خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۷، برایان دی پالما کارگردانی تحسینشده «دستنیافتنیها» را با بازی کوین کاستنر، رابرت دنیرو، شان کانری و اندی گارسیا ساخت. این فیلم جنایی بر اساس وقایع واقعی، داستان الیوت نِس، مأمور خوشنام وزارت خزانهداری آمریکا را روایت میکند که در شیکاگوی دوران ممنوعیت مشروبات الکلی، مأمور میشود تا آل کاپون، گانگستر معروف و قدرتمند را به دام بیندازد. نِس برای مبارزه با فساد گسترده و ارعاب کاپون، تیمی از افراد شرافتمند و «دستنیافتنی» را تشکیل میدهد و درگیر نبردی خطرناک و پرتنش با جنایتکاران میشود.
خلاصه داستان: این فیلم که دنبالهی موفق ترین فیلم بریتانیایی دهه ۹۰ است، ۲۰ سال پس از ماجراهای اولیه، زندگی چهار دوست قدیمی را دنبال میکند. مارک رنتون (یوان مکگرگور) پس از سالها به ادینبورگ بازمیگردد و دوباره با دوستان سابق خود یعنی سیف (یون برمن)، اسپاد (یون برمن) و بیگبگدی (رابرت کارلایل) روبرو میشود. اما این بازگشت، گذشتهی تاریک و اعتیادشان را زنده میکند و آنها را درگیر مشکلات جدیدی میکند. کارگردان دنی بویل بار دیگر با همان بازیگران اصلی، تصویری خشن و صادقانه از زندگی این شخصیتها ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم ترسناک فراطبیعی «جادوگر III» (۱۹۹۰) به کارگردانی ویلیام پیتر بلتی و با بازی جورج سی. اسکات، بر اساس رمان خود بلتی ساخته شده است. داستان در پانزده سال پس از اتفاقات فیلم اول رخ میدهد، زمانی که ستوان ویلیام کایندرمن (اسکات) که اکنون رئیس پلیس شده، با قتلهای وحشیانه و مرموزی مواجه میشود که همگی نشانههایی از یک قاتل سریالی به نام «قاتل جمجمهی شکسته» را دارند؛ قاتلی که سالها پیش توسط کایندرمن دستگیر و اعدام شده بود. با ظهور یک بیمار مرموز در آسایشگاه روانی که ادعا میکند روح پدر کاراس (شخصیت اصلی فیلم اول) را در خود دارد و از اطلاعاتی پرده برمیدارد که تنها خود قاتل میتوانسته بداند، کایندرمن به تدریج متوجه میشود که با نیرویی شیطانی و فراطبیعی روبرو است که قصد دارد او را به دام انداخته و انتقام بگیرد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: شین (Shane) فیلمی وسترن کلاسیک محصول سال ۱۹۵۳ به کارگردانی جورج استیونز است که آلن لد (Alan Ladd) در نقش شخصیت اصلی، یک مبارز خسته از جنگ که به دنبال زندگی آرام است، ایفای نقش میکند. داستان در وایومینگ و حول محور خانوادهٔ کشاورزی به نام استارفَت (Starrett) میگردد که شامل جو استارفَت (Van Heflin)، همسرش ماریان (Jean Arthur) و پسرشان جوی (Brandon De Wilde) است. شین به عنوان یک غریبه به مزرعهٔ آنها میآید و به عنوان کارگر به آنها کمک میکند. او به تدریج با خانواده پیوند میخورد و درگیر نزاع آنها با یک زمیندار ثروتمند و شرور به نام رافِکِر (Rufiker) و قاتل اجیرش، جک ویلسون (Jack Palance)، میشود. شین که تلاش میکند گذشتهٔ خشونتبار خود را پشت سر بگذارد، برای دفاع از خانواده و جامعهای که به آن دل بسته، بار دیگر مجبور به کشیدن اسلحه میشود. این فیلم نمادین، تضاد بین خشونت و تمدن، و همچنین اسطورهٔ قهرمان تنها را به تصویر میکشد و تأثیری ماندگار بر ژانر وسترن گذاشت.
خلاصه داستان: یک کارآفرین جوان و بلندپرواز به نام اسکیپ با ایدهای انقلابی برای یک نوشیدنی انرژیزا وارد دنیای بیرحم بازاریابی میشود. او با کمک «هیدی» (با بازی آمبر تامبلینا)، یک زن جوان باهوش و جسور که در صنعت تبلیغات تجربه دارد، سعی میکند ایده خود را به یک برند میلیون دلاری تبدیل کند. اما به زودی اسکیپ متوجه میشود که موفقیت در این مسیر پر از فریب، رقابتهای کثیف و معاملات پشت پرده است. این فیلم که بر اساس رمانی به همین نام ساخته شده، نگاهی طنزآمیز و در عین حال تلخ به دنیای تبلیغات و فرهنگ مصرفگرایی دارد و نشان میدهد که گاهی برای رسیدن به قله، باید تمام ارزشهای خود را به خطر بیندازید. فیلم «شربت» محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی آرام راپاپورت و با بازی هایدن کریستنسن، آمبر تامبلینا، بریتانی مورفی و جان شاریان است.
