خلاصه داستان: فیلم «انقلاب زمان ما» یک مستند هنگکنگی به کارگردانی کیوی چو است که در ۱۶ جولای ۲۰۲۱ در جشنواره کن به نمایش درآمد. این فیلم رویدادهای اعتراضات هنگکنگ در سالهای ۲۰۱۹-۲۰۲۰ را علیه قانون استرداد و دخالت چین در خودمختاری هنگکنگ به تصویر میکشد. مستند از طریق مصاحبه با معترضان، فیلمهای آرشیوی، و تصاویر خام از درگیریها با پلیس، داستان مبارزه مردم برای دموکراسی را روایت میکند. فیلم به گروههای مختلف معترضان، از دانشجویان تا فعالان خط مقدم، و استراتژیهایشان مانند استفاده از چترها و ماسکها برای محافظت در برابر گاز اشکآور میپردازد. داستان با صحنههایی از تظاهرات گسترده، خشونت پلیس، و لحظات اتحاد مردم، به موضوعات آزادی، مقاومت، و هزینههای مبارزه سیاسی میپردازد. با این حال، به دلیل دیدگاه یکجانبه و فقدان تحلیل عمیقتر از سیاستهای چین، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۸.۶/۱۰ در IMDb و ۹۵٪ در Rotten Tomatoes). تصاویر قدرتمند، روایت احساسی، و شجاعت فیلمساز تحسین شدند، اما برخی آن را تبلیغاتی خواندند. فیلم ۱۵۲ دقیقه است، در برخی کشورها ممنوع شد، و جوایز متعددی از جمله جایزه بهترین مستند در جشنوارههای تایوان و کن دریافت کرد.
خلاصه داستان: فیلم «دور دنیا در هشتاد روز» یک انیمیشن ماجراجویی-کمدی محصول فرانسه-بلژیک به کارگردانی ساموئل تورنکس و نویسندگی مشترک گری اکلس و دیوید میشل است که در ۴ اوت ۲۰۲۱ اکران شد. این اقتباس مدرن از رمان ژول ورن، داستان پاسپارتو (ژولین کرامپون)، میمونی کنجکاو و ماجراجو، را دنبال میکند که آرزوی کاوش جهان دارد. او با فیلیاس فراگ (دمین فلن)، قورباغهای ثروتمند اما محافظهکار، شرط میبندد که میتواند در ۸۰ روز دور دنیا سفر کند. آنها با چالشهایی مانند طوفان در دریا، دزدان دریایی، و موانع طبیعی مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند پرواز با بالن، سفر با قطار در هند، و دوستی در حال رشد بین پاسپارتو و فراگ، به موضوعات شجاعت، دوستی و کشف خود میپردازد. با این حال، به دلیل انیمیشن متوسط، داستان ساده، و انحراف از رمان اصلی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۸/۱۰ در IMDb و ۵۴٪ در Rotten Tomatoes). طراحی رنگارنگ و طنز مناسب کودکان تحسین شدند، اما شخصیتپردازی ضعیف و فقدان عمق نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «آمستردام» یک کمدی-معمایی-تاریخی به کارگردانی و نویسندگی دیوید ا. راسل است که توسط 20th Century Studios تولید و در ۷ اکتبر ۲۰۲۲ اکران شد. داستان در دهه ۱۹۳۰ رخ میدهد و حول سه دوست - دکتر برت برندسن (کریستین بیل)، پرستار والری وز (مارگو رابی)، و وکیل هارولد وودمن (جان دیوید واشنگتن) - میچرخد که پس از آشنایی در جنگ جهانی اول در بیمارستانی در بلژیک و زندگی کوتاه در آمستردام، دوباره در نیویورک متحد میشوند. آنها شاهد قتل ژنرال بیل میکینز (اد بگینلی) هستند و به اشتباه متهم به قتل میشوند. برای اثبات بیگناهی، آنها به دنبال کشف حقیقت پشت قتل و ارتباط آن با «کمیته پنج» میروند که به توطئه واقعی «Business Plot» در ۱۹۳۳ برای سرنگونی دولت فرانکلین روزولت اشاره دارد. داستان با صحنههایی مانند فلاشبک به آمستردام ۱۹۱۸، تحقیقات کارآگاه لم گتویلر (ماتیاس شونارتس)، حضور ماموران عجیب پرندهدوست (مایکل شنون و مایک مایرز)، و سخنرانی ژنرال دیلنبک (رابرت