خلاصه داستان: فیلم «دختری با سوزن» (به انگلیسی: The Girl with the Needle) یک درام تاریخی-ترسناک روانشناختی گاتیک محصول مشترک دانمارک، لهستان و سوئد به کارگردانی مگنوس فون هورن و نویسندگی فون هورن و لینه لانگبک است. داستان در کپنهاگ پس از جنگ جهانی اول (۱۹۱۹) رخ میدهد و حول کارولین (ویک کارمن سونه)، کارگر جوان کارخانهای که بیکار و باردار شده، میچرخد. او پس از طرد شدن توسط صاحب کارخانه و از دست دادن همسرش در جنگ، با داگمار (ترینه دیرهولم)، زنی کاریزماتیک که ظاهراً یک مغازه شیرینیفروشی دارد اما در خفا یک آژانس فرزندخواندگی غیرقانونی را اداره میکند، آشنا میشود. کارولین بهعنوان دایه مشغول به کار میشود و رابطهای نزدیک با داگمار شکل میدهد، اما بهتدریج حقیقت وحشتناکی درباره فعالیتهای داگمار، که بهطور آزاد از داستان واقعی قاتل زنجیرهای دانمارکی داگمار اُوِربای الهام گرفته شده، کشف میکند. فیلم به موضوعات فقر، انتخابهای اخلاقی، مادری، تنهایی، و تأثیرات جنگ میپردازد و با فیلمبرداری سیاهوسفید خیرهکننده، حالوهوای فیلمهای اکسپرسیونیستی آلمانی و نوآر را تداعی میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند، سخنرانی پایانی بیشازحد صریح درباره سقط جنین، و برخی صحنههای غیرضروری که به داستان اصلی کمک نمیکنند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای سونه و دیرهولم، طراحی صحنه، و موسیقی فردریک هافمایر تحسین شدند، اما داستان به دلیل سادهسازی برخی جنبههای تاریخی و کمبود عمق در شخصیتهای فرعی مانند پیتر (بسیر زکری) و یورگن (یواخیم فییِلستروپ) مورد انتقاد قرار گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «امواج» (به چکی: Vlny) یک درام تاریخی-تریلر چکی-اسلواکی به کارگردانی و نویسندگی ییری مادل است که در بستر بهار پراگ و تهاجم پیمان ورشو به چکسلواکی در سال ۱۹۶۸ روایت میشود. داستان حول دفتر تحریریه بخش زندگی بینالملل رادیو چکسلواکی میچرخد که توسط میلان وینر (استانیسلاو مایر)، روزنامهنگاری برجسته، هدایت میشود. روزنامهنگاران دیگر شامل ورا شتوویچکووا (تانیا پاوهوفووا)، ییری دینستبیر (وویتیخ کوتیک)، و لوبوش دوبروفسکی (مارتین هافمن) هستند. توماش هاولیک (وویتیخ وودوخودسکی)، تکنسین مخابراتی، بهطور اتفاقی در این تحریریه مشغول به کار میشود، در حالی که این شغل رویای برادر کوچکترش پاول (اووندری استوپکا)، یک فعال دانشجویی، است. توماش برای محافظت از پاول، که در فعالیتهای غیرقانونی علیه رژیم کمونیستی شرکت دارد، مجبور به همکاری با سرویس مخفی (StB) میشود. با نزدیک شدن تهاجم پیمان ورشو، توماش بین وفاداری به برادرش و وجدانش گرفتار میشود. او در نهایت از همکاری با StB سر باز میزند و به روزنامهنگاران کمک میکند تا اخبار بدون سانسور درباره تهاجم را پخش کنند و مقاومت غیرفعال را ترویج دهند. فیلم به موضوعات شجاعت روزنامهنگاری، آزادی بیان، و روابط خانوادگی میپردازد و با استفاده از تصاویر آرشیوی و فیلمبرداری رنگی که با تصاویر سیاهوسفید تاریخی ترکیب شده، حس واقعی بودن را منتقل میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند نیمه اول، سادهسازی بیشازحد نقش StB، و فقدان توضیح درباره واقعیت و تخیل، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای مایر، پاوهوفووا، و وودوخودسکی تحسین شدند، اما برخی عاشقانه توماش و ورا را غیرضروری و پایان را فاقد وضوح دانستند. موسیقی سایمون گاف و آهنگهای پاپ دهه ۶۰ مانند «Be My Baby» از The Ronettes فضای فیلم را تقویت کرد
خلاصه داستان: فیلم «چهاوا» یک درام اکشن تاریخی هندی به کارگردانی لاکسمن اوتکار و بر اساس رمان مراتی «چاوا» نوشته شیواجی ساوانت است. داستان حول زندگی چاتراپاتی سامباجی مهاراج (ویکی کوشال)، دومین حاکم امپراتوری مراتا و پسر چاتراپاتی شیواجی مهاراج، میچرخد. پس از مرگ شیواجی، امپراتوری مغول به رهبری اورنگزیب (آکشای خانا) قصد گسترش در دکن را دارد، اما با مقاومت سرسختانه سامباجی مواجه میشود. سامباجی، با حمایت همسرش یسوبای (راشمیکا ماندانا)، با شجاعت، استراتژی، و فداکاری برای حفظ سواراج (خودمختاری) مراتاها مبارزه میکند. فیلم بر نبرد بورهانپور و تأثیر آن بر جنگ مراتا-مغول تمرکز دارد، با صحنههایی از نبردهای حماسی، خیانت، و فداکاری. داستان به موضوعات غرور، خانواده، و میراث آزادی میپردازد، با لحظاتی احساسی مانند سخنرانی بداهه سامباجی با شعار «اوم ناما پارواتی پارتیه هار هار مهادو». با این حال، به دلیل سرعت ناهماهنگ، موسیقی پسزمینه بیشازحد بلند، و برخی نادرستیهای تاریخی، مانند به تصویر کشیدن اورنگزیب بهعنوان شرور مطلق و عدم نمایش کامل زندگی اولیه سامباجی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی کوشال به دلیل شدت و احساسات قوی، بهویژه در صحنههای نبرد و سخنرانی، تحسین شد، اما بازی ماندانا به دلیل لهجه غیرطبیعی و شخصیتپردازی ضعیف نقشهای فرعی نقد شد. فیلمبرداری خیرهکننده و طراحی صحنه، بهویژه در بازسازی قلعهها و کاخهای مراتا، مورد ستایش قرار گرفت، اما فیلمنامه به دلیل کلیشههای بالیوودی و فقدان عمق احساسی در برخی صحنهها نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «شام آخر» یک درام تاریخی-مذهبی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی مشترک مائورو بورلی و جان کالینز است که توسط Pinnacle Peak Pictures تولید شد و در ۱۴ مارس ۲۰۲۵ اکران شد و ۲۷ مه ۲۰۲۵ روی دیویدی و بلوری منتشر شد. داستان درباره روزهای پایانی زندگی عیسی مسیح (با بازی جیمی وارد) است که از طریق نگاه شاگردانش، بهویژه پطرس (جیمز اولیور ویتلی) و یهودا (رابرت نپر)، روایت میشود. فیلم با تغذیه ۵۰۰۰ نفر آغاز میشود و به شام آخر، خیانت یهودا، و مصلوب شدن عیسی میرسد، در حالی که پس از رستاخیز با صحنهای از انجیل یوحنا (صید ماهی معجزهآسا) پایان مییابد. عیسی بهعنوان مرکز اخلاقی، حتی در برابر دشمنانش عشق و بخشش نشان میدهد، مانند شستن پای یهودا با چشمان اشکبار، با وجود آگاهی از خیانتش. فیلم با الهام از نقاشی شام آخر لئوناردو داوینچی، به موضوعات ایمان، خیانت، فداکاری و رستگاری میپردازد. با فیلمبرداری در مراکش، موسیقی کریس تاملین (تهیهکننده اجرایی)، و مدت زمان ۱ ساعت و ۵۴ دقیقه، فیلم لحنی صمیمی دارد اما به دلیل فیلمبرداری تاریک، نورپردازی ضعیف، بازی غیراقناعکننده وارد بهعنوان عیسی، و انحرافات جزئی از متن کتاب مقدس (مثل پیشنهاد کاهنان به یهودا بهجای ابتکار او)، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵.