خلاصه داستان: در سریال Grand Army، پنج دانشآموز در یک دبیرستان بزرگ و متنوع در بروکلین با چالشهای زندگی روبرو میشوند. آنها در حال جنگیدن برای موفقیت، احترام، جایگاه و زندگی خود هستند. این دانشآموزان در حال مقابله با مسائل اجتماعی، مشکلات خانوادگی و فشارهای روزمره هستند و تلاش میکنند راه خود را در دنیای پیچیده و رقابتی پیدا کنند.
خلاصه داستان: لینکو، یک مامور بیمارستان، با مردی که از خودکشی نجات مییابد، آشنا میشود. او به او کمک میکند تا زندگیاش را دوباره آغاز کند و در این راه، او به خاطرات و رازهایی از گذشتهاش پی میبرد که او را به سفری پر از هیجان و رمزآلود میبرد.
خلاصه داستان: در داستان "کجروی درخشان"، یک فیلم سینمایی هنری از کارگردان تسای مینلینگ، شخصیت اصلی به نام شی-چنگ در حال بازی در فیلمهای پورنو است و در یک روز با دوست دختر بچگیش ملاقات میکند. این دیدار در شهری اتفاق میافتد که با کمبود آب شدیدی روبهروست و مردم به جای آب، آیسکریم خیار میخورند. رابطه آنها به یک رابطه جنسی تبدیل میشود که با تصاویری شاعرانه و خشونتآمیز همراه است. فیلم با زیبایی بصری و موسیقی متنوع، موضوعاتی مانند تنهایی، تمایل جنسی و انسانیت را در جامعه مدرن و مصنوعی بررسی میکند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک زوج جوان در شهر لندن تصمیم میگیرند به یک خانه قدیمی منتقل شوند. زن، یک هنرمند است که به دنبال الهامبخشی برای آثار هنری خود است، و مرد، یک معمار که قصد دارد خانه را مرمت کند. اما به محض ورود به خانه، اتفاقات عجیب و غیرقابل توضیحی رخ میدهد. زن شروع به دیدن تصاویر عجیب و نقاشیهایی میکند که خودش آنها را نقاشی نکرده است. او کشف میکند که خانهای که در آن زندگی میکنند، مکانی است که اشیاء و خاطرات افراد گمشده در آن جا جمع شدهاند. این اشیاء حاوی انرژی منفی هستند و روح افرادی را که در گذشته در این خانه بودهاند، به خود جلب میکنند. زوج باید با این نیروهای خارقالعاده مقابله کنند و راز این خانه مرموز را کشف کنند.
خلاصه داستان: در سال 2011، در سوئد، یک روزنامهنگار مشهور به نام میکائل بلومکویست برای حل یک رمز عجیب و غریب به یک برنامهنویس نابغه و اسرارآمیز به نام لیسبته سالندر کمک میکند. آنها در جستجوی دختری گمشده به مدت ۴۰ سال پیش هستند و با هر گامی به رمز و رازهای خونین و مرموزی از گذشته برمیخورند. در حالی که زندگی شخصی خود را نیز در معرض خطر قرار میدهند، آنها باید با خطراتی روبرو شوند که میتوانند حتی مرگ آنها را در پی داشته باشد.
خلاصه داستان: در سال 1956، یک جوان به نام جِت رینک در حالی که به تگزاس میآید تا به داماد ثروتمند خود، بیک بِنِستون، کمک کند تا یک مزرعه بزرگ را اداره کند، با خواهر بیک، لِسلی لین استون، آشنا میشود. لِسلی که از آزادی و استقلال فکری برخوردار است، با جِت ارتباط برقرار میکند و عشقی عمیق بین آنها شکل میگیرد. با این حال، جِت به دلیل تعهداتش نسبت به بیک و مسائل خانوادگی، نمیتواند این رابطه را ادامه دهد. در طول سالها، روابط بین این سه شخصیت پیچیدهتر میشود و با وقایعی چون مرگ بیک و تلاش جِت برای حفظ مزرعه، داستان به اوج خود میرسد. در نهایت، جِت و لِسلی پس از سالها جدایی، دوباره به هم نزدیک میشوند و در کنار هم سپری میکنند.
خلاصه داستان: در سال 2025، در شهر مزبور، یک گروه از افراد بیسواد و فقیر به نام "Trash" زندگی میکنند. آنها در یک منطقه پر از زباله و آلودگی زندگی میکنند و با مشکلات زیادی مواجه هستند. یک روز، یک دختر جوان به نام "Sara" به این منطقه میآید و با مردم محلی آشنا میشود. او کمک میکند تا آنها بهبود یابند و زندگی بهتری داشته باشند. در طول این مسیر، Sara با چالشهای زیادی مواجه میشود و باید تصمیمات سختی بگیرد تا بتواند به مردم کمک کند.
خلاصه داستان: در سریال Stumptown، دک (کوبی سمولدرز)، یک خبرنگار سابق در عراق که به عنوان یک کارآگاه خصوصی در پورتلند، اورگن، کار میکند، با چالشهای شخصی و حرفهای روبرو میشود. او به دنبال پیدا کردن دختری است که به عنوان گمشده گزارش شده و در این راه با یک شبکه خطرناک مواجه میشود. دک باید با مهارتهای خود و روابطش، از جمله با برادرش و دوستانش، این معما را حل کند و در عین حال با مشکلات مالی و احساسی خود مقابله کند.
خلاصه داستان: در سال 2019، در ژانر درام و روانشناسی، فیلم «سیبل» داستان یک روانشناس متوسطسن را روایت میکند که برای نگارش رمانی درباره زندگی خودش، مشاورهی بیماران خود را رها میکند. وقتی جوانی جذاب و پرحرف به عنوان بیمار جدید وارد میشود، زندگی او دچار تغییراتی عمیق میشود. سیبل، روانشناس، با مواجه شدن با این بیمار جدید، خود را درگیر یک مسیر پرفراز و نشیب میبیند که باعث تغییرات اساسی در زندگی شخصی و حرفهای او میشود.
خلاصه داستان: در ادامه فیلم "شاب احمد"، ما با احمد ۱۳ ساله آشنا میشویم که تحت تأثیر یک امام رادیکال قرار گرفته و به سمت افراطیگری کشیده میشود. احمد باور دارد که به او دستور انجام یک عمل تروریستی داده شده است. این باور او را به سمت یک مسیر خطرناک سوق میدهد و او مجبور میشود با عواقب عمل خود روبرو شود. فیلم به دقت به بررسی عوامل روانی و اجتماعیای میپردازد که میتوانند یک نوجوان را به سمت افراطیگری سوق دهند و تأثیرات مخرب این روند را بر زندگی فرد و جامعه نشان میدهد.