خلاصه داستان: فیلم «دومین معجزه در سلول شماره ۷» یک درام خانوادگی-کمدی اندونزیایی به کارگردانی هروین نوویانتو و نویسندگی عالم سودیو است که دنبالهای بر فیلم «معجزه در سلول شماره ۷» (۲۰۲۲) و بازسازی فیلم کرهای ۲۰۱۳ به همین نام است. داستان دو سال پس از اعدام دودو رزاک (وینو جی. باستین)، پدر معلول ذهنی، رخ میدهد. کارتیکا (گراسیلا ابیگیل)، دختر او، که حالا با هندرو (دنی سومارگو)، رئیس زندان، و همسرش لیندا (آگلا آرتالیدیا) زندگی میکند، از مرگ پدرش بیخبر است. همه، از جمله زندانیان سلول شماره ۷ مانند جاپرا (ایندرو وارکوپ)، زکی (تورا سودیرو)، و دیگران، توافق کردهاند حقیقت را برای محافظت از احساسات او پنهان کنند. وقتی هندرو تصمیم به پذیرش قانونی کارتیکا میگیرد، اداره خدمات اجتماعی به دلیل گذشته او مانع میشود. در همین حال، هنکی (مهادکلی آچو)، رئیس جدید و سختگیر زندان، محدودیتهایی برای دیدارهای کارتیکا با زندانیان ایجاد میکند و گذشتهای کینهتوزانه با دودو فاش میشود. زندانیان و هندرو برای عدالت و حفظ خانواده کارتیکا مبارزه میکنند. فیلم با طنز تلخ و لحظات احساسی مانند خواندن دفترچه خاطرات جویتا (مارشا تیموتی)، به موضوعات خانواده، ازدستدادن، و امید میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، شخصیتپردازی سطحی برخی نقشهای جدید، و پایانبندی کلیشهای، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی وینو جی. باستین، گراسیلا ابیگیل، و موسیقی ماهالینی رحرجا تحسین شدند، اما ریتم کند و تکرار فرمول فیلم اول نقد شد
خلاصه داستان: فیلم «پرنسس مغرور» یک انیمیشن خانوادگی-کمدی محصول مشترک جمهوری چک، لهستان و اسلواکی به کارگردانی رادک بران و دیوید لیسی است که بازسازی انیمیشنی فیلم زنده کلاسیک چکی ۱۹۵۲ بر اساس افسانه «غرور مجازاتشده» نوشته بژنا نمتسووا است. داستان درباره پادشاه جوان و خوشچهره بنجامین (مارک لامبورا) از پادشاهی خورشید است که به دنبال همسری مناسب است. او شیفته پرتره پرنسس کارولینا (آنا فیالووا) از پادشاهی نیمهشب میشود، اما کارولینا، که مغرور و لوس است، پیشنهاد ازدواج او را رد میکند. بنجامین، با لباس مبدل باغبان، به قلعه کارولینا نفوذ میکند تا قلب او را بهدست آورد. او با کمک پرستار قدیمی پرنسس و یک گل جادویی آوازخوان که ملودی کودکی کارولینا را تکرار میکند، متوجه میشود که کارولینا زمانی مهربان و شاد بود. در همین حال، مشاوران فاسد کارولینا، به رهبری ماکسیموس (آلش پروخازکا)، قصد دارند او را با شاهزادهای ضعیف ازدواج دهند تا قدرت خود را حفظ کنند. بنجامین و کارولینا با ماجراهای پرخطر از قلعه فرار میکنند و در این مسیر به هم نزدیکتر میشوند. فیلم با طنز، موسیقی (مانند آهنگ «Rozvíjej se poupátko»)، و انیمیشن سهبعدی رنگارنگ، به موضوعات عشق، فروتنی و مبارزه با فساد میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به نسخه ۱۹۵۲، داستان قابلپیشبینی و کمبود نوآوری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صداپیشگی و طراحی بصری الهامگرفته از مناظر چکی تحسین شدند، اما فیلم