۱ در IMDb و ۶۸٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. برخی بازی نپر بهعنوان یهودای مرموز و جیمز فاکنر بهعنوان کاهن اعظم کایافاس را تحسین کردند، اما داستان سطحی، فقدان نقش زنان در مصلوب شدن، و شباهت بیشازحد به «The Chosen» نقد شد. مخاطبان CinemaScore به فیلم نمره A- دادند
خلاصه داستان: فیلم «ملعون» یک درام تاریخی به نویسندگی و کارگردانی روبرتو مینروینی است که در ۱۶ مه ۲۰۲۴ در بخش نوعی نگاه جشنواره کن اکران شد و جایزه بهترین کارگردان را برد. در زمستان ۱۸۶۲، در میانه جنگ داخلی آمریکا، گروهی از سربازان داوطلب اتحادیه، عمدتاً مردان جوان با بازی رنه دبلیو. سولومون و جرمایا کناپ، برای گشتزنی در سرزمینهای ناشناخته غربی، احتمالاً مونتانا، اعزام میشوند. آنها که تجربه نظامی کمی دارند، با بی هدفی، سرمای طاقتفرسا و مناظر خشن روبهرو میشوند. گفتوگوهای بداهه و حداقل، مانند «اونجا یه پرندهست» یا «افق رو نگاه کن»، حس پوچی و فقدان ارتباط را تقویت میکند. یک نبرد کوتاه با دشمنی نادیده، تلفات به جا میگذارد و به موضوعات بیمعنایی جنگ، آسیبپذیری مردان و پوچی میهنپرستی میپردازد. فیلم با رویکرد مستندگونه، بازیگران غیرحرفهای و فیلمبرداری زیبا، مورد تحسین برخی قرار گرفت، اما به دلیل نبود داستان منسجم، گفتوگوهای ناچیز و کسلکنندگی، نقدهای متفاوتی با امتیاز ۵.۴ در IMDb و ۷۱٪ در راتن تومیتوز (میانگین ۶.۴/۱۰) دریافت کرد. این فیلم با نمایش در جشنوارههای تورنتو و نیویورک، هنوز اکران گسترده نداشته است.
خلاصه داستان: فیلم «پادشاهی ۴: بازگشت ژنرال بزرگ» یک فیلم اکشن-تاریخی-جنگی ژاپنی به کارگردانی شینسوکه ساتو و اقتباسی از مانگای «پادشاهی» نوشته یاسوهیسا هارا است که در ۱۲ جولای ۲۰۲۴ اکران شد. داستان ادامه نبرد مایانگ بین ارتشهای چین و ژائو را دنبال میکند، جایی که لی شین (کنتو یامازاکی)، جنگجوی یتیم، و ژنرال افسانهای اوکی (تاکائو اوساوا) برای دفاع از چین در برابر تهاجم ناگهانی کشور همسایه چو از شمال، متحد میشوند. اوکی، با وجود اختلافات گذشته با شین، بهعنوان فرمانده کل منصوب میشود و باید با هوکن (کوجی کیکاوا)، جنگجوی قدرتمند ژائو، روبهرو شود. فیلم با نبردهای عظیم، استراتژیهای نظامی پیچیده و فلشبکهایی از گذشته اوکی و کریو، به موضوعات وفاداری، فداکاری و جاهطلبی برای اتحاد چین میپردازد. با فیلمبرداری خیرهکننده، موسیقی حماسی از ONE OK ROCK و بازیهای قوی، امتیاز ۸.۲ در MyDramaList و ۷.۱ در IMDb کسب کرد، اما به دلیل برخی صحنههای بیشازحد دراماتیک و فشردهسازی مانگا، نقدهای متوسطی دریافت کرد. این فیلم با فروش ۷.۹۹ میلیارد ین (حدود ۵۴ میلیون دلار)، پرفروشترین فیلم زنده ژاپنی عصر ریوا شد.
