خلاصه داستان: این سریال علمی-تخیلی کانادایی محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی برد رایت و با بازی اریک مککورمک، مککنزی پورتر، نستا کوپر، جارید آبراهامسون، رایلی پاتون و پاتریک گیلمروی است. داستان در آیندهای دور اتفاق میافتد که بشریت در آستانه فروپاشی قرار دارد. آخرین بازماندگان انسانها برای نجات جهان، پروژه مسافر (Travellers) را طراحی میکنند: ارسال هوشیاری انسانهای آینده به بدن انسانهای قرن ۲۱ام. این تیم متشکل از یک رهبر، یک تاریخدان، یک مهندس، یک پزشک و یک تکاورژانس است که مأموریت دارند با تغییر رویدادهای کلیدی، آینده بشریت را نجات دهند. آنها باید در زندگی شخصی افراد میزبان ادغام شوند، روابط و مشکلات آنها را مدیریت کنند و در عین حال مأموریتهای پیچیده را به انجام برسانند. در این میان، سازمان افبیآی و ناظر نیز به فعالیتهای مشکوک آنها حساس شده و هر لحظه خطر لو رفتن تیم را تهدید میکند.
خلاصه داستان: دو دوست زن و مرد به نامهای لیز و مایک که در یک رابطه عاشقانه به سر میبرند، تصمیم میگیرند برای تعطیلات آخر هفته به خانهای متروکه در جنگل بروند. آنها امیدوارند با گذراندن وقت در کنار هم، رابطه خود را تقویت کنند. اما به زودی متوجه میشوند که این خانه رازی ترسناک در خود پنهان کرده است. در زیرزمین خانه، گودال تاریک و عمیقی وجود دارد که هیچ کس نمیداند به کجا ختم میشود. کنجکاوی آنها نسبت به این گودال مرموز، به تدریج به وحشتی غیرقابل کنترل تبدیل میشود. هر چه بیشتر در مورد این حفره تحقیق میکنند، بیشتر در دام ترس و توهم گرفتار میشوند. این گودال به نظر میرسد که قدرت عجیبی دارد و میتواند بر ذهن آنها تأثیر بگذارد، ترسهای پنهانشان را آشکار کند و رابطه آنها را در معرض خطر قرار دهد. آنها به زودی درمییابند که این گودال فقط یک حفره فیزیکی نیست، بلکه دریچهای به سوی تاریکیهای درون خودشان است و برای نجات جان و رابطهشان، باید با این ترسها روبرو شوند.
خلاصه داستان: یک فیلم درام اجتماعی فرانسوی محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی لوران کانت که در آن آنتونیا بائرز در نقش اول ظاهر میشود. داستان در یک کارگاه نویسندگی خلاقه در شهری ساحلی به نام لا سیوتا میگذرد، جایی که گروهی از نوجوانان محلی زیر نظر اولیویا، یک نویسنده مشهور، گرد هم آمدهاند تا رمانی جنایی خلق کنند. در ابتدا همه چیز خوب پیش میرود، اما به تدریج تنشهای اجتماعی و سیاسی جامعه در داستانشان نفوذ میکند و بحثهای داغی درباره مسائل نژادی، خشونت و هویت ملی شکل میگیرد. این کارگاه به آینهای از تنشهای جامعه فرانسه تبدیل میشود و نویسنده را با پرسشهایی دشوار درباره نقش ادبیات و هنر در مواجهه با واقعیتهای تلخ اجتماعی روبرو میکند.