به دلیل بازیگری ضعیف برخی نقشهای فرعی و پایانبندی ساده نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «داستان پروانه» یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول مشترک کانادا و آلمان به کارگردانی سوفی روی و نویسندگی هایدی فوس و لین ساوتسکی است. داستان درباره پاتریک (با صدای منا مسعود)، یک پروانهی مونارک نوجوان و شجاع است که به دلیل بال ناقص نمیتواند پرواز کند، اما مصمم است در مهاجرت سالانه پروانههای مونارک به مکزیک شرکت کند. او همراه با بهترین دوستش مارتی (لوسیندا دیویس)، یک کرم ابریشم بامزه که هنوز به پروانه تبدیل نشده، و جنیفر (تاتیانا ماسلانی)، پروانهای که از ارتفاع میترسد، بهصورت مخفیانه در واگن حمل شیرسپستان سوار میشوند. این گروه در طول سفر با چالشهایی مانند طوفان، پرندگان شکارچی (از جمله گنجشک زرد شرور با صدای ریچارد ام. دامونت)، و موانع انسانی روبهرو میشوند. فیلم به موضوعات دوستی، پذیرش تفاوتها، شجاعت، و مسائل زیستمحیطی میپردازد و با طنز و لحظات احساسی همراه است. با این حال، به دلیل داستان ساده، ساختار نامنظم، شخصیتپردازی سطحی، و شباهت به انیمیشنهایی مانند «مهاجرت»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صداپیشگی منا مسعود و تاتیانا ماسلانی، انیمیشن رنگارنگ، و موسیقی (از جمله آهنگ «Something Big» از شاون مندز) تحسین شدند، اما فیلم به دلیل کمبود عمق در شخصیتهای شرور و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «اما کوچولو» یک انیمیشن ماجراجویی-خانوادگی محصول مشترک آمریکا، چین، ایرلند و هند به کارگردانی لئو لوئیس لیائو و نویسندگی شان لمب، راجر چن و آلیس بلهارت است. داستان حول اما (با صدای ناتالی گریس)، دختر مینیاتوری که توسط والدین حیوانی بزرگ شده، میچرخد و در دنیایی پر از موجودات غولپیکر به دنبال کشف حقیقت درباره ریشههای انسانی خود است. اما که نمیداند چیست یا از کجا آمده، با دوستانی مانند نیوتن، لاکپشتی نابغه (بار توپاز)، و ادوارد ولف، دانشمندی (تراویس کلوئر) که سعی دارد ثابت کند اما چیزی فراتر از ظاهرش است، همراه میشود. او به جزیرهای مخفی از انسانهای مینیاتوری میرسد، اما این جزیره بهجای یک افسانه رویایی، رازهای نگرانکنندهای درباره گذشتهاش فاش میکند. فیلم به موضوعات هویت، تعلق، و شجاعت میپردازد و با انیمیشن رنگارنگ و طنز سبک، برای مخاطبان خانوادگی طراحی شده است. با این حال، به دلیل داستان ساده، شخصیتپردازی سطحی، و شباهت به انیمیشنهایی مانند «زوتوپیا» و «ابرقهرمانان کوچک»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی گریس و کلوئر و جلوههای بصری تحسین شدند، اما فیلم به دلیل فقدان نوآوری، داستان قابلپیشبینی، و پیچشهای داستانی ضعیف مانند طرح شرورانهای که بهطور کامل توضیح داده نشد، نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «گربه شبح آنزو» (به ژاپنی: Bakeneko Anzu-chan) یک انیمیشن خانوادگی-فانتزی ژاپنی-فرانسوی به کارگردانی یوکو کونو و نوبوهیرو یاماشیتا است که بر اساس مانگای تاکاشی ایماشیرو ساخته شده و توسط