خلاصه داستان: این سریال کمدی-رمانتیک محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی کریستین لاکروز، داستان دو خواهر به نامهای لیلیانا (با بازی النا لورنزو) و آلیسیا (با بازی آدریانا بارازا) را روایت میکند که پس از سالها برای شرکت در یک مسابقه آشپزی در شهر ساحلی ساوت بیچ (South Beach) گرد هم میآیند. رقابت بین این دو خواهر که هرکدام رستورانهای خود را در شهرهای مختلف دارند، زمانی پیچیدهتر میشود که مشخص میشود داوری مسابقه، آشپز معروفی به نام کارلوس (با بازی کارلوس پونس) است که هر دو خواهر در گذشته با او رابطه عاطفی داشتهاند. در طول مسابقه، گذشتههای حلنشده، رقابتهای خواهرانه و احساسات قدیمی دوباره سر باز میکنند و این مسابقه آشپزی را به میدانی برای حل و فصل مسائل شخصی و عاطفی آنها تبدیل میکند. این سریال با بهرهگیری از فضای زیبای ساوت بیچ میامی، طعمهای لاتین و ترکیبی از کمدی و درام، داستانی سرگرمکننده و گرم را درباره خانواده، عشق و آشپزی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک سرباز آمریکایی به نام آیزاک در آخرین روزهای جنگ عراق، برای محافظت از یک منطقه بیابانی دورافتاده مستقر شده است. او در پشت یک دیوار آجری نیمهویران پناه گرفته و ناگهان مورد اصابت تیراندازی یک تکتیرانداز عراقی قرار میگیرد که او را مجروح میکند. آیزاک در پشت همان دیوار به دام میافتد و هیچ راه فراری ندارد. او با یک رادیو ارتباط برقرار میکند و با یک افسر عالیرتبه به نام شین متیوز صحبت میکند که سعی میکند به او کمک کند. دشمن نامرئی دائماً او را زیر نظر دارد و هر حرکتی ممکن است به قیمت جانش تمام شود. آیزاک باید با کمترین امکانات، درد شدید و گرمای طاقتفرسا مبارزه کند تا زنده بماند و راهی برای نجات پیدا کند. این فیلم تریلر روانی به کارگردانی داگ لیمان و با بازی آرون تیلور-جانسون محصول سال ۲۰۱۷ است.
خلاصه داستان: در شهری به ظاهر آرام و ایدهآل به نام سابوربیکون در دهه ۱۹۵۰، خانوادهی گاردنر زندگی میکنند: پدر خانواده لوگی (مت دیمون)، همسرش رز (جولیان مور) و خواهر دوقلویش مارگارت (جولیان مور) و پسرشان نیکی. اما این آرامش با ورود یک خانوادهی سیاهپوست به محله که با واکنشهای خصمانهی همسایگان مواجه میشود، و همچنین یک شب هولناک که در آن دو سارق به خانهی گاردنرها حمله میکنند، به شدت به هم میریزد. لوگی که مردی آرام و سر به زیر به نظر میرسد، برای محافظت از خانوادهاش دست به اقدامات شدیدی میزند، اما نیکی به تدریج متوجه رازهای تاریک و دروغهایی میشود که خانوادهاش را احاطه کردهاند. او درمییابد که هیچ چیز در سابوربیکون آن چیزی نیست که به نظر میرسد و خشونت و فساد در پشت پردهی این جامعهی به ظاهر کامل پنهان شده است. این فیلم که توسط جرج کلونی کارگردانی شده، با بازی ستارگانی چون اسکار آیزاک و گلوشیفت اختیار، داستانی هولناک و طنز سیاه را دربارهی نژادپرستی، فساد و فروپاشی رویای آمریکایی روایت میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۲۵، یک زن جوان به نام لتیس به همراه شوهرش به یک مزرعه دورافتاده در دشتهای وسیع و بادخیز وایومینگ نقل مکان میکنند. انزوای شدید و بادهای همیشهوزنده و سهمگین، به تدریج روح و روان لتیس را تحت تأثیر قرار میدهند. او که به تازگی دچار یک تراژدی شخصی شده، در تنهایی و غم خود غرق میشود و مرز میان واقعیت و توهم برایش محو میگردد. صدای باد برای او به نجواهای شوم و حضور ارواح سرگردان بدل میشود و ترس و پارانویا، آرامآرام تمام وجودش را فرا میگیرد. این فیلم ترسناک روانشناختی محصول ۲۰۱۸ به کارگردانی اما تامی است و با بازی فیلمنامهنویس اثر، ترین میلر، در نقش اصلی، مخاطب را به سفری هولناک در اعماق ذهن یک انسان تنها و ترسان میبرد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «گرگومیش» (Twilight) فیلمی فانتزی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی کاترین هاردویک است که بر اساس رمان پرفروش استفانی مایر ساخته شده. کریستن استوارت در نقش ایزابلا «بلا» سوان، نوجوانی که برای زندگی با پدرش چارلی (بیلی برک) به شهر کوچک فورکس در واشنگتن نقل مکان میکند. در مدرسه جدید، بلا شیفته ادوارد کالن (رابرت پتینسون)، دانشآموزی مرموز و زیبا میشود و به زودی راز خانواده کالن را کشف میکند: آنها همه خونآشام هستند. با وجود خطرات، عشق عمیقی بین بلا و ادوارد شکل میگیرد، اما حضور خونآشامهای سرگردان در شهر، زندگی بلا را به مخاطره میاندازد و ادوارد باید از او محافظت کند.
