خلاصه داستان: این فیلم مستند کانادایی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی آریل نصر، روایتگر داستان شگفتانگیز بایگانی ملی سینمای افغانستان است که طی سالهای جنگ به طرز معجزهآسایی نجات یافت. داستان با محوریت افرادی چون ابراهیم آریفی، رئیس بایگانی، و افرادی که با خطرات فراوان این گنجینه فرهنگی را حفظ کردند، روایت میشود. این فیلم که در جشنوارههای متعددی از جمله جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو به نمایش درآمد، به کاوش در تاریخ پرتلاطم سینمای افغانستان از دهه ۱۹۶۰ تا به امروز میپردازد و نشان میدهد که چگونه این فیلمها به عنوان شواهدی مهم از تاریخ و فرهنگ یک ملت، علیه تحریف و فراموشی مقاومت کردهاند. کارگردان با استفاده از تصاویر آرشیوی نادر و مصاحبههای عمیق، داستانی از مقاومت فرهنگی و اهمیت حافظه جمعی را به تصویر میکشد که تماشاگر را با میراث غنی و اغلب ناشناخته سینمای افغانستان آشنا میکند.
خلاصه داستان: سال ۱۹۹۶، آرتور میلر نمایشنامهنویس برجسته، خودش دست به کار شد و یکی از مشهورترین آثارش، «دیگربل» (The Crucible)، را برای سینما اقتباس کرد. در این فیلم، دنیل دی-لوئیس در نقش جان پروکتور، بازیگری خارقالعاده از خود به نمایش میگذارد. او کشاورزی است که در شهر سالِم ماساچوست زندگی میکند و زندگیاش با اتهامات جادوگری به هم میریزد. وینونا رایدر در نقش ابیگِیل ویلیامز، دختری که عشقش به پروکتور به نفرت تبدیل شده و او را به جادوگری متهم میکند، حضوری بهیادماندنی دارد. پل اسکوفیلد نیز در نقش قاضی دانفورث، مردی که اجازه میدهد ترس و تعصب، عدالت را نابود کند، بازی میکند. داستان فیلم، ما را به سال ۱۶۹۲ میبرد، زمانی که گروهی از دختران جوان در جنگل رقصیده و مراسمی اسرارآمیز برگزار میکنند. وقتی یکی از آنها به کما میرود، شایعات جادوگری در شهر پیچیده و وحشتی بیسابقه را به وجود میآورد. ابیگِیل، که رهبر این گروه است، برای نجات خود و انتقام از جان پروکتوری که عشقش را رد کرده، دیگران را به جادوگری متهم میکند. این اتهامات، شهر را درگیر یک هیستری جمعی میکند و دادگاههای نمایشیِ جادوگری، زندگی بیگناهان بسیاری را نابود میکند. جان پروکتور باید بین حفظ جان خود و خانوادهاش با دروغ گفتن، یا حفظ شرافت و حقیقت با پذیرش مرگ، یکی را انتخاب کند. این فیلم، اثری قدرتمند دربارهٔ ترس، تعصب، اخلاق و فداکاری است که تمثیلی از دوران مککارتیسم در آمریکا به شمار میرود.
خلاصه داستان: فیلم The Front Runner (۲۰۱۸) به کارگردانی جیسون رایتمن، داستان واقعی گری هارت، سناتور دمکرات و نامزد مورد علاقه انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۸۸ آمریکا را روایت میکند. هافمن در نقش هارت، سیاستمداری کاریزماتیک و باهوش را به تصویر میکشد که شانس بالایی برای پیروزی در انتخابات دارد. اما زندگی سیاسی او زمانی فرو میپاشد که رسانهها از رابطهی عاشقانهی او با دونا رایس، زنی جوان که عضو حزب نیست، پرده برمیدارند. این رسوایی که در آن زمان بیسابقه بود، توجه ملی را به خود جلب کرد و مرزهای حریم خصوصی افراد مشهور و سیاستمداران را زیر سوال برد. فیلم با بازی درخشان ورا فارمیگا در نقش همسر هارت، به بررسی تاثیر رسانهها بر سیاست و زندگی شخصی افراد میپردازد و نشان میدهد چگونه یک اشتباه شخصی میتواند یک کارزار انتخاباتی امیدوارکننده را نابود کند.
