خلاصه داستان: سه دوست در یک مسابقه واقعیتزی برای انتخاب به عنوان یکی از شرکتکنندگان در یک برنامه تلویزیونی واقعی، تصمیم میگیرند در یک قفس در آبهای آفریقا با کوسههای سفید مواجه شوند. اما سفر آنها به جای آنچه فکر میکردند، تبدیل به یک کابوس میشود و آنها در دریای آزاد گرفتار میشوند و در حالی که کوسههای خطرناک به اطراف آنها شناورند، مجبور میشوند برای زنده ماندن تلاش کنند.
خلاصه داستان: یک گروه از افراد در یک اتاق فراری گیر افتادهاند و برای نجات از آن باید معماها و رازهایی را که در آن اتاق پنهان شده حل کنند. در حین این تلاش، آنها متوجه میشوند که اتاق فراری تنها یک بازی ساده نیست و ممکن است مرگبار باشد.
خلاصه داستان: در سال 1999، جانی یک مرد جوان در دنیای دیجیتالی قرار میگیرد که در آن انسانها میتوانند اطلاعات را مستقیماً در مغزشان دانلود کنند. او یک حامل اطلاعات خطرناک است که سازمانهای قدرتمند به دنبال او هستند. در حالی که تلاش میکند از دستگیری فرار کند، او با یک گروه مقاومت مواجه میشود که میخواهند از اطلاعات او برای مبارزه با سیستم موجود استفاده کنند. جانی باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد به این گروه بپیوندد یا به دنبال راهی برای نجات خود باشد.
خلاصه داستان: در سال 1987، یک خانواده در تایلند تجربه میکنند که چیزی در خانهی جدیدشان آرام نیست. آنها به زودی متوجه میشوند که خانهای که خریدهاند، سابقهای تاریک و مرموز دارد و نیروهایی خارقالعاده در آن ساکن شدهاند. هر چه زمان میگذرد، این نیروها بیشتر و بیشتر بر خانواده تأثیر میگذارند و آنها را به سوی وضعیتی وحشتناک میکشانند. خانواده باید با این نیروهای ناشناخته مقابله کنند و رازهایی را که در گذشته مدفون شدهاند، کشف کنند تا بتوانند خود را از این وضعیت وحشتناک نجات دهند.
خلاصه داستان: در یک اردوگاه تابستانی که ظاهراً آرام و سرگرمکننده است، دو نوجوان در معرض خطر قرار میگیرند و با یک قاتل روانی مواجه میشوند که سالها پیش در همان اردوگاه حضور داشته است. این رویدادها به زنجیرهای مرگبار از وقایع تبدیل میشود و گذشتهای ترسناک را آشکار میکند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از افسران نظامی در منطقهای برفی و خطرناک گیر افتادهاند. آنها مجبور میشوند با شرایط سخت طبیعی و تهدیدات ناشناختهای که در اطراف آنها وجود دارد، مقابله کنند. در حالی که تلاش میکنند به سلامت به مقصد برسند، با یک دشمن مرموز و خطرناک مواجه میشوند که تمام آنچه را که میدانند به چالش میکشد. این دشمن، که ظاهراً از جهنم آمده است، باعث میشود آنها مجبور شوند با تمام توان و شجاعت خود برای زنده ماندن و حفظ بشریت خود مبارزه کنند.
خلاصه داستان: در شهر دراگتاون، شریف ولفکاپ که یک جادوگر خارق العاده است، با کمک دوستانش به دنبال جلوگیری از تبدیل مردم به وحشیها توسط یک شرکت شرور است. در حالی که او با قدرتهای جدیدش به مبارزه با تیمی از وحشیها میپردازد، او باید با خطراتی که در انتظارش هستند مواجه شود و تصمیم بگیرد که آیا میتواند شهر را از این تهدید مرموز نجات دهد یا خیر.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک مرد به نام جک ریلی (بازیگر: جک ریلی) در یک شهر کوچک آمریکایی، به یک قاتل سریال تبدیل میشود و یک سری قتلهای خونین را مرتکب میشود. او با استفاده از مهارتهای نظامی و روانی خود، قربانیان خود را به طور منظم و خونین به قتل میرساند. در حالی که پلیس به دنبال اوست، جک با استفاده از هوش و مهارتهای خود، از دسترس آنها فرار میکند و به دنبال قربانیان جدید میرود. در طول این مسیر، او با یک روانشناس زن (بازیگر: سارا جانسن) مواجه میشود که تلاش میکند او را درک کند و متوقف کند. اما جک با استفاده از مهارتهای خود، او را به یک بازی مرگبار وادار میکند. در نهایت، جک با یک حرکت نهایی، خود را به یک مرکز خرید میبرد و یک سری قتلهای عمومی را مرتکب میشود. در حالی که پلیس به سرعت به محل حادثه میرسد، جک با استفاده از یک بمب، خود و بسیاری از افراد را به قتل میرساند. در پایان، جک به عنوان یک قاتل سریال مشهور، به یادگار میماند و داستان او به یک افسانه تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در روز کریسمس، یک مادر و دختر جوان در یک خانه دورافتاده به سر میبرند. اما وقتی یک مرد بیخانمان به خانه راه مییابد، آنها مجبور میشوند با یک موجود مرموز و خطرناک مواجه شوند که در زیر زمین خانه پنهان شده است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۹، در منطقه بارامولا در کشمیر، یک گروه از سربازان هندی در معرض حمله تروریستها قرار میگیرند. آنها مجبور میشوند با شجاعت و ایثارگری، خود را در برابر دشمن محافظت کنند و به ماموریت خود ادامه دهند. در این بین، روابط شخصی و عاطفی میان سربازان نیز به نمایش گذاشته میشود.