Shin-Ei Animation و Miyu Productions تولید شده است. داستان حول کارین (نوا گوتو)، دختر ۱۱ سالهای میچرخد که پس از رها شدن توسط پدرش تتسویا (مونتاکا آئوکی)، که از طلبکاران فرار میکند، به معبد سوسهای-جی در حومه ژاپن نزد پدربزرگ راهبش فرستاده میشود. پدربزرگ، آنزو (میرای موریاما)، گربهای غولپیکر، دوپا، سخنگو و تنبل را مأمور مراقبت از کارین میکند. آنزو که بهعنوان کایروپراکتیست کار میکند، موتور میراند و معتاد پاچینکو است، با شخصیت سرسخت کارین درگیر میشود. کارین که با غم مرگ مادرش دستوپنجه نرم میکند، ابتدا با خرابکاری در کارهای آنزو او را به چالش میکشد و با ارواح جنگلی عجیب مانند قورباغه هیولا دوست میشود. آنزو برای جلب اعتماد کارین، بهطور اتفاقی با انما، پادشاه دنیای زیرین، معاملهای میکند که منجر به ماجراجویی پرهیجان در مرز دنیای زندگان و مردگان میشود. فیلم به موضوعات غم، دوستی، و پذیرش میپردازد و با طنز عجیب، انیمیشن روتوسکوپی، و نقاشیهای آبرنگی که یادآور آثار رنوار و مونه است، فضایی سورئال خلق میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند نیمه اول، داستان پراکنده، و فقدان توضیح درباره عناصر ماورایی مانند ماهیت آنزو یا طلسم معبد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی و طراحی بصری تحسین شدند، اما شخصیتپردازی کارین و آنزو به دلیل بیتفاوتی غیرمنطقی کارین به موجودات عجیب و رفتار یکنواخت آنزو نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «الی و قطار شبحآلود» (به آلمانی: Elli - Ungeheuer Geheim) یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول مشترک آلمان، کانادا و چک به کارگردانی پیت د رایکر، یسپر مولر و ینس مولر است که بر اساس کتابی از کلاوس باومگارت ساخته شده است. داستان حول الی (با صدای دالیا اشمیت-فوس)، روح کوچک بیخانمانی میچرخد که به دنبال یافتن جایی برای تعلق خاطر است. او بهطور اتفاقی به قطار شبحآلودی میرسد که محل زندگی گروهی از هیولاهای عجیب، از جمله یتی مارتا (سوانتیه واشر)، ومپایر وانگروفتی (سانتیاگو زیسمر)، و کنارف فرانکنشتاین (مکس گیرمان) است. الی هنگام جستوجوی عمویش چمبرلین، که ربوده شده، ناخواسته توجه دنیای بیرون را به قطار جلب میکند و باعث به خطر افتادن خانه هیولاها میشود. او با این گروه غیرمعمول متحد میشود تا در مأموریتی پرهیجان، هم قطار را نجات دهد و هم خانوادهای برای خود پیدا کند. فیلم به موضوعات دوستی، پذیرش، و حس تعلق میپردازد و با طنز سبک، انیمیشن رنگارنگ، و موسیقی آموری لوران برنیر همراه است. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، انیمیشن ساده، و سردرگمی ناشی از تغییر عنوان به «الی و تیم هیولاهایش» در برخی مناطق، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی، بهویژه اولیور کالکوفه، و تصاویر بصری تحسین شدند، اما فیلم به دلیل شباهت به انیمیشنهای خانوادگی مانند «هتل ترانسیلوانیا» و کمبود نوآوری در روایت مورد انتقاد قرار گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «دیپلودوکوس» (به لهستانی: