خلاصه داستان: این سریال کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردان مایکل جاکوبز، دنبالهی مستقیم سریال محبوب «پسران meets world» است. داستان حول محور زندگی ریلی متیوز، دختر کوری و تاپانگا، میچرخد که اکنون در نیویورک زندگی میکند. ریلی به همراه دوست صمیمی اش مایا هارت، درگیر چالشهای نوجوانی، مدرسه و روابط خانوادگی میشود. کوری اکنون معلم تاریخ است و تلاش میکند تا همان درسهای ارزشمندی را که در کودکی آموخته، به دخترش و دوستانش بیاموزد. بازیگرانی همچون روآن بلانشار، سابرینا کارپنتر، بن ساویج و دنیل فیشمن در این سریال به ایفای نقش پرداختهاند و داستان به شکلی دلنشین، نسل جدید را با ارزشهای نسل گذشته پیوند میزند.
خلاصه داستان: در فیلم سینمایی «سهشنبهها با موری» (۱۹۹۹) به کارگردانی میک جکسون، میچ آلبوم (با بازی هنک آزاریا)، روزنامهنگاری موفق اما غرق در مادیات، پس از شانزده سال، استاد محبوب دانشگاهش، موری شوارتز (با بازی جک لمون)، را ملاقات میکند. او میفهمد که موری به بیماری ALS مبتلا شده و در آستانه مرگ است. این ملاقاتِ دوباره، سرآغاز سفر هفتگی میچ به خانه موری در هر سهشنبه میشود تا آخرین درسهای زندگی را درباره عشق، کار، خانواده و بخشش از این مرد خردمند بیاموزد. این روایت عمیقاً احساسی، اقتباسی از کتاب پرفروش خاطرات واقعی میچ آلبوم است که رابطهای استثنایی و آموزنده میان یک معلم و شاگردش را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «وقتی شیپورها خاموش میشوند» (۱۹۹۸) به کارگردانی جان ایروینگ و با بازی ران الدارد، فرانک ویپل و مارتین داناوان، داستان سرباز جوانی به نام دیوید منینگ را روایت میکند که در یکی از خونینترین نبردهای جنگ جهانی دوم، یعنی نبرد جنگل هورتگن، گرفتار شده است. او که از خشونت و بیمعنایی جنگ به ستوه آمده، به دنبال راهی برای زنده ماندن است. وقتی به دلیل شجاعت غیرمنتظره به درجه افسری ارتقا مییابد، مجبور میشود بین وظیفه و غریزه بقا یکی را انتخاب کند. این فیلم نگاهی تلخ و واقعگرایانه به هزینههای انسانی جنگ و تأثیرات مخرب آن بر روح و روان سربازان دارد.
خلاصه داستان: یک زوج هندی به نامهای نیک و آمبیر برای تحصیل به ملبورن استرالیا مهاجرت میکنند. نیک که آشپز است در یک رستوران هندی کار میکند و آمبیر نیز مجری یک برنامه رادیویی محبوب به نام «سلام نمست» است. آنها عاشق هم میشوند و تصمیم میگیرند بدون ازدواج رسمی با هم زندگی مشترک را آغاز کنند. اما زمانی که آمبیر به طور غیرمنتظره باردار میشود، زندگی آنها دچار چالشهای بزرگی میگردد. نیک که هنوز آمادگی پدر شدن را ندارد، در برابر این مسئله مقاومت میکند و این موضوع باعث ایجاد تنش و اختلافات عمیق بین آنها میشود. در ادامه داستان، آنها باید با مسائل فرهنگی، خانوادگی و شخصی خود روبرو شوند و تصمیمات سرنوشتسازی برای آینده رابطهشان بگیرند. این فیلم کمدی-رمانتیک محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی سیدهارت آناند و با بازی سایف علی خان و پریتی زینتا است.
خلاصه داستان: یک زوج هنرمند، سزار و رومین، در کنار دوست قدیمی خود پیر، نوازنده ویولن، زندگی آرامی را در پاریس دهه ۱۹۲۰ میگذرانند. ورود کریستین، همسر سابق پیر، این آرامش را بر هم میزند. او که حالا خوانندهای مشهور است، با ظاهری فریبنده و رفتاری مرموز، توجه رومین را به خود جلب میکند. رومین که تحت تأثیر جذابیتهای کریستین قرار گرفته، به تدریج از زندگی عادی خود فاصله میگیرد و درگیر رابطهای پرشور و در عین حال خطرناک میشود. این رابطه مخفی، بنیان زندگی مشترک او با سزار را به لرزه درمیآورد و دوستی دیرینهشان را در آستانه فروپاشی قرار میدهد. آلن رنه، کارگردان نامدار سینمای فرانسه، در این فیلم که در سال ۱۹۸۶ ساخته شد، با بازی بازیگرانی چون سابین آزما، پیِر آردیتی و آندره دوسولیه، اثری عمیق و روانکاوانه درباره عشق، خیانت و پیچیدگیهای روابط انسانی خلق کرده است. فیلم «ملو» اقتباسی از نمایشنامه مشهور هنری برنشتاین است که با نگاهی مدرن و سینمایی روایت میشود.
