خلاصه داستان: یک زوج جوان در یک شب تاریک و طوفانی به یک خانه قدیمی منزوی میروند. آنها به زودی متوجه میشوند که خانهای که پناه گرفتهاند، خانهای نیست که تصور میکردند و آنها تنها مهمانان نبودهاند. در حالی که شب پیش میرود، آنها با نیروهایی رمزآلود و ترسناک مواجه میشوند که حضور آنها را به چالش میکشند و باعث میشود آنها به سرنوشتی مرموز و وحشتناک تن در دهند.
خلاصه داستان: در داستان «وایپلش»، آندرو نیومن، نوازنده جوان تنبک در مدرسه موسیقی شهیر شیپرد، تحت تعلیم استاد فلیچر قرار میگیرد. فلیچر با روشهای سختگیرانه و سرکوبگر، آندرو را به سوی کمال کشاند. این رقابت سخت باعث میشود آندرو از هر چیزی فداکاری کند و حتی روابط شخصیاش را به خطر بیندازد. در نهایت، آندرو در یک کنسرت حساس، خود را به حداکثر رساند و فلیچر را متقاعد کرد که او واقعاً یک نوازنده بزرگ است.
خلاصه داستان: در سریال کمدی «Staged»، داستان دو بازیگر بریتانیایی، دیوید تنیت و مایکل شین، در طول دوران کرونا پیدرپی اتفاقاتی را تجربه میکنند که به دلیل تعطیلی فیلمبرداریها و نمایشنامههای تئاتر، مجبور به کار از راه دور میشوند. این دو بازیگر که قرار بود در نمایشی روی صحنه تئاتر ظاهر شوند، با کمک تکنولوژی ویدئو کنفرانس، تلاش میکنند تا تعاملات خود را حفظ کنند و به فعالیتهای هنری خود ادامه دهند. در طول این فرآیند، روابط شخصی و حرفهای آنها با یکدیگر و با افراد اطرافشان به صورت طنزآمیز و سرگرمکنندهای مطرح میشود. سریال با نگاهی متفاوت به زندگی در دوران کرونا، نشان میدهد که چگونه هنرمندان با چالشهای جدید روبرو شده و تلاش میکنند تا روحیه و خلاقیت خود را حفظ کنند.
خلاصه داستان: دستیار عروسی، یک فیلم کمدی-درام رمانتیک آمریکایی محصول سال 2018 است که در آن دو شخصیت اصلی، لینکلن و داکوتا، به عنوان دو غریبه در یک مراسم ازدواج ملاقات میکنند. هر دو با مشکلات شخصی و روابط گذشته خود دست و پنجه نرم میکنند و در طول مراسم ازدواج، با یکدیگر صحبت میکنند و به تدریج به یکدیگر نزدیک میشوند. این فیلم به دنبال روابط انسانی و احساسات پیچیده در یک محیط خاص است.
خلاصه داستان: در داستان "طبلک"، یک جوان نابغه موسیقی به نام "آنا" در یک روستای کوچک زندگی میکند. آنا با استعدادی خارقالعاده در نواختن طبلک، توانایی خلق ملودیهایی منحصربهفرد و احساسی را دارد که مردم روستا را مجذوب میکند. با این حال، آنا با مشکلات مالی و فشار خانواده برای ادامه تحصیل مواجه است. در طول داستان، آنا با کمک یک استاد موسیقی بزرگ، به دنیای موسیقی بزرگتر وارد میشود و با چالشهای هنری و شخصی روبرو میگردد. در نهایت، آنا باید تصمیم بگیرد که آیا باید رویای هنری خود را دنبال کند یا خواستههای خانواده را برآورده سازد. این فیلم به موضوعاتی مانند تعقیب رویا، فداکاری و قدرت موسیقی میپردازد.
خلاصه داستان: Alice Howland، استاد زبانشناسی دانشگاه پرینستون، در سن ۵۰ سالگی با تشخیص آلزایمر زودرس مواجه میشود. در حالی که حافظه و تواناییهای شناختیاش رو به کاهش است، باید با خانواده و همکارانش درگیر شود تا نشان دهد که هنوز زندگیاش ارزشمند است. در این فرآیند، روابط خانوادگی و هویت فردی او به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک روز معمولی در شهر بزرگ آمریکایی آغاز میشود. اما ناگهان، همه مردم شهر در حالی که در حال انجام کارهای روزمره خود هستند، یکی پس از دیگری شروع به خمیازه کشیدن میکنند. این پدیده عجیب و غیرقابل توقف، به سرعت در سراسر جهان گسترش مییابد و باعث میشود تمام انسانها به حالت خواب عمیقی فرو بروند. دولتها و دانشمندان در تلاش هستند تا دلیل این پدیده عجیب را کشف کنند و راهی برای متوقف کردن آن پیدا کنند. در این بین، یک گروه جوان خلاق تصمیم میگیرند تا با استفاده از تکنولوژی و هنر، این خمیازه عظیم تاریخ را به فرصتی برای تغییر و نوآوری تبدیل کنند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۴، در زمان جنگ جهانی دوم، یک زن در برلین به قتل میرسد. پلیس، به دنبال قاتل میگردد و مشکوک میشود که یکی از ژنرالهای آلمانی مسئول این جنایت است. یک افسر پلیس، با کمک یکی از سربازان آلمانی، به دنبال حقیقت میگردد و در این راه با توطئههای سیاسی و نظامی مواجه میشود. در نهایت، حقیقت پنهان شده در میان سلسله مراتب نظامی آشکار میشود و قاتل واقعی شناسایی میگردد.
خلاصه داستان: یک زوج جوان، جانی و لیزا، زندگی آرامی در یک آپارتمان داشتند تا اینکه لیزا با بستی، یکی از دوستان جوانی، رابطهای برقرار کرد. این خیانت باعث بحران در روابط آنها شد و جانی به تلاش برای حفظ روابط خانوادگی اش ادامه داد. در حالی که او به دنبال راهی برای بازسازی اعتماد بود، لیزا تصمیم گرفت رابطهاش با بستی را ادامه دهد. این تصمیم باعث وقوع یک سری اتفاقات غیرمنتظره شد که سرانجام به نتیجهای غمانگیز منجر شد.
خلاصه داستان: در داستان "Clemency"، برنیس رابین، یک قاضی اعدام در یک زندان ایالتی، با پیامدهای روحی و عاطفی کارش دست و پنجه نرم میکند. او به طور مداوم با مرگبای اعدام و تأثیر آن بر زندانیان و خانوادههایشان مواجه میشود. این فشارها به تدریج بر روابط شخصی و حرفهای او تأثیر میگذارد و او را به سمت یک بحران اخلاقی سوق میدهد. با پیشرفت داستان، برنیس با یک پرونده خاص مواجه میشود که باعث میشود او به شدت شک و تردید کند که آیا اعمالش درست است یا خیر.