Smok Diplodok) یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول مشترک لهستان، جمهوری چک و اسلواکی به کارگردانی و نویسندگی وویتک واوْشچیک است که با الهام از کمیکهای کلاسیک دهه ۸۰ تادئوش بارانوفسکی ساخته شده است. داستان حول دیپلودوکوس، دایناسوری کنجکاو و سبز رنگ (با صداپیشگی میکولای واچوفسکی)، میچرخد که آرزوی ماجراجویی دارد، اما والدین بیشازحد محافظهکارش (مالگورزاتا کوزوخوفسکا) او را از کاوش در دنیای خطرناک اما زیبای خارج از دیوار اطراف خانهشان در جنگل منع میکنند. دیپلوی کوچک نمیداند که دنیای او در واقع بخشی از یک کتاب کمیک است که توسط تد (پیوتر پولاک)، هنرمندی جویای موفقیت، خلق شده است. وقتی ناشر تد (هلنا انگلرت) او را متقاعد میکند که کمیک دایناسوریاش مانع پیشرفت حرفهای اوست، تد شروع به پاک کردن دنیا با پاککن میکند و دنیای دیپلو در معرض نابودی قرار میگیرد. دیپلو که کشف میکند میتواند بین صفحات کمیکهای مختلف تلپورت کند، با جادوگری ناشی به نام هوکوس پوکس (بوریس شیچ)، دانشمندی عجیب به نام پروفسور نرووسولک (آرکادیوش یاکوبیک)، و خلبانی شجاع به نام اِنتومولوژیا همراه میشود تا والدینش را که در شرایط مرموزی گم شدهاند، نجات دهد. فیلم به موضوعات تخیل، خودباوری، و ارزش خلاقیت هنری میپردازد و با طنز عجیب، تصاویر رنگارنگ، و ترکیبی از انیمیشن و لایو-اکشن، فضایی متا و غیرمتعارف خلق میکند. با این حال، به دلیل داستان ساده، نیمه اول پراکنده، و سبک بصری که گاهی از کمیکهای اصلی بارانوفسکی فاصله میگیرد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی و طراحی خلاقانه تحسین شدند، اما داستان تد به دلیل کمبود عمق و شباهت به فیلمهایی مانند «فیلم لگو» و «سول» مورد انتقاد قرار گرفت
خلاصه داستان: فیلم «بادگیر» یک درام خانوادگی-کمدی استرالیایی به کارگردانی تانیت گلین-مالونی و نویسندگی بوید کواکاووت است که داستان پرسی بوی (لنوکس موناگان)، پسری ۱۰ ساله بومی استرالیایی را روایت میکند که به همراه پدربزرگش پاپ (کلتون پل)، خاله کرسیدا (جسیکا مابوی)، و خاله پرو (لیزا مازا) در شهر کوچک هربرتسون زندگی میکند. پرسی که پس از مرگ والدینش در آتشسوزی جنگلی با مشکلات مالی و قلدری در مدرسه مواجه است، برای خرید کفشهای دویدن جدید پسانداز میکند تا در کارناوال ورزشی مدرسه شرکت کند. او با دوستانش، کیتی کاب (مکس ترنر) و دیزی هاوکینز (کوکو گریناستون)، گروهی غیرمعمول تشکیل میدهد تا در برابر قلدرهای کلاس پنجمی به پیروزی برسند. در این مسیر، پرسی توانایی ماوراءالطبیعهای برای دیدن ارواح گمشده را کشف میکند که از پدربزرگش به او به ارث رسیده است. او با کمک دوستانش و ارواح، از جمله روحی به نام کیت، با ترسهایش، رویاهای مربوط به آتشسوزی، و قلدری مقابله میکند تا به قهرمان داستان خودش تبدیل شود. فیلم به موضوعات دوستی، شجاعت، تابآوری، و هویت بومی میپردازد و با طنز، احساسات، و مناظر زیبای استرالیا همراه است. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، لحن گاهبهگاه بیشازحد احساسی، و برخی صحنههای غیرواقعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی موناگان و پل به دلیل اصالت و شیمی قوی، و حضور جسیکا مابوی و پیا میرندا (در نقش معلم) به دلیل طنز و گرمی تحسین شدند، اما فیلم به دلیل شباهت به درامهای خانوادگی مانند «Cool Runnings» و کمبود عمق در برخی شخصیتهای فرعی نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «بره» یک درام خانوادگی به کارگردانی اشلی اویس است که داستان پسری جوان و مصمم به نام عبدالله (عبدالعزیز القحطانی) را روایت میکند که پس از مرگ مادرش، برای محافظت از عزیزترین داراییاش، یک بره یتیم، سفری پرمخاطره را در صحرای وسیع عربستان آغاز میکند. این سفر خانواده ازهمپاشیده او، از جمله پدرش (فهد الغمدی) و عمهاش (سمایه ریدا)، را به چالش میکشد و با سنتهای قدیمی که عبدالله را به پذیرش نقشهای سنتی مردانه ترغیب میکنند، در تضاد قرار میگیرد. عبدالله با کمک یک چوپان کهنهکار (ندا عبدالحکیم) و با استفاده از داستانهای مادرش درباره شجاعت، با خطرات صحرا، از جمله طوفان شن و حیوانات وحشی، روبهرو میشود تا بره را به چراگاه امن برساند. فیلم با فیلمبرداری خیرهکننده از مناظر صحرای عربستان، به موضوعات غم، پیوند خانوادگی، و مبارزه با انتظارات فرهنگی میپردازد. با این حال، داستان به دلیل کمبود کشش روایی، شخصیتپردازی سطحی برای نقشهای فرعی، و پایان قابلپیشبینی، نقدهای متوسطی دریافت کرد. بازی ریدا و القحطانی به دلیل عمق احساسی تحسین شد، اما فیلم به دلیل عدم بهروز بودن در نمایش فرهنگ عرب و تمرکز بیشازحد بر مناظر بهجای داستان، گاهی اوقات از واقعیت مدرن عرب دور به نظر میرسد. فیلم در به تصویر کشیدن روابط بیننسلی و پویایی خانوادگی موفق است، اما در ایجاد تأثیر ماندگار ناکام میماند.
خلاصه داستان: فیلم «طوفانشکنان» یک انیمیشن ماجراجویانه خانوادگی به کارگردانی گونزالو گوتیرز (G.G.) است که با الهام از داستان «دن کیشوت» اثر سروانتس ساخته شده است. آلفونسو (میکه مورنو)، پسری ۱۱ ساله و وارث روحیه خیالپردازانه دن کیشوت، به همراه سه خرگوش خیالی و موزیکال خود، پانچو (متیو مورنو) و ویکتوریا (کسی گلو)، تلاش میکند تا شهر محبوبشان لامانچا را از طوفانی عظیم نجات دهد. آلفونسو معتقد است این طوفان یک هیولاست که میتوان آن را شکست داد، نه یک پدیده طبیعی غیرقابلکنترل. آنها متوجه میشوند طوفان توسط شرکت شیطانی کاراسکو (توماس هریس) ایجاد شده که قصد دارد زمینهای اهالی را تصاحب کند و آنها را به «کاراسکولند» منتقل کند. با کمک دوستانش و تخیل بیحدش، آلفونسو به قلب طوفان میرود تا منبع آن را نابود کند و شهر را نجات دهد. فیلم با پیامهای زیستمحیطی و ضدتوسعه شهری، به موضوعات دوستی، شجاعت، و قدرت تخیل میپردازد. با این حال، به دلیل طرح کلیشهای، شخصیتپردازی ضعیف، انیمیشن متوسط با طراحیهای غیرجذاب، حرکات غیرطبیعی، و شوخیهای ناکارآمد (مانند حضور بیدلیل یک پانتومیم در صحنههای پایانی)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی و مناظر کوههای اسپانیا تحسین شدند، اما داستان آشوبناک و خرگوشهای خیالی بیتأثیر در پیشبرد داستان نقد شدند.