خلاصه داستان: کارگر کارخانهای نمونه به نام لولو که هرگز غیبت نداشته و همیشه بیشترین تولید را دارد، پس از یک حادثه کاری که منجر به قطع انگشتش میشود، دچار بحران هویت و بیداری سیاسی میگردد. او که قبلاً تنها دغدغهاش کار و تولید بود، اکنون تحت تأثیر یک دانشجوی چپگرا و همکارانش، به ماهیت استثمارگرانه سیستم سرمایهداری و جایگاه واقعی خود به عنوان بخشی از طبقه کارگر پی میبرد. این تحول درونی او را به سمت درگیری با مدیریت کارخانه و همبستگی با کارگران دیگر سوق میدهد. کارگردان ایتالیایی الیو پتری در سال ۱۹۷۱ این فیلم را با بازی جیان ماریا ولونته ساخت که برنده نخل طلای جشنواره کن شد و به عنوان یکی از برجستهترین فیلمهای سیاسی و اجتماعی سینمای ایتالیا شناخته میشود.
خلاصه داستان: یک خانواده ثروتمند فرانسوی در شهر کاله با مشکلات عمیق و تاریکی روبرو میشوند. پدر خانواده که یک معمار موفق است، با اتهامات قتل مواجه میشود. پسر بزرگ خانواده درگیر رابطهای ممنوعه با معشوقه پدرش میشود و دختر خانواده نیز از همسرش جدا شده و با پسر نوجوانش زندگی میکند. مادربزرگ خانواده که از زندگی خسته شده، به دنبال راهی برای پایان دادن به زندگی خود است. این در حالی است که پناهجویان سوری در اطراف شهر کاله حضور دارند و تضادهای اجتماعی را به تصویر میکشند. فیلم «پایان خوش» ساخته میشائیل هانکه در سال ۲۰۱۷، با بازی ایزابل هوپر، ژان-لوئی ترنتینیان و ماتیو کاسوویتز، نگاهی تلخ و طنزآمیز به زندگی مدرن و فروپاشی خانواده دارد.
خلاصه داستان: این فیلم بر اساس نمایشنامه مشهور جان وبستر ساخته شده و داستان تلخ و شوکهکننده دوشسِ مالفی را روایت میکند که پس از مرگ شوهرش، به عنوان حاکم منطقه حکمرانی میکند. برادران او، کاردینال و فردیناند، که به قدرت و ثروت او طمع دارند، او را تحت فشار میگذارند تا هرگز ازدواج نکند. اما دوشس عاشق آنتونیو، مباشر وفادار خود میشود و در خفا با او ازدواج کرده و صاحب چند فرزند میشود. زمانی که برادرانش از این راز مطلع میشوند، خشمگین شده و نقشهای وحشیانه برای انتقام و نابودی دوشس و خانوادهاش میکشند. این اثر که به کارگردانی جان وبستر و با بازی درخشان بازیگرانی چون جودیت اندرسون و جان گیلگود در نسخههای مختلف اجرا شده، به کاوشی تاریک و عمیق در موضوعاتی چون قدرت، فساد، انتقام و جنون میپردازد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: کارگردان اتو پرمینگر در سال ۱۹۵۰ فیلم نوآر دراماتیک «انتهای پیادهرو» را با حضور درخشان دینا اندروز و جین تیرنی خلق کرد. داستان حول محور کارآگاه خشن و بیرحمی به نام مارک دیگزای (با بازی تیرنی) میگردد که طی یک درگیری با یک قمارباز، به طور تصادفی او را به قتل میرساند. برای پوشاندن این جنایت، او سعی میکند صحنه را دستکاری کند، اما در این مسیر عاشق همسر قربانی (با بازی اندروز) میشود. این عشق و وجدان بیدارشده، او را در باتلاقی از دروغ و فساد گرفتار میکند و مسیر زندگیاش را به سوی سرنوشتی تلخ هدایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «خویشاوندان هاراکیری» (Zenin seppuku) محصول سال ۱۹۹۲ به کارگردانی مایکل ادیسون که در ژانر کمدی سیاه و ترسناک ساخته شده است، داستان خانوادهای به نام تاکدا را روایت میکند که به دلیل بدهیهای سنگین به باند یاکوزا، در آستانه فروپاشی قرار دارند. پدر خانواده، آکیو تاکدا، که دیگر راه چارهای نمیبیند، تصمیم میگیرد تا با تشویق تمام اعضای خانواده به انجام هاراکیری (خودکشی آیینی)، به زندگی خود و عزیزانش پایان دهد تا هم از رسوایی و هم از شکنجههای باند یاکوزا در امان بمانند. این فیلم با بازیگرانی همچون کن تاکاکورا و کیکو ماتسوزاکا، با طنزی تلخ و گروتسک، مرزهای اخلاقی و سنتهای کهن ژاپنی را در مواجهه با مشکلات مدرن به چالش میکشد و داستانی هولناک و در عین حال خندهدار را درباره انتخاب بین مرگ و زندگی رقم میزند.