خلاصه داستان: نیمو یک قهرمان نوجوان است که استعداد نهفته و مرموزی در خود دارد و سرنوشت او این خواهد بود که به بانوی دریاچهی قدرتمند و البته محزون تبدیل شود. او بعد از مرگ مادرش، بهطور ناگهانی با فردی بهنام آرتور برخورد میکند...
خلاصه داستان: هیون، یک دانش آموز دبیرستانی که خانواده اش را در یک حادثه وحشتناک از دست داده است، مجبور می شود خانه خود را ترک کند و مجبور است با واقعیت جدیدی روبرو شود که در آن هیولاها سعی در نابودی همه بشریت دارند. حالا او باید با تمام وجود تلاش کند نسل بشر را از نابودی نجات دهد.
خلاصه داستان: لوکی؛ سریالی ابرقهرمانی براساس شخصیتی در مارول کامیکس به همین نام ساخته شدهاست. در اواسط فیلم انتقام جویان پایان بازی شاهد بودیم که لوکی از سال ۲۰۱۲ به کمک تسراکت توانست از دست کاپیتان آمریکا و مرد آهنی فرار کند. ادامه سریال بعد این وقایع است…
خلاصه داستان: داستان از آنجا آغاز میشود که تونی نلسون، افسر نیروی هوایی آمریکا و فضانورد ناسا برای پرتاب به مدار زمین با یک موشک راهی مدار زمین میشود، اما در حین ماموریت دچار سانحه شده و مجبور به فرود اضطراری میگردد. سفینه او در یک جزیره دورافتادهٔ عاری از سکنه فرود میآید و او تصادفاً با یک چراغ کهنه جادویی برخورد میکند. پس از مالیدن چراغ جادو، یک پری جادویی از آن خارج شده و مکالمهای...
خلاصه داستان: داستان این سریال دربارهی یک سرزمین افسانهای به نام آرت و ساکنان شهر باستانی آرتدال و مناطق اطراف آن میباشد. یون سئوم با سرنوشت نابودی آرتادل به دنیا میآید، اما مادرش او را نجات میدهد. او بعد از گذراندن سختیهای زیاد، سالها بعد برای تحقق سرنوشت خود به آرتدال بازمیگردد و…
خلاصه داستان: سریال مورمور درباره گروهی متشکل از پنج دانشآموز دبیرستانی است که به طور تصادفی نیروهای خطرناک ماورایی را در شهر آزاد میکنند. حال آنها باید با یکدیگر متحد شده تا مردم شهر را نجات داده و در عین حال رازی را که والدینشان از دوران نوجوانی خود پنهان کردهاند را آشکار کنند اما…
خلاصه داستان: پس از اینکه پسری جوان به نام شینپی متوجه مرگ یکی از نزدیکان خود می شود، تصمیم می گیرد تا به زادگاهش برگردد، اما اسرار پنهانی در آنجا وجود دارند که...
خلاصه داستان: داستان دربارهٔ سومین پادشاه گوگوریو هست که از ابتدای تولدش پیشگویی هایی دربارهٔ او شد و به دلیل همین پیشگویی ها او توسط پدرش رانده شد و به غار گیرین انتقال یافت. او در همین مکان بزرگ شد و بعدها درگیر مشکلاتی شد و برای او سوء تفاهمی به وجود آورد. او به دشمنی علیه پدرش برخاست ولی بعدها متوجه اشتباه خود شد. در زندگی خود بارها تا حد مرگ رفت ولی به کمک شاهزاده بویو نجات یافت. موهیول عاشق او شد ولی به دلایل متعددی از ازدواج با او نا امید شد. سال ها گذشت و او توانست مقام خود را پس بگیرد و رویاهای اجدادش را برآورده کند و در نهایت سرزمینی ساخت که اکنون با نام کره از این کشور یاد می شود و …