خلاصه داستان: نگهبانان؛ فیلمی فراطبیعی ترسناک به کارگردانی به نویسندگی و کارگردانی ایشانا نایت شامالان است. مینا هنرمند ۲۸ ساله در جنگلی وسیع و دست نخورده در ایرلند غربی گیر میافتد. پس از یافتن پناهگاه، او ناخودآگاه در کنار سه غریبه که هر شب توسط موجودات مرموز تحت نظر و تعقیب قرار میگیرند، گرفتار میشود…
خلاصه داستان: فیلم «برادران» «The Bros» درباره دو برادر به نام های «لی سوک بونگ» و «لی جو بونگ» است. آن ها بعد از مدت ها دوباره همدیگر را برای مراسم خاکسپاری پدرشان ملاقات می کنند. اما هر دو به جای تلاش برای جمع شدن مجدد خانواده در کنار هم ، به مشکلات فردی خود می پردازند. در این بین طی اتفاقی این دو برادر با ماشین زنی برخورد می کنند که باعث شروع ماجرایی تازه در زندگی آن ها است
خلاصه داستان: در سال های دور، اعضای خانواده و افراد قبیله ی «کونان»، هنگامی که او کودکی بیش نبوده، به دست افراد قبیله ی دیگری قتل عام می شوند. «کونان» از همان زمان تصمیم می گیرد که جسمش را قوی سازد تا به هنگام بزرگ سالی، انتقام بگیرد...
خلاصه داستان: هنگامی که پادشاه اوتر می میرد و بریتانیا با هرج و مرج روبرو می شود، مرلین یک ناشناس به نام آرتور را به عنوان پادشاه جدید به عنوان پسر پادشاه فقید، برخلاف خواسته های جاه طلبانه خواهر ناتنی خود، مورگان، معرفی می کند.
خلاصه داستان: حماسه ای باشکوه با فانتزی شرقی که جنگ های افسانه ای طولانی بین انسان ها، جاودانه ها و هیولاها را بازسازی می کند که بیش از سه هزار سال پیش رخ داده است.
خلاصه داستان: این فیلم یک کمدی افسانه ای در مورد یک مرد معتاد به کار است که از یک غول چراغ جادو کمک می گیرد تا قبل از کریسمس خانوادهای برای خود درست کند.
خلاصه داستان: لی می جین یک زن مجرد و جوان، سال هاست که برای یافتن شغل مناسب تلاش میکند. یک روز وقتی صبح از خواب بیدار می شود، خودش را در بدن فردی 50 ساله می بیند. بعد از آن، وقتی خورشید طلوع می کند، او تبدیل به فردی در 50 سالگی می شود و در هنگام شب به حالت اصلی خود باز می گردد. او از این فرصن برای یافتن شغل استفاده می کند…
خلاصه داستان: چون سانگ هیوک یک پری است که به راحتی زنان را عاشق خود می کند. 500 سال پیش بال هایش سوختند و حالا با اوه بک ریون ملاقات می کند. زنی زیبا که مردهای زیادی عاشقش شده اند. اما هر زمان که این مردان با او رابطه عاشقانه برقرار می کردند، همیشه تجربه ای نزدیک به مرگ داشتند و سپس از او فرار می کردند. به دلیل بدشانسی، اوه بک ریون با کسی قرار نمی گذارد، اما به شدت می خواهد با مرد رویاهایش روبرو شود…