خلاصه داستان: فیلم «واژههای جنگ» یک درام بیوگرافی-تاریخی-تریلر به کارگردانی جیمز استرانگ و نویسندگی اریک پوپن است که داستان واقعی آنا پولیتکوفسکایا (مکسین پیک)، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر روس را روایت میکند. این فیلم که در ۲ مه ۲۰۲۵ اکران محدودی داشت، مبارزه شجاعانه آنا برای حفظ صدایی مستقل در روسیه تحت حاکمیت پوتین را نشان میدهد. او از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۶، با حمایت سردبیرش دمیتری موراتوف (کیاران هیندز) در روزنامه نوایا گازتا، جنایات جنگی و فساد در جنگ دوم چچن را افشا کرد، با وجود تهدیدات، مسمومیت، و خشونت. فیلم با صحنههایی مانند مذاکره آنا در بحران گروگانگیری تئاتر مسکو و گفتوگوی پرتنش با مأموری از FSB (ایان هارت)، به موضوعات حقیقت، شجاعت، و خطر روزنامهنگاری میپردازد. با این حال، به دلیل ساختار کلیشهای بیوگرافی، احساساتگرایی بیشازحد، و ریتم ناهموار، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۷۰٪ در راتن تومیتوز، ۵.۸/۱۰ در IMDb). بازی پیک، هیندز، و جیسون آیزکس (در نقش همسر آنا، ساشا)، و پیام بهموقع فیلم درباره آزادی مطبوعات تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شدند. فیلم که توسط شان پن و اریک سوالول تهیه شده، با اشاره به بیش از ۱۸۰۰ روزنامهنگار کشتهشده، یادآوری برای حفاظت از آزادی مطبوعات است.
خلاصه داستان: فیلم «نقطه صفر» یک فیلم اکشن-هیجانی هندی به کارگردانی تجاس پرابها ویجای دئوسکار و تولیدشده توسط ریتش سیدهوانی و فرهان اختر تحت کمپانی اکسل انترتینمنت است. داستان در اوایل دهه ۲۰۰۰ در کشمیر رخ میدهد و حول نارندرا نات دار دوبئی (عمران هاشمی)، معاون فرمانده نیروی امنیت مرزی (BSF)، میچرخد که وظیفه دارد شبکه تروریستی رو به رشدی را متلاشی کند. فیلم با ظهور «باند تپانچه»، گروهی از دانشجویان رادیکالشده که مسئول قتلهای هدفمند پرسنل امنیتی در سرینگر هستند، آغاز میشود. دوبئی، پس از حمله به پارلمان هند در سال ۲۰۰۱، طی دو سال تحقیقاتی را رهبری میکند و سرنخهایی را کشف میکند که به غازی بابا، مغز متفکر جیش محمد و مسئول این حمله، منتهی میشود. او با کمک اطلاعرسانی محلی به نام حسین (میر مهرروز) و علیرغم شکستهایی مانند عملیات مشترک ناکام با اداره اطلاعات، به پیگیری بیامان خود ادامه میدهد. داستان به یک رویارویی پرتنش با غازی بابا ختم میشود که یکی از بزرگترین موفقیتهای ضدتروریستی هند را رقم میزند. فیلم به موضوعات شجاعت، فداکاری و پیچیدگیهای امنیتی در کشمیر میپردازد. با این حال، به دلیل کمبود عمق عاطفی، روایت قابلپیشبینی، و ریتم ناهموار، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی عمران هاشمی، فیلمبرداری کمالجیت نگی، و صحنههای اکشن واقعی تحسین شدند، اما داستان به دلیل شباهت به فیلمهایی مانند «صفر تاریک سی» و عدم ظرافت در نمایش مسائل کشمیر نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «دختری با سوزن» (به انگلیسی: The Girl with the Needle) یک درام تاریخی-ترسناک روانشناختی گاتیک محصول مشترک دانمارک، لهستان و سوئد به کارگردانی مگنوس فون هورن و نویسندگی فون هورن و لینه لانگبک است. داستان در کپنهاگ پس از جنگ جهانی اول (۱۹۱۹) رخ میدهد و حول کارولین (ویک کارمن سونه)، کارگر جوان کارخانهای که بیکار و باردار شده، میچرخد. او پس از طرد شدن توسط صاحب کارخانه و از دست دادن همسرش در جنگ، با داگمار (ترینه دیرهولم)، زنی کاریزماتیک که ظاهراً یک مغازه شیرینیفروشی دارد اما در خفا یک آژانس فرزندخواندگی غیرقانونی را اداره میکند، آشنا میشود. کارولین بهعنوان دایه مشغول به کار میشود و