خلاصه داستان: اریک اورلهایم، دانشجوی جوان هلندی، در سال ۱۹۳۹ در لیدن مشغول تحصیل است. با حمله آلمان نازی به هلند در سال ۱۹۴۰، زندگی او و دوستانش برای همیشه تغییر میکند. اریک که در ابتدا فردی غیرسیاسی است، به تدریج وارد مبارزه علیه اشغالگران نازی میشود و به عضویت مقاومت هلند درمیآید. او در کنار دوست نزدیکش، گاس، به فعالیتهای مخفیانه میپردازد و اطلاعات مهمی را برای متفقین جمعآوری میکند. در این میان، سرنوشت دوستانش مسیرهای متفاوتی را طی میکند؛ برخی به مقاومت میپیوندند، برخی همکاری با نازیها را انتخاب میکنند و برخی دیگر نیز قربانی شرایط جنگ میشوند. اریک که توسط نازیها تحت تعقیب قرار میگیرد، مجبور به فرار به انگلستان میشود و در آنجا به نیروهای هلندی آزاد میپیوندد. او با بازگشتهای مخفیانه به هلند، مأموریتهای خطرناکی را برای آزادی وطنش انجام میدهد و در نهایت شاهد سقوط رژیم نازی و آزادی هلند در سال ۱۹۴۵ است.
خلاصه داستان: جک سامرزبی، سرباز جنگ داخلی آمریکا، پس از شش سال غیبت به خانه بازمیگردد تا همسرش لورل را در مزرعهشان در تنسی پیدا کند. با وجود شباهت ظاهری، رفتار و شخصیت او به طور مرموزی تغییر کرده است و این امر باعث میشود همسرش و اهالی شهر در مورد هویت واقعی او دچار تردید شوند. همزمان، جک با یک برنامه نوآورانه برای احیای اقتصادی شهر همراه با کشت توتون مواجه میشود، اما گذشته تاریک او به زودی گریبانش را میگیرد. فیلم سامرزبی محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی جان آمیلد و با بازی ریچارد گیر و جودی فاستر، داستانی عاشقانه و معمایی را در پسزمینه تاریخی آمریکای پس از جنگ روایت میکند که در آن عشق، فداکاری و هویت واقعی انسانها به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: این فیلم حماسی تاریخی محصول سال ۱۹۸۸ به کارگردانی لیودمیل استایکوف، روایتگر یکی از خونبارترین و دردناکترین دورههای تاریخ بالکان است. داستان در قرن هفدهم و در منطقه رودوپه، در امپراتوری عثمانی میگذرد. زمانی که حاکمان عثمانی برای سرکوب مسیحیان و تحمیل اسلام، به روستاهای مسیحینشین یورش میبرند و ساکنان آن را با شمشیر و آتش به پذیرش دین جدید مجبور میکنند. در این میان، مانول، یک راهب مسیحی، شاهد وحشیگریهایی است که علیه هموطنانش روا داشته میشود. او که عشق عمیقی به وطن و ایمان خود دارد، در برابر این ظلم و ستم مقاومت میکند و به امید نجات مردمش، به کوهستان پناه میبرد. این فیلم با بازی درخشان بازیگرانی چون رادو بلگان و آنا پاپادوپولو، تصویری تکاندهنده از جنگ، ایمان، عشق و فداکاری را به تصویر میکشد و بیننده را با خشونت و در عین حال شجاعت این دوران آشنا میسازد.