خلاصه داستان: روی مکاوی، گلفباز بااستعداد اما مغروری است که به دلیل شخصیت سرکش خود هرگز نتوانسته به موفقیت بزرگی در مسابقات دست یابد. او در یک شهر کوچک به عنوان مربی گلف مشغول به کار است و زندگی آرامی دارد تا اینکه دکتر مالی گریویل، روانشناس و گلفباز آماتور، وارد زندگی او میشود. روی عاشق مالی میشود و برای جلب توجه او تصمیم میگیرد در مسابقات اوپن آمریکا شرکت کند، اما رقیب قدیمی و موفق او، دیوید سیمز، که حالا با مالی رابطه دارد، سد راه اوست. روی با پشتکار و ارادهای مثالزدنی، اما با روشهای غیرمتعارف خود، تلاش میکند تا هم در زمین گلف و هم در عشق به موفقیت برسد و ثابت کند که گاهی پیروی از قلب و روح ورزش، مهمتر از پیروی از قوانین خشک و پیروزی به هر قیمتی است.
خلاصه داستان: این فیلم فرانسوی به کارگردانی برتران بونلو در سال ۲۰۰۳ ساخته شده و در جشنواره فیلم کن ۲۰۰۳ حضور داشته است. داستان حول محور تیرزیا، یک مدل تراجنسیتی برزیلی میچرخد که توسط یک شاعر نابینا به نام ترانس مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. پس از اینکه تیرزیا توسط ترانس ربوده شده و تحت شکنجه قرار میگیرد، معجزهای رخ میدهد: تیرزیا به طور معجزهآسایی بینایی خود را به دست میآورد، در حالی که ترانس نابینا میشود. این تغییر سرنوشت، داستانی پیچیده و روانکاوانه را درباره هویت، جنسیت و انتقام رقم میزند و مخاطب را با پرسشهای عمیقی درباره ماهیت انسان و عدالت مواجه میسازد.
خلاصه داستان: این فیلم در سال ۲۰۰۷ به کارگردانی شیرین نشاط ساخته شده و در ژوهانسبورگ دهه ۱۹۵۰ میلادی میگذرد. داستان حول محور میرا (لیزا ری) میچرخد، زنی هندی-آفریقایی که در آپارتاید آفریقای جنوبی زندگی میکند و با محدودیتهای شدید اجتماعی و نژادی روبرو است. زندگی او با ملاقات آمینا (شهرت پاتل)، زنی مستقل و آزاداندیش که یک کافه را اداره میکند، دگرگون میشود. آمینا با روحیهی سرکش خود در برابر قوانین ناعادلانه میایستد و به میرا کمک میکند تا هویت واقعی خود را کشف کند. این ملاقات جرقهی یک رابطه عمیق و ممنوعه را بین آنها میزند که در برابر فشارهای جامعه، خانواده و قوانین ظالمانهی آپارتاید قرار دارد. فیلم با بازیهای قدرتمند و فضاسازی دقیق، داستانی از عشق، آزادی و مبارزه برای هویت را در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ آفریقای جنوبی روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «صلیبهای کنار جاده» به کارگردانی دتلف بک محصول سال ۲۰۱۴، داستان ماریا، دختر نوجوانی از خانوادهای کاتولیک افراطی را روایت میکند که تحت تأثیر آموزههای سختگیرانه مذهبی قرار دارد. او که به شدت تحت تأثیر کشیش محافظهکار کلیسا و مادر مذهبیاش است، تصمیم میگیرد با فدا کردن زندگی خود، نجات برادر کوچکترش را تضمین کند. این فیلم که در قالب چهارده پلان سکانس بلند و ایستا ساخته شده، ساختاری نمادین و شبیه به مراحل صلیب مسیح دارد و به بررسی تأثیر تعصب مذهبی بر روان انسان و پیامدهای ویرانگر آن میپردازد. لیا فون آکنر، فرانتسیشکا وایز و فلوریان استتر در نقشهای اصلی این درام آلمانی ظاهر شدهاند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سالیوت-۷ (Salyut-7) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی کلیم شیپنکو، داستان واقعی یکی از خطرناکترین مأموریتهای فضایی تاریخ را روایت میکند. در سال ۱۹۸۵، ایستگاه فضایی سالیوت-۷ که به طور مرموزی از کار افتاده و ارتباطش با زمین قطع شده است، به تهدیدی برای اتحاد جماهیر شوروی تبدیل میشود. فضانوردان کارکشته، ولادیمیر فیوودوروف (با بازی ولادیمیر وچکوف) و ویکتور آلیوخین (با بازی پاول دنیلین)، مأموریت غیرممکن نجات و تعمیر این ایستگاه فضایی را در شرایطی فوقالعاده خطرناک بر عهده میگیرند. آنها باید در فضای بیرونی و با کمترین امکانات، ایستگاه را از سقوط به زمین نجات دهند. این فیلم با بهرهگیری از جلوههای بصری خیرهکننده، تنش و هیجان این مأموریت تاریخی را به تصویر میکشد.