خلاصه داستان: فیلم «هاربین» یک درام تاریخی-جاسوسی کرهای به کارگردانی وو مین-هو است که در ۸ سپتامبر ۲۰۲۴ در جشنواره فیلم تورنتو اکران شد. در سال ۱۹۰۹، پس از امضای معاهده اِئولسا که کره را به مستعمره ژاپن تبدیل کرد، آن جونگ-گون (هیون بین)، فعال استقلالطلب کرهای، پس از زنده ماندن از نبردی خونین، ماموریتی برای ترور ایتو هیروبومی، اولین نخستوزیر ژاپن، در هاربین چین رهبری میکند. او با تیمی شامل وو دئوک-سون (پارک جونگ-مین)، کیم سانگ-هیون (جو وو-جین) و خانم گونگ (جئون یئو-بین) به ولادیوستوک و سپس چین سفر میکند تا نقشهای پرخطر را اجرا کند. اما شک به وجود جاسوس در گروه، تعقیب توسط افسر ژاپنی تاتسوئو موری (پارک هون) و درگیریهای داخلی، ماموریت را تهدید میکند. فیلم با فیلمبرداری خیرهکننده در لتونی و مغولستان، موسیقی حماسی و نبردهای پرتنش، به موضوعات فداکاری، وفاداری و مبارزه برای آزادی میپردازد، اما به دلیل ریتم کند نیمه اول، شخصیتپردازی ضعیف برخی کاراکترها و مونولوگهای غیرطبیعی، نقدهای متوسطی با امتیاز ۶.۲ در IMDb و ۶۶٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است. با بودجه ۳۰ میلیارد وون، فروش ۱.۹ میلیون بلیط در کره جنوبی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «هامرشولد: مبارزه برای صلح» یک درام بیوگرافی سوئدی به کارگردانی پر فلای است که در سال ۱۹۶۱ و در اوج جنگ سرد رخ میدهد. داگ هامرشولد، دبیرکل دوم سازمان ملل متحد با بازی میکائیل پرسبراندت، در هفتمین سال خدمت خود تلاش میکند تا پس از استعمارزدایی، صلح را به کشورهای آفریقایی، بهویژه کنگو، بازگرداند و مانع بهرهکشی منابع توسط قدرتهای جهانی شود. وقتی دوست قدیمیاش، پیتر، به نیویورک میآید، هامرشولد به تردید درباره فداکاری بیحدش برای کار و چشمپوشی از زندگی شخصی میافتد. پس از کشته شدن نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در کنگو، او اولین ماموریت جنگی سازمان را رهبری میکند. با آگاهی از توطئه دشمنانش، هامرشولد برای مذاکره آتشبس به کنگو پرواز میکند، اما هواپیمایش در شرایطی مرموز سقوط میکند. فیلم با طراحی صحنه قوی، بازی درخشان پرسبراندت و فضاسازی پارانوئید، به موضوعات ضداستعمار، تنهایی و فداکاری میپردازد، اما به دلیل گمانهزنی درباره زندگی شخصی هامرشولد و سادهسازی ضداستعمارگرایی، نقدهای متوسطی با امتیاز ۶.۵ در IMDb و ۶۶٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است. این فیلم در جوایز گولدباگه سوئد برنده بهترین طراحی لباس شد و نامزد ۷ جایزه از جمله بهترین فیلم بود.
خلاصه داستان: فیلم «پنجم سپتامبر» یک درام تاریخی-ورزشی آلمانی به کارگردانی تیم فهلباوم است که وقایع گروگانگیری ورزشکاران اسرائیلی در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ را از دیدگاه تیم خبری ABC Sports روایت میکند. داستان بر جف (جان ماگارو)، گزارشگر تازهکار، و رئیسش، روون آرلج (پیتر سارسگارد)، متمرکز است که در ابتدا قصد پوشش بازیهای المپیک را داشتند. اما وقتی گروه فلسطینی «سپتامبر سیاه» ۱۱ ورزشکار اسرائیلی را گروگان میگیرد، تیم خبری در اتاق کنترلی پرتنش، بهسرعت پوشش زندهای را برای میلیونها بیننده در سراسر جهان آماده میکند. آنها با ماریان (لئونی بنش)، مترجم آلمانی، همکاری میکنند تا مذاکرات میان گروگانگیرها، پلیس آلمان و مقامات اسرائیلی را رمزگشایی کنند. فیلم با بازسازی دقیق فضای دهه ۷۰، به موضوعات اخلاق رسانهای، فشارهای ژورنالیستی و تأثیرات جهانی این تراژدی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «عشق، شجاعت و نبرد بوشی ران» یک درام تاریخی-جنگی آمریکایی به کارگردانی دیو آلن جانسون و لری ای. مکلین است که در سال ۱۷۶۳ در پنسیلوانیای غربی رخ میدهد. پس از پیروزی بریتانیا بر فرانسه در جنگ هفتساله، قبایل بومی به رهبری رئیس اوتاوا، پونتیاک، به قلعههای بریتانیایی از جمله فورت پیت حمله میکنند. کلنل هنری بوکه با گروهی از سربازان بریتانیایی، هایلندرهای اسکاتلندی و داوطلبان آمریکایی، ماموریت دارد صدها نفر از مردان، زنان و کودکان محاصرهشده در فورت پیت را نجات دهد. او در این مسیر عاشق آن ویلینگ، یک زن اشرافی آمریکایی، میشود و با چالشهایی مثل خیانت لیوتنانت فرانسیس گوردون و تاکتیکهای دشمن روبهرو میشود. فیلم با نبرد بوشی ران، که مسیر تاریخ آمریکا را تغییر داد، به اوج میرسد و به موضوعات شجاعت، فداکاری و عشق میپردازد، اما به دلیل بودجه کم و روایت یکجانبه از بومیان، نقدهای متوسطی دریافت کرده است.