خلاصه داستان: یک کارآفرین جوان و بلندپرواز به نام اسکیپ با ایدهای انقلابی برای یک نوشیدنی انرژیزا وارد دنیای بیرحم بازاریابی میشود. او با کمک «هیدی» (با بازی آمبر تامبلینا)، یک زن جوان باهوش و جسور که در صنعت تبلیغات تجربه دارد، سعی میکند ایده خود را به یک برند میلیون دلاری تبدیل کند. اما به زودی اسکیپ متوجه میشود که موفقیت در این مسیر پر از فریب، رقابتهای کثیف و معاملات پشت پرده است. این فیلم که بر اساس رمانی به همین نام ساخته شده، نگاهی طنزآمیز و در عین حال تلخ به دنیای تبلیغات و فرهنگ مصرفگرایی دارد و نشان میدهد که گاهی برای رسیدن به قله، باید تمام ارزشهای خود را به خطر بیندازید. فیلم «شربت» محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی آرام راپاپورت و با بازی هایدن کریستنسن، آمبر تامبلینا، بریتانی مورفی و جان شاریان است.
خلاصه داستان: این فیلم عاشقانه کرهای محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی جانگ یونگ-وو و با بازی کیم گو-یون و جونگ هه-این است. داستان در دهه ۱۹۹۰ آغاز میشود و زندگی دو شخصیت اصلی به نامهای هیون-وو و می-سو را دنبال میکند. آنها برای اولین بار در یک کافه شیرینیپزی آشنا میشوند و به تدریج احساسات عمیقی نسبت به هم پیدا میکنند. اما شرایط زندگی و مشکلات شخصی باعث میشود که آنها بارها از هم جدا شوند و دوباره تلاش کنند تا به هم برسند. در طول سالها، آنها از طریق یک برنامه رادیویی محبوب با هم ارتباط برقرار میکنند و امید خود را برای رسیدن به عشق واقعی از دست نمیدهند. این فیلم با فضای نوستالژیک خود و بازی تحسینبرانگیز بازیگرانش، داستانی لطیف و احساسی از عشق، جدایی و انتظار را روایت میکند که مخاطب را تا انتها مجذوب خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سریال «تربیت جنسی» (Sex Education) محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی بن تیلور، با بازیگرانی چون آسا باترفیلد، جیلیان اندرسون، اما مکی و نکوت گاتوا، داستان نوجوانی خجالتی به نام اُتیس میلبرن را روایت میکند که با وجود نداشتن تجربه جنسی، به کمک دوستش مِیو و با الهام از مادرش که رواندرمانگر جنسی است، یک کلینیک مشاوره جنسی مخفی در مدرسه راه میاندازد تا به هممدرسهایهایش در حل مشکلات جنسی و عاطفی کمک کند. این سریال کمدی-درام به شیوهای طنازانه و صریح به مسائل بلوغ، هویت جنسی، روابط عاطفی و چالشهای نوجوانی در مدرسهای در بریتانیا میپردازد و شخصیتهای متنوع و داستانهای موازی آن، تصویری واقعگرایانه از دنیای پیچیده نوجوانان امروزی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این سریال ژاپنی محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی شینجی آراکی، داستان دو نوجوان به نامهای ناین و توولو را روایت میکند که با هویتهای جعلی در توکیو زندگی میکنند. این دو که قربانیان یک آزمایش مخفی دولتی بودهاند، با بمبگذاری و ارسال معماهای مرموز، پلیس را به چالش میکشند. یک کارآگاه بازنشسته به نام شیشیما برای تعقیب آنها استخدام میشود و در این میان، دختر دانشآموزی به نام لیزا نیز ناخواسته درگیر این ماجرا میشود. داستان حول محور انتقام، هویت و پیامدهای فاجعهبار دستکاریهای علمی میچرخد.
خلاصه داستان: دو مرد غریبه در یک قطار با یکدیگر ملاقات میکنند. برونو آنتونی، روانپریشی خوشپوش و شیطانصفت، با گای هاینز، ستاره تنیس مشهور که درگیر مشکلات زناشویی است، طرح دوستی میریزد. برونو پیشنهادی شوکهکننده ارائه میدهد: او همسر خیانتکار گای را به قتل خواهد رساند و در مقابل، گای باید پدر مستبد برونو را بکشد. گای این ایده را به شوخی میگیرد، اما برونو کاملاً جدی است. پس از آنکه برونو به قتل میریام، همسر گای، دست میزند، زندگی گای به کابوسی تبدیل میشود. حالا او مجبور است نه تنها با یک قاتل روانی مقابله کند، بلکه باید بیگناهی خود را نیز ثابت کند، در حالی که برونو با ظرافتی شیطانی او را به دام میاندازد. آلفرد هیچکاک در این فیلم نوآر روانشناختی سال ۱۹۵۱ با بازی فرلی گرنجر در نقش گای و رابرت واکر در نقش برونو، تماشاگر را در دلهرهای بیامان غرق میکند و مرز میان واقعیت و توهم را در هم میآمیزد.
