خلاصه داستان: فیلم سینمایی «سکو» (Platform) محصول سال ۲۰۱۹ اسپانیا به کارگردانی گالدر گازتلان-اوروتیا و نویسندگی پدرو ریورو و دیوید دسولا است. این فیلم علمی-تخیلی و دلهرهآور در یک زندان عمودی آیندهگرا به نام «سوراخ» روایت میشود که در هر طبقه دو زندانی در کنار هم نگهداری میشوند. هر روز یک سکوی پر از غذا از طبقه صفر به پایین حرکت میکند و زندانیان تنها زمانی میتوانند غذا بخورند که در طبقات بالایی چیزی باقی مانده باشد. گورنگ که به دنبال دریافت مدرک رسمی است، به این زندان منتقل میشود و متوجه بیعدالتی سیستم میشود. او تصمیم میگیرد با همراهی همسلولیاش به نام بهاراتری، تغییری در این سیستم ایجاد کند و پیامی را از طریق ظرف غذا به پایینترین طبقات برساند. این فیلم با بازی ایوان ماساگه، زوریون اگوییله، آنتونیا سان خوان و امیلیو بواوا، استعارهای قدرتمند از نابرابری اجتماعی و نظام طبقاتی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم مستند جنایی محصول اسپانیا در سال ۲۰۲۱، به کارگردانی تانیا بالیو، پرونده قتل ترسناک دختر نوجوانی به نام روچیو وانیوپرا را در شهر ساحلی کاستلدفلس اسپانیا در سال ۱۹۹۹ بررسی میکند. داستان با تمرکز بر مادر قربانی، آنخلا، روایت میشود که پس از بیست سال مبارزه برای عدالت، با ظهور شواهد جدیدی مواجه میشود که میتواند حقیقت پشت این پرونده پیچیده را آشکار کند. این مستند با استفاده از مصاحبههای عمیق، تصاویر آرشیوی و بازسازیهای دقیق، نه تنها به جنایت میپردازد، بلکه سیستم قضایی اسپانیا، رسانهها و تأثیر این تراژدی بر خانواده قربانی را نیز به تصویر میکشد و پرسشهای مهمی درباره جستجوی بیامان برای حقیقت مطرح میکند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۵، استیون اسپیلبرگ کارگردان برجسته، فیلم مهیج تاریخی «مونیخ» را با بازی اریک بانا، دنیل کریگ و سیاران هیندز خلق کرد. این فیلم بر اساس وقایع واقعی پس از کشتار ورزشکاران اسرائیلی در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ ساخته شده و داستان گروهی از مأموران موساد را روایت میکند که با مأموریتی محرمانه برای ترور عاملان این حادثه به اروپا فرستاده میشوند. اما هرچه عملیات پیش میرود، این گروه نه تنها با خطرات فیزیکی مواجه میشوند، بلکه در باتلاق اخلاقی انتقام گرفتار شده و به تدریج ماهیت خشونت و پیامدهای ویرانگر آن را درک میکنند. اسپیلبرگ در این اثر، جدال درونی انسانها بین وظیفه، انتقام و انسانیت را به تصویر میکشد و بیننده را با پرسشهای عمیق فلسفی درباره چرخه خشونت و هزینههای اخلاقی آن روبرو میکند.
خلاصه داستان: جوآن استنلی، یک زن مسن و آرام که در حومه لندن زندگی میکند، ناگهان توسط پلیس بریتانیا به جرم جاسوسی برای اتحاد جماهیر شوروی در دوران جنگ جهانی دوم دستگیر میشود. این اتفاق زندگی او را زیر و رو میکند و گذشتهای را که سالها پنهان کرده بود، آشکار میسازد. داستان به شکل فلاشبک به دهه ۱۹۳۰ برمیگردد، زمانی که جوآن، یک دانشجوی جوان و باهوش فیزیک در دانشگاه کمبریج، با لئو گالچ، یک دانشجوی افسردهوار و جذاب چپگرا آشنا میشود. لئو او را با ایدههای کمونیستی و مبارزه علیه فاشیسم آشنا میکند و جوآن که تحت تأثیر این ایدهآلها قرار گرفته، به تدریج وارد دنیای جاسوسی میشود. او با نفوذ در پروژه مخفی بمب اتمی بریتانیا، اطلاعات محرمانه را به شوروی منتقل میکند، با این باور که این کار به حفظ توازن قوا در جهان و جلوگیری از انحصار سلاحهای هستهای توسط یک قدرت کمک میکند. اما این خیانت، عواقب عمیق و جبرانناپذیری برای زندگی شخصی و اطرافیانش به همراه دارد. این فیلم درام تاریخی، با بازی جودی دنچ در نقش جوآن مسن و سوفی کوکسن در نقش جوان او، داستانی پیچیده از عشق، ایدئولوژی و خیانت را روایت میکند که بر اساس ماجرای واقعی ملینا نوروود، جاسوس معروف دوران جنگ سرد ساخته شده است.