رابطهای نزدیک با داگمار شکل میدهد، اما بهتدریج حقیقت وحشتناکی درباره فعالیتهای داگمار، که بهطور آزاد از داستان واقعی قاتل زنجیرهای دانمارکی داگمار اُوِربای الهام گرفته شده، کشف میکند. فیلم به موضوعات فقر، انتخابهای اخلاقی، مادری، تنهایی، و تأثیرات جنگ میپردازد و با فیلمبرداری سیاهوسفید خیرهکننده، حالوهوای فیلمهای اکسپرسیونیستی آلمانی و نوآر را تداعی میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند، سخنرانی پایانی بیشازحد صریح درباره سقط جنین، و برخی صحنههای غیرضروری که به داستان اصلی کمک نمیکنند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای سونه و دیرهولم، طراحی صحنه، و موسیقی فردریک هافمایر تحسین شدند، اما داستان به دلیل سادهسازی برخی جنبههای تاریخی و کمبود عمق در شخصیتهای فرعی مانند پیتر (بسیر زکری) و یورگن (یواخیم فییِلستروپ) مورد انتقاد قرار گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «امواج» (به چکی: Vlny) یک درام تاریخی-تریلر چکی-اسلواکی به کارگردانی و نویسندگی ییری مادل است که در بستر بهار پراگ و تهاجم پیمان ورشو به چکسلواکی در سال ۱۹۶۸ روایت میشود. داستان حول دفتر تحریریه بخش زندگی بینالملل رادیو چکسلواکی میچرخد که توسط میلان وینر (استانیسلاو مایر)، روزنامهنگاری برجسته، هدایت میشود. روزنامهنگاران دیگر شامل ورا شتوویچکووا (تانیا پاوهوفووا)، ییری دینستبیر (وویتیخ کوتیک)، و لوبوش دوبروفسکی (مارتین هافمن) هستند. توماش هاولیک (وویتیخ وودوخودسکی)، تکنسین مخابراتی، بهطور اتفاقی در این تحریریه مشغول به کار میشود، در حالی که این شغل رویای برادر کوچکترش پاول (اووندری استوپکا)، یک فعال دانشجویی، است. توماش برای محافظت از پاول، که در فعالیتهای غیرقانونی علیه رژیم کمونیستی شرکت دارد، مجبور به همکاری با سرویس مخفی (StB) میشود. با نزدیک شدن تهاجم پیمان ورشو، توماش بین وفاداری به برادرش و وجدانش گرفتار میشود. او در نهایت از همکاری با StB سر باز میزند و به روزنامهنگاران کمک میکند تا اخبار بدون سانسور درباره تهاجم را پخش کنند و مقاومت غیرفعال را ترویج دهند. فیلم به موضوعات شجاعت روزنامهنگاری، آزادی بیان، و روابط خانوادگی میپردازد و با استفاده از تصاویر آرشیوی و فیلمبرداری رنگی که با تصاویر سیاهوسفید تاریخی ترکیب شده، حس واقعی بودن را منتقل میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند نیمه اول، سادهسازی بیشازحد نقش StB، و فقدان توضیح درباره واقعیت و تخیل، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای مایر، پاوهوفووا، و وودوخودسکی تحسین شدند، اما برخی عاشقانه توماش و ورا را غیرضروری و پایان را فاقد وضوح دانستند. موسیقی سایمون گاف و آهنگهای پاپ دهه ۶۰ مانند «Be My Baby» از The Ronettes فضای فیلم را تقویت کرد
خلاصه داستان: فیلم «چهاوا» یک درام اکشن تاریخی هندی به کارگردانی لاکسمن اوتکار و بر اساس رمان مراتی «چاوا» نوشته شیواجی ساوانت است. داستان حول زندگی چاتراپاتی سامباجی مهاراج (ویکی کوشال)، دومین حاکم امپراتوری مراتا و پسر چاتراپاتی شیواجی مهاراج، میچرخد. پس از مرگ شیواجی، امپراتوری مغول به رهبری اورنگزیب (آکشای خانا) قصد گسترش در دکن را دارد، اما با مقاومت سرسختانه سامباجی مواجه میشود. سامباجی، با حمایت همسرش یسوبای (راشمیکا ماندانا)، با شجاعت، استراتژی، و فداکاری برای حفظ سواراج (خودمختاری) مراتاها مبارزه میکند. فیلم بر نبرد بورهانپور و تأثیر آن بر جنگ مراتا-مغول تمرکز دارد، با صحنههایی از نبردهای حماسی، خیانت، و فداکاری. داستان به موضوعات غرور، خانواده، و میراث آزادی میپردازد، با لحظاتی احساسی مانند سخنرانی