خلاصه داستان: یوک دونگ جو نویسنده ای مشتاق است که رویای تبدیل شدن به نویسنده ای پرفروش دارد اما 7 سال پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه هنوز رمانی منتشر نکرده! تا اینکه یک پسر ناشناس مرموز به نام کانگ سان وارد زندگی او می شود. کانگ سان دچار فراموشی شده و حتی نمی تواند نام خود را به خاطر بیاورد، اما مهارت خاصی دارد که می تواند درد و غم دیگران را حس کند…
خلاصه داستان: داستان در مورد بقای انسان هاست زمانیکه دو فرشته به زمین می آیند یکی خوب و دیگری بد حال مبارزه بین این دو برای بقا یا نابودی انسانهاست ...
خلاصه داستان: بگذار وارد شوم؛ فیلمی در ژانر درام ترسناک به نویسندگی و کارگردانی مت ریوز است. این فیلم بازسازی فیلمی سوئدی به نام Let the Right One In 2008 ساختهٔ توماس آلفردسون است. این دو فیلم از رمان شخص درست را راه بده اثر جان اجواید لیندکویست اقتباس شدهاند. کدی اسمیت-مکفی، کلویی گریس مورتس، ریچارد جنکینز، دیلان مینت و الیاس کوتیاس از جمله بازیگران فیلم هستند. ومپایر خردسال به نام «ابی» از نظر سنی رشد نکرده و در سن دوازده سالگی متوقف مانده است…
خلاصه داستان: ریوتا ساتو فردی که در اثر کار زیاد در شرکتی سیاه فوت کرده، در دنیایی دیگر تناسخ پیدا میکند. با اینکه ریوتا زنده شده بود، الان با مشکلی جدید مواجه است که باعث میشود در دنیای جدید به طور ثابت سطح ۱ بماند. با اینکه او توان بالا بردن سطحش را ندارد، ولی مهارتی منحصر به فرد دارد که باعث میشود بتواند آیتم تقلب خلق کند که نباید در دنیای هیولاها وجود داشته باشد. با اطلاع از این موضوع، او آمار مربوط به مهارت ساخت آیتمش را تا آخرین سطح بالا میبرد و آیتمها و اسلحههایی را جمعآوری میکند که تنها توسط خودش قابل استفاده است، و همین باعث میشود که با وجود سطح ۱ بودنش، قویترین آمار و تجهیزات را داشته باشد.
خلاصه داستان: دروغگو دروغگو فیلمی کمدی به کارگردانی تام شادیاک و با بازی جیم کری است. کری توانست به خاطر بازی در این فیلم برای دریافت جایزهٔ گلدن گلوب نامزد شود. وکیلی کذاب بنام «فلچر رید» (جیم کری) بخاطر آرزوی پسرش در جشن تولد، به مدت ۲۴ ساعت نمی تواند هیچ دروغی بگوید.
خلاصه داستان: میو سایموری دختر بیچاره یک ازدواج بدون عشق و از قبل تعیین شده بود. پس از مرگ مادرش، پدرش معشوقه و دخترش کایا رو وارد خانهاش کرد. از اون به بعد، جایگاه میو در خانواده به یه جور خدمتکار تغییر پیدا کرد. بدتر از اون، کایا کسی بود که قابلیت سایکیکی خانواده رو به ارث برد و میو هیچ قابلیتی نداشت. اون به معنای واقعی دختری بود که هیچ فایدهای نداره. پس از اینکه سالها با اون به عنوان یک آشغال رفتار شد، میو یاد گرفت تا سرش رو پایین نگه داره و دردش رو مخفی کنه و از تمام دستورات اطاعت کنه. برای همین خیلی عجیب نبود که ازدواجی ناخواسته با کیوکا کودو، یک فرمانده نظامی که بی رحم که شایعه شده همه نامزدهای قبلیش رو فراری داده، برای اون تعیین شد. از بچگی دردناک به ازدواجی دردناکتر، این آیندهای هست که در انتظار میوست. اما برخلاف انتظارش، شوهرش یک انسان مهربونه. چیزی که واقعاً در انتظار میوست، یک ازدواج سعادتمند و ابدی پر از خوشحالیه!
خلاصه داستان: شاخ ها فیلمی فانتزی تاریک ترسناک مهیج به کارگردانی الکساندر آژا براساس رمان شاخها به قلم جو هیل و با بازی دنیل ردکلیف است. داستان مردی به نام ایگنشیوس پریش را روایت می کند که پس از مرگ یکی از نزدیکانش دچار افسردگی و حملات روحی و روانی می شود. این ناراحتی ها در ادامه موجب رشد شاخ بر روی سرش می شود…
خلاصه داستان: دختری جوان به نام میا هال پس از یک تصادف به حالت اغما می رود و این شروع یک تجربه خروج روح از بدن برای او می شود که تصمیم برای تلاش جهت بیدار شدن و ایجاد تغییرات در زندگی اش معنا می بخشد …
خلاصه داستان: پدربزرگی یک اسب را به تازگی یافته به نوه اش می دهد و او اسب را در برج بلوک دوبلین نگه می دارد. اسب از آنها دزدیده می شود و آن ها برای پیدا کردن اسب راهی سفری دور و دراز میشوند ...