خلاصه داستان: در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ فلوریدا، اختلاف تنها ۳۲۷ رای بود و این ایالت نقش تعیینکنندهای در پیروزی کل کشور ایفا کرد. فیلم «بازشماری» به کارگردانی جی روی با بازی کوین اسپیسی، لورا درن، تام ویلکینسون و دنیس لری، روایتگر ۳۶ روز پرتنش پس از انتخابات است که در آن تیمهای حقوقی جورج بوش و ال گور به رهبری جیمز بیکر و وارن کریستوفر، برای بازشماری آراء در فلوریدا به مبارزه پرداختند. این درام سیاسی با دقت بالا، جزئیات مذاکرات پشت پرده، تاکتیکهای حقوقی و فشارهای رسانهای را به تصویر میکشد و نشان میدهد چگونه یک روند انتخاباتی به یک بحران ملی تبدیل شد که در نهایت توسط دیوان عالی ایالات متحده به نتیجه رسید.
خلاصه داستان: فیلم «پلن ای» (Plan A) در سال 2024 به کارگردانی «پدی کانروی» و با بازی «مایکل فاسبندر» ساخته شده است. داستان این فیلم درباره یک مأمور سابق سازمان سیا به نام «مت ترنر» است که به همراه همسر و دخترش برای تعطیلات به اروپا سفر میکند، اما نقشههای تروریستی یک گروه خطرناک، زندگی آرام آنها را به هم میریزد و مت را در موقعیتی قرار میدهد که باید با استفاده از مهارتهای گذشتهاش، خانوادهاش را نجات دهد و جلوی یک فاجعه بینالمللی را بگیرد.
خلاصه داستان: فیلم Los Angeles Plays Itself در سال ۱۹۹۴ توسط تورستن لیتلتون ساخته شده است. این فیلم یک مستند تحسینشده و منحصر به فرد است که به بررسی رابطه پیچیده بین شهر لسآنجلس و سینما میپردازد. در این اثر، کارگردان با استفاده از هزاران کلیپ از فیلمهای مختلف، نشان میدهد که چگونه تصویر لسآنجلس در فیلمها و سریالها با واقعیت این شهر تفاوت دارد و چگونه هالیوود به تعریف و گاهی تحریف هویت این شهر کمک کرده است. راوی فیلم، الایجاه وود، با لحنی طنزآمیز و تحلیلی، نقشهای مختلف این شهر را در ژانرهای گوناگون از نوآر گرفته تا کمدی بررسی میکند و به تاثیرات متقابل شهر و سینما بر یکدیگر میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «سرهنگ ردل» به کارگردانی یانوش ساندور در سال ۱۹۸۵ ساخته شده است. این اثر درام تاریخی که با بازی درخشان کریستوفر لمبرت در نقش آلفرد ردل، افسر جوان و بلندپرواز اتریشی-مجاری، روایت میشود، داستان صعود و سقوط مردی را در دل امپراتوری اتریش-مجارستان به تصویر میکشد. ردل که با تکیه بر هوش و استعدادش از خانوادهای فرودست به مقامات بالای نظامی میرسد، در میانه جنگ جهانی اول با چالشهای پیچیده وفاداری، جاسوسی و عشق روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم «کالیگولا: نسخه نهایی» (Caligula: The Ultimate Cut) محصول سال 2023، بازگویی جسورانهای از داستان امپراتور روم، کالیگولا است که توسط تیمی از کارگردانان از جمله تینتو براس (Tinto Brass) و رابرت میست (Robert Mistle) ساخته شده و بازیگرانی چون مالکوم مکداول (Malcolm McDowell) و پیتر اوتول (Peter O'Toole) در آن ایفای نقش کردهاند. این نسخه که با تکیه بر فیلمهای آرشیوی کشفشده از نسخه اصلی فیلم تولید شده، روایتی سینمایی و کمتر تحریفشده از زندگی و سلطنت بیرحمانه و پر از شهوترانی این امپراتور جوان را ارائه میدهد و جنایات، خیانتها و انحرافات اخلاقی دوران حکومت او را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «کمرپرسن» (Cameraperson) به کارگردانی کریستین اسپیمن در سال 2016 ساخته شده است. این فیلم مستند، مونتاژی از فیلمهای شخصی و حرفهای کریستین اسپیمن است که در طول 25 سال فعالیت حرفهایاش به عنوان فیلمبردار مستندهایی چون «ایران: سرزمین خداوندان»، «میتوانم قلبم را بشنوم» و «کارول» ضبط کرده است. اسپیمن با استفاده از تصاویر خام، روایتی شخصی و صمیمی از زندگی خود، خانوادهاش و سفرهایش به نقاط مختلف جهان از جمله بوسنی، افغانستان، کویت، نیجریه، پاکستان، اسرائیل و فلسطین ارائه میدهد. او در این فیلم به عنوان یک ناظر پشت دوربین، داستانهایی از زندگی افرادی که فیلمبرداری کرده است را با داستان زندگی خود در هم میآمیزد و به نقش فیلمبردار به عنوان یک شاهد و راوی میپردازد. این فیلم به عنوان یک اثر تجربی و شخصی، نگاهی عمیق به هنر فیلمبرداری مستند و ارتباط بین فیلمساز و سوژهاش دارد.