دنیرو)، به موضوعات دوستی، عشق و مبارزه با فاشیسم میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناپیوسته، فیلمنامه شلوغ، ویرایش ضعیف (مانند مکثهای طولانی بین دیالوگها)، و فقدان شیمی بین رابی و واشنگتن، نقدهای عمدتاً منفی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۳۱٪ در Rotten Tomatoes). بازی بیل، طراحی لباس (J.R. Hawbaker و آلبرت ولوسکی)، و فیلمبرداری امانوئل لوبزکی تحسین شدند، اما داستان پیچیده، مدتزمان طولانی (۱۳۴ دقیقه)، و کارگردانی راسل نقد شدند. فیلم با بودجه ۸۰ میلیون دلاری، تنها ۳۱.۲ میلیون دلار فروش داشت و ضرر ۱۰۸.۴ میلیون دلاری به استودیو تحمیل کرد
خلاصه داستان: فیلم «مشتزن: زندگی جیم بلچر» یک درام بیوگرافی بریتانیایی-آمریکایی به کارگردانی دنیل گراهام و نویسندگی مت هوکینگز است که در ۳۰ ژوئن ۲۰۲۲ در روسیه اکران شد و در ۲۲ جولای ۲۰۲۲ در Amazon Prime بهصورت VOD منتشر شد. داستان درباره جیم بلچر (مت هوکینگز)، بوکسور جوان بااستعدادی در بریستول، انگلستان، در اوایل قرن نوزدهم است که تحت تأثیر پدربزرگش، جک اسلک (راسل کرو)، مشتزن بازنشسته و الکلی، به بوکس بدون دستکش روی میآورد. جیم، برخلاف خواسته مادرش مری (جودی می)، با مربیگری بیل وار (ری وینستون) به سرعت به قهرمان انگلستان تبدیل میشود. او پس از پیروزی بر باب «ریشسیاه» بریتون و قهرمان انگلستان، در دام تجملات، قمار و مشروبات الکلی که توسط لرد راشوورث (مارتون چوکاش) ترویج میشود، میافتد. در یک مسابقه نمایشی، ضربهای به چشم چپش او را نیمهنابینا میکند و پس از زیادهروی و زندان، جایگاهش را از دست میدهد. داستان با صحنههایی مانند مونتاژهای تمرینی، مشتزنیهای خونین، و رویارویی نهایی با هنری «مرغ جنگی» پیرس (جولیوس فرانسیس)، به موضوعات عزم، سقوط و بازگشت میپردازد. جیم با کمک بیل برای بازپسگیری عنوانش تلاش میکند، اما فیلم به دلیل نادیده گرفتن برخی واقعیات تاریخی (مانند ملاقات نکردن جیم با جک اسلک در واقعیت) و شباهت به «راکی»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۵/۱۰ در IMDb و ۲۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی وینستون و کرو، کوریوگرافی مبارزات، و فیلمبرداری بن براهام زیریاب تحسین شدند، اما فیلمنامه سطحی، ویرایش ضعیف، و فیلتر رنگی بیشازحد (مانند اینستاگرام) نقد شدند. فیلم ۱۰۷ دقیقه است، با بودجه محدود ساخته شد و ۱۵۰,۴۹۹ دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «در برابر یخ» یک درام تاریخی-ماجراجویی به کارگردانی پیتر فلینت و بر اساس کتاب «دو نفر در برابر یخ» نوشته اینار میکِلسن است که داستان واقعی اکتشاف قطبی دانمارک در سال ۱۹۰۹ را روایت میکند. کاپیتان اینار میکِلسن (نیکولای کاستر-والدو) و ایور ایورسن (جو کول)، یک مهندس موتور بیتجربه، برای اثبات یکپارچگی جزیره گرینلند و رد ادعای آمریکا مبنی بر تقسیم آن به دو بخش، به جزیره شانون در شرق گرینلند سفر میکنند. آنها برای یافتن اسناد گمشده اکتشاف قبلی دانمارک، با سورتمه و سگها عازم سفری خطرناک میشوند. پس از موفقیت در یافتن مدرک (نامهای از ۱۹۰۷ که ثابت میکند کانال پیری وجود ندارد)، بازگشت به کشتی بسیار دشوار میشود. آنها با گرسنگی شدید، خستگی، حمله خرس قطبی (که دو سگ را میکشد و میکِلسن را زخمی میکند)، و یخزدگی مواجه میشوند و پس از ماهها، کشتی خود را خردشده در یخ و کمپ را