جای وایت، طراحی زرهها و لحظات اکشن معدود تحسین شدند، اما فیلمنامه بیمنطق، فقدان نوآوری و کارگردانی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کریسمس خونین» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی جو بگوس است که داستان توری تومز (رایلی دندی)، صاحب یک فروشگاه موسیقی، را در شب کریسمس روایت میکند. توری که قصد دارد با کارمندش رابی (سم دلیچ) خوش بگذراند، با یک سانتا رباتیک (ابراهام بنروبی) مواجه میشود که به دلیل نقص فنی (بازگشت به برنامهنویسی نظامی وزارت دفاع آمریکا) در فروشگاه اسباببازی محلی به قتلعام میپردازد. توری و رابی، پس از بازدید از دوستانشان، جِی (جونا ری) و لانا (دورا مدیسون)، در فروشگاه اسباببازی، درگیر مبارزهای خونین برای بقا میشوند. داستان با صحنههایی مانند قتلهای خشن با تبر، تعقیب و گریز در فروشگاه با نورپردازی نئونی، و پایانبندی که توری پس از نابودی سانتا رباتیک خسته و خونآلود به خیابان میرسد، به موضوعات بقا، طنز سیاه و وحشت تعطیلات میپردازد. با این حال، به دلیل دیالوگهای بیشازحد، ریتم کند در ۳۰ دقیقه ابتدایی و داستان ساده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۷۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی دندی، جلوههای گور و فضای دهه ۸۰ تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و استفاده بیشازحد از دوربین ۱۶ میلیمتری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دفن» یک تریلر جنگی بریتانیایی است که در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم رخ میدهد. داستان با یک صحنه در سال ۱۹۹۱ آغاز میشود، جایی که آنا مارشال (هریت والتر)، زنی سالخورده، توسط یک نئونازی (دیوید الکساندر) مورد حمله قرار میگیرد. او مهاجم را مهار کرده و داستان گذشتهاش را بهعنوان برانا واسیلیوا (شارلوت وگا)، افسر اطلاعاتی روس، بازگو میکند. در سال ۱۹۴۵، پس از سقوط برلین، برانا و گروه کوچکی از سربازان روس مأموریت دارند جعبهای حاوی بقایای هیتلر را به استالین در مسکو تحویل دهند تا ثابت کنند او مرده است. در مسیر، آنها با نیروهای مقاومت آلمانی «گرگینه» (Werwolf)، که قصد دارند حقیقت مرگ هیتلر را پنهان کنند، مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند حمل جعبه در جنگلهای تاریک، درگیریهای خشن با گرگینهها، و استفاده از گیاهان توهمزا توسط دشمن، به موضوعات وظیفه، حقیقت تاریخی و وحشت جنگ میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، ریتم کند و فقدان اوجگیری کافی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۶۱٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای وگا و والتر، فضای گوتیک و طراحی صحنه تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان هیجان نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «چشم آبی روشن» یک تریلر معمایی-تاریخی به کارگردانی اسکات کوپر و بر اساس رمان لوییس بایارد (2006) است که در سال 1830 در آکادمی نظامی وست پوینت رخ میدهد. داستان درباره آگوستوس لندور (کریستین بیل)، کارآگاه بازنشسته الکلی، است که برای بررسی قتل یک کادت به نام لروی فرای، که به دار آویخته شده و قلبش به طرز وحشیانهای از بدنش خارج شده، استخدام میشود. لندور که از کد سکوت کادتها ناامید شده، از ادگار آلن پو (هری ملینگ)، کادتی عجیب با علاقه به شعر و معما، کمک میگیرد. تحقیقات آنها به خانوادهای مرموز، مارکیسها (گیلیان اندرسون و لوسی بوینتون)، و آیینهای شیطانی مشکوک منتهی میشود. داستان با صحنههایی مانند بازجوییهای لندور در میخانههای سرد، شعرخوانیهای پو، و یک مراسم آیینی پرتنش، به موضوعات انتقام، سوگ و تاریکیهای قلب انسان میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، پیچشهای قابلپیشبینی و پایانبندی ناامیدکننده که به یک فلشبک طولانی وابسته است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۶۳٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای بیل و ملینگ، فضای سرد و گوتیک، و فیلمبرداری ماسانوبو تاکایاناگی تحسین شدند، اما داستان پراکنده و فقدان هیجان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «اولین تماس» یک ترسناک-علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی بروس ومپل است. داستان درباره دو خواهر و برادر ناسازگار، کیسی (آنا شیلدز) و دن (جیمز لیدل)، است که پس از ناپدید شدن مرموز پدر دانشمندشان، دکتر ایان برادچ (پل کنداریان)، به مزرعه دورافتاده او میروند تا تحقیقات ناتمامش را بررسی کنند. آنها بهزودی متوجه میشوند که کار پدرشان بسیار خطرناکتر از تصورشان بوده: موجودی شیطانی که میلیونها سال در زمان و مکان مدفون بوده، آزاد شده و شروع به ایجاد ویرانی در میان اهالی محل کرده است. این موجود، که از طریق یک پورتال باز شده توسط دستگاه پدرشان وارد شده، با تسخیر بدن انسانها، از جمله کوین (کریس سیمپرمن)، دوست دن، آنها را به موجوداتی بیگانه تبدیل میکند. کیسی و دن با کمک ویدیوهای پدرشان و گفتوگو با دکتر میسون (مایکل ال. پارکر)، همکار سابق او، سعی میکنند راز این موجود فرابعدی را کشف کرده و از نابودی زمین جلوگیری کنند. فیلم با جلوههای عملی چشمگیر، فضای پرتنش و تمهای خانواده و بقا، یک اثر سرگرمکننده است، هرچند داستان پیچیده و پایان مبهم آن ممکن است برای برخی ناامیدکننده باشد.