خلاصه داستان: یک خانواده مافیایی به رهبری جووانی مانزونی، پس از افشای هویتشان توسط یک روزنامه، تحت برنامه حفاظت از شاهدان قرار گرفته و به شهر کوچکی در نورماندی فرانسه منتقل میشوند. فردریک، مأمور افبیآی مسئول حفاظت از آنها، باید این خانواده را با زندگی جدیدشان وفق دهد، اما عادتهای قدیمی و شیوههای غیرمعمول آنها برای حل مشکلات محلی، به سرعت توجهات را جلب میکند. لوک بسون در سال ۲۰۱۳ این کمدی اکشن را با بازی رابرت دنیرو، میشل فایفر و تامی لی جونز کارگردانی کرده است. این فیلم که با نام «مالاویتا» نیز شناخته میشود، داستانی طنزآمیز از برخورد فرهنگ مافیایی با زندگی آرام فرانسوی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: سام بالدوین پس از مرگ همسرش مگی، دچار افسردگی شدیدی شده و تنها همراه پسر هشتسالهاش جونا در سیاتل زندگی میکند. جونا که نگران پدرش است، در شب کریسمس با برنامه رادیویی دکتر مارش فیلد تماس میگیرد و از تنهایی و غم پدرش میگوید. سام مجبور به صحبت با مجری میشود و داستان عشقش به همسر فقیدش را تعریف میکند. صدای او از رادیو پخش میشود و میلیونها زن را در سراسر آمریکا تحت تأثیر قرار میدهد، از جمله آنی رید، روزنامهنگار نامزد کرده در بالتیمور. آنی که مجذوب صدای سام شده، نامهای برای او مینویسد و پیشنهاد ملاقات در ساختمان امپایر استیت در روز ولنتاین را میدهد. در همین حال، جونا به طور پنهانی به نامههای ارسالی برای پدرش پاسخ میدهد و با آنی ارتباط برقرار میکند. آنی که در آستانه ازدواج با والتر، مردی مهربان اما قابل پیشبینی است، برای تحقیق به سیاتل سفر میکند و سام و جونا را از دور میبیند. جونا متقاعد شده که آنی گزینه مناسبی برای پدرش است و تلاش میکند تا این دو را به هم برساند. سام که هنوز درگیر خاطرات همسرش است، ابتدا تمایلی به شروع رابطه جدیدی ندارد، اما عشق جونا به آنی و اصرار او باعث میشود تا سام برای ملاقات با آنی به نیویورک برود. این فیلم عاشقانه کلاسیک محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی نورا افرون، با بازی تام هنکس و مگ رایان، داستانی لطیف و به یاد ماندنی درباره عشق، سرنوشت و امید را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «تصاویری از اروپا» یک فیلم آنتولوژی محصول سال ۲۰۰۴ است که توسط ۲۵ کارگردان برجسته از سراسر قاره اروپا ساخته شده است. این پروژه سینمایی منحصر به فرد، به هر کارگردان ۴ دقیقه و ۳۳ ثانیه زمان داد تا دیدگاه خود را درباره اروپای معاصر، هویت مشترک و آینده آن در قالب یک فیلم کوتاه به تصویر بکشد. از جمله کارگردانان شرکتکننده میتوان به ویم وندرس، رومان پولانسکی، تئو آنگلوپولوس، آکی کوریسماکی، پدرو آلمودوار، لارس فون تریه و برادران تاویانی اشاره کرد. هر بخش، بازتابی از نگرانیها، امیدها و چالشهای اروپای متحد است و در کنار هم، موزاییکی پیچیده و چندوجهی از این قاره را شکل میدهند. این فیلم که در بحبوحه گسترش اتحادیه اروپا ساخته شد، به عنوان یک اثر هنری-سیاسی، پرسشهای بنیادینی را درباره مرزها، فرهنگ و سرنوشت مشترک اروپاییان مطرح میکند.
خلاصه داستان: جو لمپتون، مردی جوان و بلندپرواز از طبقه کارگر، در شهری صنعتی در انگلستان پس از جنگ، برای شهرداری کار میکند و مصمم است به هر قیمتی به طبقه مرفه جامعه راه یابد. او عاشق سوزان، دختر ثروتمندترین مرد شهر میشود، اما همزمان با آلیس، زنی مسنتر و متاهل که از همسرش جدا شده، وارد رابطهای پرشور و عاطفی میگردد. جو در یک دوراهی اخلاقی و عاطفی گرفتار میشود؛ از یک سو عشق واقعی و عمیق به آلیس و از سوی دیگر وسوسه ثروت و موقعیت اجتماعی که از طریق ازدواج با سوزان به دست میآورد. این تقابل میان عشق و جاهطلبی، زندگی او را به مسیری ویرانگر میکشاند و او را وادار میکند تا بهای سنگینی برای رسیدن به قلههای اجتماعی بپردازد. این فیلم درام بریتانیایی به کارگردانی جک کلیتون و با بازی سیمون سینیوره و لارنس هاروی، برنده دو جایزه اسکار شد و به عنوان یکی از مهمترین آثار سینمای رئالیسم اجتماعی انگلستان شناخته میشود.