متروکه مییابند. داستان با صحنههایی مانند کشتن سگهای سورتمه برای غذا، توهم میکِلسن از همسرش ناجا (هیدا رید)، و گفتوگوهای عجیب درباره آدمخواری، به موضوعات بقا، دوستی و اراده انسانی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، دیالوگهای غیرواقعی (مانند اصطلاح مدرن «walk and talk»)، و CGI ضعیف خرسهای قطبی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۵۷٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای کاستر-والدو و کول، فیلمبرداری در لوکیشنهای واقعی ایسلند و گرینلند، و فضای سرد تحسین شدند، اما داستان سطحی و فقدان هیجان نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «سمرات پریتهویراج» یک درام تاریخی-اکشن هندی به کارگردانی چندراپراکاش دویدی و تولید شده توسط یاش راج فیلمز است که بر اساس شعر حماسی «پریتهویراج راسو» ساخته شده است. داستان در قرن دوازدهم هند رخ میدهد و درباره پریتهویراج چوهان (آکشی کومار)، پادشاه شجاع و جنگجوی اجمر از سلسله چاهامانا، است که به دلیل شجاعت و عشق جاودانهاش با شاهزاده سانیوگتا (مانوشی چیلار)، دختر پادشاه جیاچند از کنوج، مشهور است. این دو بدون دیدار حضوری، از طریق داستانهای شاعران دورهگرد عاشق یکدیگر میشوند. وقتی پریتهویراج به میر حسین، برادر فراری سلطان محمد غوری (ماناو ویج) از غزنی، پناه میدهد، غوری به بهانه انتقام، جنگی علیه هند آغاز میکند که توسط پریتهویراج خنثی میشود. در اقدامی سخاوتمندانه، پریتهویراج، غوری اسیرشده را آزاد میکند. با تاجگذاری پریتهویراج بهعنوان امپراتور دهلی، غوری با متحدان هندی حسود، دوباره برای فتح دهلی تلاش میکند. داستان با صحنههایی مانند نبرد پریتهویراج با سه شیر در غزنی (در حالی که نابینا است)، عاشقانههای دراماتیک، و جنگهای تاریخی، به موضوعات شجاعت، خیانت و میهنپرستی میپردازد. با این حال، به دلیل نادرستیهای تاریخی، انتخاب بازیگر نامناسب، و نیمه دوم شتابزده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۵/۱۰ در IMDb و ۱۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی آکشی کومار، جلوههای ویژه و تلاش برای بازسازی حماسی تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف، کارگردانی ناهموار و اغراقهای ملیگرایانه نقد شدند. فیلم با بودجه ۱۵۰ تا ۳۰۰ کرور روپیه ساخته شد، اما با فروش جهانی ۹۰.۳۲ کرور روپیه، در گیشه شکست خورد
خلاصه داستان: فیلم «امیلی» یک درام بیوگرافی بریتانیایی به کارگردانی فرانسس اوکانر در اولین تجربه کارگردانیاش است که تصویری نیمهتخیلی از زندگی امیلی برونته، نویسنده رمان «بلندیهای بادگیر»، ارائه میدهد. داستان امیلی (اما مکی)، دختری منزوی و سرکش را دنبال میکند که در خانوادهای تحت سلطه پدر کشیششان، پاتریک (آدریان دانبار)، در هاوورث انگلستان زندگی میکند. امیلی که بهعنوان «غریبه» شناخته میشود، با محدودیتهای جنسیتی دهه ۱۸۴۰ دستوپنجه نرم میکند و از سوی خواهرش شارلوت (الکساندرا داولینگ) که معلم است، مورد سرزنش قرار میگیرد. ورود ویلیام ویتمن (الیور جکسون-کوهن)، کشیش جوان، زندگی امیلی را متلاطم میکند و رابطهای عاشقانه و ممنوعه بین آنها شکل میگیرد که الهامبخش رمان «بلندیهای بادگیر» میشود. داستان با صحنههایی مانند بازی ماسک که در آن امیلی روح مادر مرحومشان را احضار میکند، گشتوگذار با برادرش برانول (فیون وایتهد) در دشتها، و