خلاصه داستان: در دربار انگلستان قرن شانزدهم، خانواده بولین برای افزایش قدرت و نفوذ خود، دو دخترشان آن و ماری را وارد بازی خطرناک سیاست و عشق میکنند. آن بولین، زنی جاهطلب و مصمم، با استفاده از جذابیتهایش تلاش میکند توجه پادشاه هنری هشتم را به خود جلب کند، اما زمانی که پادشاه به خواهر کوچکترش ماری علاقهمند میشود، رقابتی تلخ و ویرانگر بین دو خواهر شکل میگیرد. این درگیری خانوادگی در نهایت به تراژدی تاریخی آن بولین منجر میشود. فیلم «دختر دیگر بولین» محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی جاستین چادویک، با بازی درخشان ناتالی پورتمن در نقش آن بولین، اسکارلت جوهانسون در نقش ماری بولین، و اریک بانا در نقش پادشاه هنری هشتم، داستانی از عشق، خیانت و جاهطلبی را در پسزمینه یکی از پرتلاطمترین دورههای تاریخ انگلستان روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم مستند «نگاه سکوت» ساخته جاشوا اوپنهایمر در سال ۲۰۱۴، مکمل اثر قبلی او «کنش کشتن» است که هر دو به قتلعام کمونیستها در اندونزی در سال ۱۹۶۵ میپردازند. این بار روایت از نگاه آدی روکوندا، یک چشمپزشک که برادرش راملی در آن واقعه به قتل رسیده، دنبال میشود. آدی با مردان سالخوردهای که در قتلعام نقش داشتند و اکنون در قدرت هستند، روبرو میشود و در حالی که به آنها عینک میزند، سوالاتی درباره گذشته میپرسد. این مواجههها که با سکوت سنگین و انکار همراه است، تلاش برای درک چگونگی زندگی در کنار قاتلان و هزینههای سکوت طولانیمدت یک ملت را به تصویر میکشد. این فیلم پرترهای تکاندهنده از پیامدهای خشونت و تلاش برای آشتی در جامعهای است که هنوز با زخمهای تاریخی خود دست و پنجه نرم میکند.
خلاصه داستان: The Tragedy of Man (2011) به کارگردانی مارسل یانکوویچ، انیمیشن مجارستانی برجستهای است که بر اساس نمایشنامه فلسفی مشهور ایمه ماداچ ساخته شده. این اثر سینمایی که بیش از ۲۰ سال برای تولید آن زمان صرف شد، داستان آدم و حوا را در بهشت آغاز میکند و سپس به سفری تمثیلی در طول تاریخ بشریت میپردازد. فیلم با دنبال کردن شخصیت اصلی، لوچفر، که آدم را در طول دورههای مختلف تاریخی از مصر باستان تا انقلاب فرانسه و آیندهای دور همراهی میکند، به کاوش در ماهیت انسان، آزادی، قدرت و معنای زندگی میپردازد. این انیمیشن سیاه و سفید با طراحیهای هنری خیرهکننده و تکنیکهای انیمیشن منحصر به فرد، یکی از بلندپروازانهترین پروژههای سینمای اروپای شرقی محسوب میشود که مفاهیم عمیق فلسفی را با زیباییشناسی بصری بینظیری ترکیب کرده است.
خلاصه داستان: فیلم مستند «The Battle Over Citizen Kane» محصول سال ۱۹۹۵ به کارگردانی مایکل اپتد و لارنس شیلر، به بررسی رقابت تلخ و دراماتیک بین اورسن ولز، کارگردان نابغه، و ویلیام رندولف هرست، غول رسانهای قدرتمند، میپردازد. این مستند که بخشی از مجموعه American Experience است، داستان ساخت شاهکار سینمایی «همشهری کین» (۱۹۴۱) را روایت میکند و نشان میدهد چگونه شخصیت چارلز فاستر کین در فیلم ولز، به شدت از زندگی و شخصیت هرست الهام گرفته شده بود. فیلم با استفاده از مصاحبههای گسترده با بازیگران و عوامل فیلم «همشهری کین»، تاریخدانان سینما، و همچنین تصاویر آرشیوی نادر، به عمق این نبرد افسانهای رسانهای و سینمایی میرود و تأثیر آن بر زندگی حرفهای ولز و سرنوشت فیلمش را تحلیل میکند. این مستند نه تنها یک بررسی تاریخی دقیق است، بلکه پرترهای جذاب از دو غول تاریخ معاصر آمریکا را به تصویر میکشد که نبردشان نمادی از تقابل هنر و قدرت در قرن بیستم شد.