خلاصه داستان: این فیلم عاشقانه کرهای محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی جانگ یونگ-وو و با بازی کیم گو-یون و جونگ هه-این است. داستان در دهه ۱۹۹۰ آغاز میشود و زندگی دو شخصیت اصلی به نامهای هیون-وو و می-سو را دنبال میکند. آنها برای اولین بار در یک کافه شیرینیپزی آشنا میشوند و به تدریج احساسات عمیقی نسبت به هم پیدا میکنند. اما شرایط زندگی و مشکلات شخصی باعث میشود که آنها بارها از هم جدا شوند و دوباره تلاش کنند تا به هم برسند. در طول سالها، آنها از طریق یک برنامه رادیویی محبوب با هم ارتباط برقرار میکنند و امید خود را برای رسیدن به عشق واقعی از دست نمیدهند. این فیلم با فضای نوستالژیک خود و بازی تحسینبرانگیز بازیگرانش، داستانی لطیف و احساسی از عشق، جدایی و انتظار را روایت میکند که مخاطب را تا انتها مجذوب خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سریال «تربیت جنسی» (Sex Education) محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی بن تیلور، با بازیگرانی چون آسا باترفیلد، جیلیان اندرسون، اما مکی و نکوت گاتوا، داستان نوجوانی خجالتی به نام اُتیس میلبرن را روایت میکند که با وجود نداشتن تجربه جنسی، به کمک دوستش مِیو و با الهام از مادرش که رواندرمانگر جنسی است، یک کلینیک مشاوره جنسی مخفی در مدرسه راه میاندازد تا به هممدرسهایهایش در حل مشکلات جنسی و عاطفی کمک کند. این سریال کمدی-درام به شیوهای طنازانه و صریح به مسائل بلوغ، هویت جنسی، روابط عاطفی و چالشهای نوجوانی در مدرسهای در بریتانیا میپردازد و شخصیتهای متنوع و داستانهای موازی آن، تصویری واقعگرایانه از دنیای پیچیده نوجوانان امروزی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این سریال ژاپنی محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی شینجی آراکی، داستان دو نوجوان به نامهای ناین و توولو را روایت میکند که با هویتهای جعلی در توکیو زندگی میکنند. این دو که قربانیان یک آزمایش مخفی دولتی بودهاند، با بمبگذاری و ارسال معماهای مرموز، پلیس را به چالش میکشند. یک کارآگاه بازنشسته به نام شیشیما برای تعقیب آنها استخدام میشود و در این میان، دختر دانشآموزی به نام لیزا نیز ناخواسته درگیر این ماجرا میشود. داستان حول محور انتقام، هویت و پیامدهای فاجعهبار دستکاریهای علمی میچرخد.
خلاصه داستان: دو مرد غریبه در یک قطار با یکدیگر ملاقات میکنند. برونو آنتونی، روانپریشی خوشپوش و شیطانصفت، با گای هاینز، ستاره تنیس مشهور که درگیر مشکلات زناشویی است، طرح دوستی میریزد. برونو پیشنهادی شوکهکننده ارائه میدهد: او همسر خیانتکار گای را به قتل خواهد رساند و در مقابل، گای باید پدر مستبد برونو را بکشد. گای این ایده را به شوخی میگیرد، اما برونو کاملاً جدی است. پس از آنکه برونو به قتل میریام، همسر گای، دست میزند، زندگی گای به کابوسی تبدیل میشود. حالا او مجبور است نه تنها با یک قاتل روانی مقابله کند، بلکه باید بیگناهی خود را نیز ثابت کند، در حالی که برونو با ظرافتی شیطانی او را به دام میاندازد. آلفرد هیچکاک در این فیلم نوآر روانشناختی سال ۱۹۵۱ با بازی فرلی گرنجر در نقش گای و رابرت واکر در نقش برونو، تماشاگر را در دلهرهای بیامان غرق میکند و مرز میان واقعیت و توهم را در هم میآمیزد.
خلاصه داستان: مردی تنها به نام فرانک که به دنبال رابطهای عمیق است، تابستان خود را در ساحل خلوت یک دریاچه میگذراند، جایی که مردان همجنسگرا برای ملاقاتهای پنهانی جمع میشوند. او به تدریج با میشل، مردی مرموز و جذاب، آشنا میشود و شیفته او میگردد. اما زمانی که فرانک شاهد قتل وحشیانهای توسط میشل میشود، به جای دوری کردن، عمیقتر در دام عشق و شهوت گرفتار میشود. این فیلم روانشناختی و دلهرهآور محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی آلن گیرودی، با بازیگری تحسینبرانگیز پییر دولادوشان و کریستف پاوو، کاوشی تاریک و بیپروا درباره وسوسه، خطر و مرزهای ناپیدای عشق و جنایت است.