بحثهای فلسفی با ویلیام، به موضوعات خلاقیت، آزادی و غم میپردازد. با این حال، به دلیل آزادیهای خلاقانه بیشازحد (مانند رابطه عاشقانه خیالی با ویلیام) و انحراف از حقایق تاریخی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۸/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی اما مکی، فیلمبرداری نانو سگال و موسیقی آبل کورزنیوفسکی تحسین شدند، اما داستان غیرواقعی و لحن گاهی بیشازحد احساسی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «استاد» یک درام عاشقانه بیوگرافی به کارگردانی بردلی کوپر است که بر رابطه لئونارد برنستین، آهنگساز و رهبر ارکستر مشهور آمریکایی، و همسرش فلیشیا مونتئالگره تمرکز دارد. این فیلم که توسط کوپر و جاش سینگر نوشته شده، داستان عشق پیچیده این زوج را در طول ۳۰ سال به تصویر میکشد، از اولین دیدارشان در یک مهمانی پر زرقوبرق در نیویورک دهه ۱۹۴۰ تا سالهای پایانی زندگی برنستین. فیلم با صحنههایی مانند اولین اجرای ناگهانی برنستین در سالن کارنگی در سال ۱۹۴۳، رقص سورئال از موزیکال «در شهر»، و اجرای زنده سمفونی شماره ۲ مالر در کلیسای الی در سال ۱۹۷۶، به موضوعاتی مانند عشق، وفاداری، هویت جنسی و تضاد بین زندگی شخصی و حرفهای میپردازد. برنستین، با بازی کوپر، بهعنوان مردی پرشور اما خودخواه به تصویر کشیده شده که با تمایلات همجنسگرایانهاش و عشق عمیق به فلیشیا (کری مولیگان) درگیر است. با این حال، به دلیل تمرکز بیشازحد بر زندگی شخصی و نادیده گرفتن جنبههای حرفهای مانند ساخت «داستان کناره غربی» یا فعالیتهای خیریه برنستین، و همچنین ریتم ناهموار و پایانبندی سطحی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۸۴٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای کوپر و مولیگان، فیلمبرداری متیو لیباتیک، و استفاده از موسیقی برنستین تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و فقدان عمق در کاوش زندگی هنری برنستین نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «بید» یک درام اجتماعی هندی به کارگردانی و نویسندگی مشترک آنوباو سینها است که در پسزمینه قرنطینه کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۰ در هند روایت میشود. داستان در یک پست بازرسی خیالی در شهر تِجپور جریان دارد، جایی که سوریا کومار سینگ تیکاس (راجکومار رائو)، افسر پلیس، وظیفه دارد از عبور مهاجران در طول lockdown جلوگیری کند. این مهاجران، که به دلیل تعطیلی ناگهانی کشور بدون غذا، آب یا حملونقل ماندهاند، برای بازگشت به خانههایشان در روستاها مجبور به پیادهروی در مسافتهای طولانی شدهاند. در این میان، شخصیتهایی مثل دکتر رنو (بومی پدْنِکار)، که بیماران مشکوک به ویروس را معاینه میکند، و تریفِدی (پانکاج کاپور)، نگهبان امنیتی از کاست بالا که با برادر بیمارش سفر میکند، با تعصبات طبقاتی، نژادی و مذهبی مواجه میشوند. تریفدی با تبعیض علیه مسافران مسلمان و امتناع از پذیرش غذا از آنها، تنشهایی ایجاد میکند، اما در نهایت به دلیل نیاز، به آنها روی میآورد. فیلم با فیلمبرداری سیاهوسفید، که یادآور مهاجرت بزرگ پس از تجزیه ۱۹۴۷ هند است، به موضوعات نابرابری اجتماعی، کاستگرایی، تعصب مذهبی و انسانیت میپردازد. بازیهای قوی رائو و کاپور، همراه با کارگردانی سینها، فیلم را تأثیرگذار کرده، هرچند داستان شلوغ و پایانبندی ضعیف از نقاط ضعف آن هستند.