خلاصه داستان: مردی تنها به نام فرانک که به دنبال رابطهای عمیق است، تابستان خود را در ساحل خلوت یک دریاچه میگذراند، جایی که مردان همجنسگرا برای ملاقاتهای پنهانی جمع میشوند. او به تدریج با میشل، مردی مرموز و جذاب، آشنا میشود و شیفته او میگردد. اما زمانی که فرانک شاهد قتل وحشیانهای توسط میشل میشود، به جای دوری کردن، عمیقتر در دام عشق و شهوت گرفتار میشود. این فیلم روانشناختی و دلهرهآور محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی آلن گیرودی، با بازیگری تحسینبرانگیز پییر دولادوشان و کریستف پاوو، کاوشی تاریک و بیپروا درباره وسوسه، خطر و مرزهای ناپیدای عشق و جنایت است.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی پیتر بوگدانوویچ، داستان ایزابل، یک دختر جوان را روایت میکند که توسط کارگردان مشهور برادوی، آرنولد آلبرتسون، به سمت بازیگری سوق داده میشود. ایزابل که پیش از این به عنوان روسپی فعالیت میکرد، ناگهان خود را در مرکز توجه قرار گرفته و در یکی از نمایشهای آرنولد بازی میکند. اما زندگی شخصی و حرفهای او به سرعت در هم میآمیزد، زیرا همسر آرنولد، دلتا، و معشوقهاش، جوجو، نیز درگیر این نمایش میشوند و یک سری اتفاقات خندهدار و درهموبرهم را رقم میزنند. فیلم با بازی درخشان ایمیلی بلانت، اوون ویلسون، کاترین هان، و ویل فورته، یک کمدی شاد و پر انرژی است که به سبک کمدیهای کلاسیک هالیوودی ساخته شده است.
خلاصه داستان: این فیلم در تابستان داغ ۱۹۷۷ در نیویورک میگذرد، زمانی که شهر درگیر موج قتلهای سریالی یک قاتل معروف به «پسر سام» است که با تپانچه کالیبر ۴۴ مردم را به ضرب گلوله میکشد. در میان این هراس عمومی، زندگی چند شخصیت اصلی داستان به هم گره میخورد: وینی، آرایشگر ایتالیاییتبار و همسرش دیونا، و همچنین دوستانشان ریچی و روبی. ریچی که به تازگی به فرهنگ پانک روی آورده، تغییرات ظاهری و رفتاری او باعث سوءظن همسایگان و دوستانش میشود. تنشها در محله برونکس بالا میگیرد و روابط میان شخصیتها تحت تأثیر ترس و بدگمانی قرار میگیرد. اسپایک لی در این فیلم نه تنها به جنایات قاتل سریالی میپردازد، بلکه تصویری زنده از جامعه آمریکا در آن دوران، با تمام تعصبات و تنشهای نژادی و فرهنگی آن ارائه میدهد. فیلم با بازی جان لگویزامو، میرا سوروینو، آدرین برودی و جنیفر اسپوزیتو، داستانی از بیاعتمادی، خیانت و فروپاشی روابط انسانی را در پسزمینه تاریخی ترسناک روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلمی زندگینامهای به کارگردانی برتران بونلو که در سال ۲۰۱۴ ساخته شد و زندگی ایو سن لوران، طراح مد مشهور فرانسوی را به تصویر میکشد. گاسپار اولیل در نقش این طراح برجسته ظاهر شده و زندگی حرفهای و شخصی او را از دهه ۱۹۶۰ تا اوایل دهه ۱۹۸۰ روایت میکند. فیلم بر دوران اوج خلاقیت سن لوران تمرکز دارد و رابطه پیچیده او با شریک زندگی و تجاریاش، پیر برگه، را به تصویر میکشد. در این مسیر، مسائلی مانند اعتیاد، فشارهای صنعت مد، و جستجو برای هویت شخصی و هنری به نمایش درمیآید.
خلاصه داستان: فیلم «خوابیدن با دشمن» محصول سال ۱۹۹۱ به کارگردانی جوزف روبن و با بازی جولیا رابرتز در نقش لورا بارنی است. لورا زنی زیبا و ظاهراً خوشبخت است که با مارتین (پاتریک برگین)، مردی ثروتمند و جذاب اما بسیار کنترلگر و بددهن ازدواج کرده است. او در یک خانه مجلل ساحلی زندگی میکند، اما در پشت این ظاهر آرام و ایدهآل، زندگی او جهنمی واقعی است. مارتین که وسواس شدیدی نسبت به نظم و کنترل دارد، کوچکترین جزئیات زندگی لورا را زیر نظر میگیرد و با کوچکترین اشتباه او را مورد آزار و اذیت کلامی و روانی قرار میدهد. لورا که سالها این وضعیت را تحمل کرده، بالاخره تصمیم میگیرد برای نجات جان خود نقشه فرار بکشد. او در یک حادثه ساختگی غرق شدن در دریا، مرگ خود را وانمود میکند و با هویتی جدید به شهر کوچکی در آیووا نقل مکان میکند. در آنجا او زندگی جدیدی را آغاز میکند و با مردی مهربان به نام بن (کوین اندرسون) آشنا میشود و امید به عشق و آیندهای بهتر در او زنده میشود. اما آرامش او دیری نمیپاید، زیرا مارتین که هرگز مرگ او را باور نکرده، با پیگیریهای وسواسگونه خود رد لورا را میگیرد و به شهر کوچک او میآید. حالا لورا باید برای حفظ زندگی جدید و هویت واقعی خود، با ترسناکترین دشمن زندگیاش، یعنی همسر سابقش، روبرو شود و نبردی مرگ و زندگی را آغاز کند.