بداهه سامباجی با شعار «اوم ناما پارواتی پارتیه هار هار مهادو». با این حال، به دلیل سرعت ناهماهنگ، موسیقی پسزمینه بیشازحد بلند، و برخی نادرستیهای تاریخی، مانند به تصویر کشیدن اورنگزیب بهعنوان شرور مطلق و عدم نمایش کامل زندگی اولیه سامباجی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی کوشال به دلیل شدت و احساسات قوی، بهویژه در صحنههای نبرد و سخنرانی، تحسین شد، اما بازی ماندانا به دلیل لهجه غیرطبیعی و شخصیتپردازی ضعیف نقشهای فرعی نقد شد. فیلمبرداری خیرهکننده و طراحی صحنه، بهویژه در بازسازی قلعهها و کاخهای مراتا، مورد ستایش قرار گرفت، اما فیلمنامه به دلیل کلیشههای بالیوودی و فقدان عمق احساسی در برخی صحنهها نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «شام آخر» یک درام تاریخی-مذهبی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی مشترک مائورو بورلی و جان کالینز است که توسط Pinnacle Peak Pictures تولید شد و در ۱۴ مارس ۲۰۲۵ اکران شد و ۲۷ مه ۲۰۲۵ روی دیویدی و بلوری منتشر شد. داستان درباره روزهای پایانی زندگی عیسی مسیح (با بازی جیمی وارد) است که از طریق نگاه شاگردانش، بهویژه پطرس (جیمز اولیور ویتلی) و یهودا (رابرت نپر)، روایت میشود. فیلم با تغذیه ۵۰۰۰ نفر آغاز میشود و به شام آخر، خیانت یهودا، و مصلوب شدن عیسی میرسد، در حالی که پس از رستاخیز با صحنهای از انجیل یوحنا (صید ماهی معجزهآسا) پایان مییابد. عیسی بهعنوان مرکز اخلاقی، حتی در برابر دشمنانش عشق و بخشش نشان میدهد، مانند شستن پای یهودا با چشمان اشکبار، با وجود آگاهی از خیانتش. فیلم با الهام از نقاشی شام آخر لئوناردو داوینچی، به موضوعات ایمان، خیانت، فداکاری و رستگاری میپردازد. با فیلمبرداری در مراکش، موسیقی کریس تاملین (تهیهکننده اجرایی)، و مدت زمان ۱ ساعت و ۵۴ دقیقه، فیلم لحنی صمیمی دارد اما به دلیل فیلمبرداری تاریک، نورپردازی ضعیف، بازی غیراقناعکننده وارد بهعنوان عیسی، و انحرافات جزئی از متن کتاب مقدس (مثل پیشنهاد کاهنان به یهودا بهجای ابتکار او)، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵.۱ در IMDb و ۶۸٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. برخی بازی نپر بهعنوان یهودای مرموز و جیمز فاکنر بهعنوان کاهن اعظم کایافاس را تحسین کردند، اما داستان سطحی، فقدان نقش زنان در مصلوب شدن، و شباهت بیشازحد به «The Chosen» نقد شد. مخاطبان CinemaScore به فیلم نمره A- دادند
خلاصه داستان: فیلم «ملعون» یک درام تاریخی به نویسندگی و کارگردانی روبرتو مینروینی است که در ۱۶ مه ۲۰۲۴ در بخش نوعی نگاه جشنواره کن اکران شد و جایزه بهترین کارگردان را برد. در زمستان ۱۸۶۲، در میانه جنگ داخلی آمریکا، گروهی از سربازان داوطلب اتحادیه، عمدتاً مردان جوان با بازی رنه دبلیو. سولومون و جرمایا کناپ، برای گشتزنی در سرزمینهای ناشناخته غربی، احتمالاً مونتانا، اعزام میشوند. آنها که تجربه نظامی کمی دارند، با بی هدفی، سرمای طاقتفرسا و مناظر خشن روبهرو میشوند. گفتوگوهای بداهه و حداقل، مانند «اونجا یه پرندهست» یا «افق رو نگاه کن»، حس پوچی و فقدان ارتباط را تقویت میکند. یک نبرد کوتاه با دشمنی نادیده، تلفات به جا میگذارد و به موضوعات بیمعنایی جنگ، آسیبپذیری مردان و پوچی میهنپرستی میپردازد. فیلم با رویکرد مستندگونه، بازیگران غیرحرفهای و فیلمبرداری زیبا، مورد تحسین برخی قرار گرفت، اما به دلیل نبود داستان منسجم، گفتوگوهای ناچیز و کسلکنندگی، نقدهای متفاوتی با امتیاز ۵.۴ در IMDb و ۷۱٪ در راتن تومیتوز (میانگین ۶.۴/۱۰) دریافت کرد. این فیلم با نمایش در جشنوارههای تورنتو و نیویورک، هنوز اکران گسترده نداشته است.