خلاصه داستان: فیلم «فهرست شیطان صفتان آقای اسکروج» یک اسلشر ترسناک-کمدی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی جیک هلگرن است که در ژانر فیلمهای ترسناک کریسمسی جای میگیرد. داستان درباره گروهی از دوستان قدیمی دانشگاه است که پانزده سال پس از مرگ یکی از دوستانشان، گلن، در حین اجرای نمایش «سرود کریسمس» در کالج، برای تجدید دیدار در کلبهای زمستانی گرد هم میآیند. این گروه، شامل تبی (اسکای کویین)، کلسی (کیم والن)، چندلر (لیز فنینگ)، تاکر (آدام بوچی) و جولیان (علی ظهیری)، با رازها، حسادتها و شوخیهای تلخ گذشته روبهرو میشوند. اما وقتی قاتلی با ماسک وحشتناک ابنزر اسکروج (جاناتان رزنتهال) شروع به کشتن آنها یکییکی میکند، وحشت جای جشن را میگیرد. قاتل با هدایای اسکروجمانند و پیامهایی که به مرگ گلن مرتبط است، آنها را هدف قرار میدهد. فیلم با لنزهای آنامورفیک قدیمی فیلمبرداری شده و با طنز خودآگاه، ارجاعات به اسلشرهای کلاسیک دهه ۸۰، جلوههای خونین و فضای کریسمسی پرزرقوبرق، به موضوعات انتقام و رازهای گذشته میپردازد، هرچند پایان قابلپیشبینی و انگیزه ضعیف قاتل از نقاط ضعف آن است.
خلاصه داستان: فیلم «ملعون» یک ترسناک-فولکلور ایسلندی-ایرلندی به کارگردانی توردر پالسون و نوشته جیمی هانیگان است که در قرن نوزدهم جریان دارد. داستان درباره اوا (اودسا یانگ)، بیوهای جوان است که پس از مرگ همسرش ماگنوس، اداره یک پایگاه ماهیگیری دورافتاده در ایسلند را بر عهده دارد. در زمستانی سخت، او و خدمهاش، از جمله هلگا (شیوون فینران)، دانیل (جو کول) و هکون (تورلوف کانوری)، شاهد غرق شدن یک کشتی خارجی در نزدیکی ساحل هستند. آنها به دلیل کمبود غذا و خطر، تصمیم میگیرند به بازماندگان کمک نکنند، اما وقتی برای جمعآوری اموال به کشتی میروند، با چند بازمانده مواجه شده و درگیری مرگباری رخ میدهد. پس از این تصمیم، اوا و گروهش با حوادث ماوراءطبیعه، از جمله حضور دراگر (Draugr)، موجودی زامبیمانند از افسانههای ایسلندی که میتواند تغییر شکل دهد، گرفتار میشوند. دراگر با نفوذ به ذهن آنها، باعث جنون و مرگ تدریجیشان میشود. فیلم با فضای سنگین، سینماتوگرافی خیرهکننده و تمهای گناه، بقا و اخلاق، تجربهای ترسناک و تأملبرانگیز ارائه میدهد، هرچند پایان آن برای برخی مبهم و ناامیدکننده است.
خلاصه داستان: فیلم «لنگدراز» یک تریلر وحشت-جنایی است که داستان لی هارکر، مأمور جوان و بااستعداد افبیآی را دنبال میکند که در دهه ۱۹۹۰ مأموریت مییابد تا پرونده قاتل زنجیرهای مرموزی به نام لنگدراز را حل کند. این قاتل مسئول قتلعام چندین خانواده در اورگن است، جایی که پدران، بدون حضور فیزیکی قاتل در صحنه، خانوادههایشان را کشته و سپس خودکشی کردهاند. تنها سرنخ، نامههایی با امضای «لنگدراز» است که حاوی نمادهای شیطانی و کدهای رمزنگاریشده است. لی که تواناییهای شهودی غیرمعمولی دارد، با سرپرستش، کارتر، و سرنخهایی مانند عروسکهای تسخیرشده، به تدریج ارتباط شخصی خود با قاتل را کشف میکند. داستان با فلشبکهایی به سال ۱۹۷۴، صحنههای پرتنش مانند رویارویی در فروشگاه، و فضایی وهمآلود، به موضوعات شیطانپرستی، تروما و قربانی شدن میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه پراکنده، پایانبندی ناگهانی و عدم تمرکز بین وحشت ماورایی و تریلر جنایی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای بصری دهه ۷۰، موسیقی متن و بازیهای اصلی تحسین شدند، اما داستان کمعمق و فقدان تعلیق کافی نقد شدند.