خلاصه داستان: فیلم «جوردانو برونو» (۱۹۷۳) به کارگردانی جولیانو مونتالدو، زندگی پرفرازونشیب جوردانو برونو، فیلسوف، کشیش و کیهانشناس ایتالیایی قرن شانزدهم را به تصویر میکشد. در این درام تاریخی، جیان ماریا ولونته در نقش برونو، شخصیتی را بازی میکند که با نظریههای انقلابی خود دربارهٔ کیهان بیکران و وجود جهانهای بیشمار، بنیادهای فکری و مذهبی دوران خود را به چالش میکشد. داستان، مبارزهٔ او را با دستگاه تفتیش عقاید کلیسای کاتولیک روایت میکند؛ از موعظههای جسورانه در شهرهای مختلف اروپا گرفته تا بازداشت، محاکمه و در نهایت، محکومیت به مرگ در آتش. این فیلم، نه تنها یک زندگینامهٔ تاریخی است، بلکه تأملی است بر تقابل علم و ایمان، آزادی اندیشه و سرکوب، و داستان مردی که حاضر شد برای حقیقت جان خود را فدا کند. دیگر بازیگران فیلم شامل شارلوت رامpling در نقش همسر یک نجیبزاده و هانس کریستین بلش در نقش کاردینال روبرتو بلارمینو هستند.
خلاصه داستان: فیلم «شاراکو» محصول سال ۱۹۹۵ به کارگردانی ماساهیرو شینودا، اثری تاریخی و دراماتیک است که زندگی نقاش معروف ژاپنی، توشوسای شاراکو، را در قرن هجدهم به تصویر میکشد. در این فیلم، میکیتادو تاکادا در نقش شاراکو ظاهر میشود و بازیگران دیگری همچون هیرویوکی سانادا و فرانکی ساکای نیز در آن ایفای نقش میکنند. داستان در دوره ادو و در دنیای تئاتر کابوکی میگذرد و بر شخصیت مرموز شاراکو تمرکز دارد که در یک دوره کوتاه، نقاشیهای چوبی شگفتانگیزی از بازیگران کابوکی خلق کرد. فیلم با بهرهگیری از تصاویر زیبا و طراحی صحنههای باشکوه، فضای آن دوران را به خوبی بازسازی میکند و به بررسی رابطه هنر، شهرت و هویت در جامعه فئودالی ژاپن میپردازد. «شاراکو» اثری هنری و تأملبرانگیز است که علاقهمندان به سینمای ژاپن و تاریخ هنر را مجذوب خود میکند.
خلاصه داستان: در اواخر قرن نوزدهم، یک مخترع آمریکایی به نام داگلاس مککراسکی برای ارائه اختراع خود—یک ماشین عظیم برای بریدن درختان جنگلهای سیبری—به مسکو سفر میکند. او با یک افسر جوان و خوشتیپ ارتش تزاری به نام آندره تولستوی آشنا میشود و به زودی عشق پرشوری بین آنها شکل میگیرد. اما این عشق در پسزمینهای از توطئههای سیاسی، رقابتهای عشقی و سوءتفاهمهای غمانگیز رقم میخورد. آندره به اشتباه متهم به جنایت میشود و به سیبری تبعید میگردد، در حالی که داگلاس برای نجات او و عشق از دسترفتهشان تلاش میکند. این فیلم حماسی عاشقانه به کارگردانی نیکیتا میخalkov و با بازی جولیا اورموند و اولگ منشیکوف، داستانی فراموشنشدنی از فداکاری، عشق و امید را در دل تاریخ روسیه به تصویر میکشد.