خلاصه داستان: فیلم «پادشاهی ۴: بازگشت ژنرال بزرگ» یک فیلم اکشن-تاریخی-جنگی ژاپنی به کارگردانی شینسوکه ساتو و اقتباسی از مانگای «پادشاهی» نوشته یاسوهیسا هارا است که در ۱۲ جولای ۲۰۲۴ اکران شد. داستان ادامه نبرد مایانگ بین ارتشهای چین و ژائو را دنبال میکند، جایی که لی شین (کنتو یامازاکی)، جنگجوی یتیم، و ژنرال افسانهای اوکی (تاکائو اوساوا) برای دفاع از چین در برابر تهاجم ناگهانی کشور همسایه چو از شمال، متحد میشوند. اوکی، با وجود اختلافات گذشته با شین، بهعنوان فرمانده کل منصوب میشود و باید با هوکن (کوجی کیکاوا)، جنگجوی قدرتمند ژائو، روبهرو شود. فیلم با نبردهای عظیم، استراتژیهای نظامی پیچیده و فلشبکهایی از گذشته اوکی و کریو، به موضوعات وفاداری، فداکاری و جاهطلبی برای اتحاد چین میپردازد. با فیلمبرداری خیرهکننده، موسیقی حماسی از ONE OK ROCK و بازیهای قوی، امتیاز ۸.۲ در MyDramaList و ۷.۱ در IMDb کسب کرد، اما به دلیل برخی صحنههای بیشازحد دراماتیک و فشردهسازی مانگا، نقدهای متوسطی دریافت کرد. این فیلم با فروش ۷.۹۹ میلیارد ین (حدود ۵۴ میلیون دلار)، پرفروشترین فیلم زنده ژاپنی عصر ریوا شد.
خلاصه داستان: فیلم «هاربین» یک درام تاریخی-جاسوسی کرهای به کارگردانی وو مین-هو است که در ۸ سپتامبر ۲۰۲۴ در جشنواره فیلم تورنتو اکران شد. در سال ۱۹۰۹، پس از امضای معاهده اِئولسا که کره را به مستعمره ژاپن تبدیل کرد، آن جونگ-گون (هیون بین)، فعال استقلالطلب کرهای، پس از زنده ماندن از نبردی خونین، ماموریتی برای ترور ایتو هیروبومی، اولین نخستوزیر ژاپن، در هاربین چین رهبری میکند. او با تیمی شامل وو دئوک-سون (پارک جونگ-مین)، کیم سانگ-هیون (جو وو-جین) و خانم گونگ (جئون یئو-بین) به ولادیوستوک و سپس چین سفر میکند تا نقشهای پرخطر را اجرا کند. اما شک به وجود جاسوس در گروه، تعقیب توسط افسر ژاپنی تاتسوئو موری (پارک هون) و درگیریهای داخلی، ماموریت را تهدید میکند. فیلم با فیلمبرداری خیرهکننده در لتونی و مغولستان، موسیقی حماسی و نبردهای پرتنش، به موضوعات فداکاری، وفاداری و مبارزه برای آزادی میپردازد، اما به دلیل ریتم کند نیمه اول، شخصیتپردازی ضعیف برخی کاراکترها و مونولوگهای غیرطبیعی، نقدهای متوسطی با امتیاز ۶.۲ در IMDb و ۶۶٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است. با بودجه ۳۰ میلیارد وون، فروش ۱.۹ میلیون بلیط در کره جنوبی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «هامرشولد: مبارزه برای صلح» یک درام بیوگرافی سوئدی به کارگردانی پر فلای است که در سال ۱۹۶۱ و در اوج جنگ سرد رخ میدهد. داگ هامرشولد، دبیرکل دوم سازمان ملل متحد با بازی میکائیل پرسبراندت، در هفتمین سال خدمت خود تلاش میکند تا پس از استعمارزدایی، صلح را به کشورهای آفریقایی، بهویژه کنگو، بازگرداند و مانع بهرهکشی منابع توسط قدرتهای جهانی شود. وقتی دوست قدیمیاش، پیتر، به نیویورک میآید، هامرشولد به تردید درباره فداکاری بیحدش برای کار و چشمپوشی از زندگی شخصی میافتد. پس از کشته شدن نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در کنگو، او اولین ماموریت جنگی سازمان را رهبری میکند. با آگاهی از توطئه دشمنانش، هامرشولد برای مذاکره آتشبس به کنگو پرواز میکند، اما هواپیمایش در شرایطی مرموز سقوط میکند. فیلم با طراحی صحنه قوی، بازی درخشان پرسبراندت و فضاسازی پارانوئید، به موضوعات ضداستعمار، تنهایی و فداکاری میپردازد، اما به دلیل گمانهزنی درباره زندگی شخصی هامرشولد و سادهسازی ضداستعمارگرایی، نقدهای متوسطی با امتیاز ۶.۵ در IMDb و ۶۶٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است. این فیلم در جوایز گولدباگه سوئد برنده بهترین طراحی لباس شد و نامزد ۷ جایزه از جمله بهترین فیلم بود.