خلاصه داستان: فیلم «کارت باز» (The Card Counter) در سال 2021 به کارگردانی پل شریدر روایتگر داستان ویلیام تل (William Tell) است؛ یک قمارباز حرفهای و سابقهدار که با تکیه بر مهارتهایش در پوکر، سفرهای متعددی را در سراسر آمریکا تجربه میکند. او که گذشتهای تاریک و پر از رنج را در پشت سر خود دارد، به شدت از برقراری ارتباط با دیگران دوری میکند و تنها به فکر جبران خطاهای گذشتهاش است. اما وقتی یک دانشجوی جوان به نام سیرا (Candra) به او میپیوندد و از ویلیام میخواهد تا به او در انتقام از مردی که زندگیاش را نابود کرده کمک کند، ویلیام مجبور میشود تا با ترسهایش روبرو شود و در نهایت، خود را در یک بازی خطرناک و مرگبار در لاسوگاس بیندازد.
خلاصه داستان: فیلم در سال ۱۹۴۴ و در جریان جنگ جهانی دوم رخ میدهد. داستان درباره یک ناو جنگی به نام «یواساس کین» است که کاپیتان آن، فرانسیس سامرفیلد، به دلیل رفتارهای عجیب و غیرقابل پیشبینیاش، توسط افسرانش مورد سوءظن قرار میگیرد. این تنشها زمانی به اوج میرسد که افسر جوانی به نام استیو ماریک، پس از یک درگیری شدید، فرماندهی کشتی را به دست میگیرد و متعاقباً به جرم شورش محاکمه میشود. در طول محاکمه، حقایق پنهانی در مورد کاپیتان فاش میشود که سرنوشت متهمان و عدالت را زیر سؤال میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «تماس» داستان دو زن را روایت میکند که با وجود گذشت ۲۰ سال از یکدیگر، از طریق تلفن قدیمی خانهای در روستا با هم در ارتباط هستند. سو-یئون در سال ۲۰۱۹ و یون-جه در سال ۱۹۹۹ زندگی میکنند. وقتی یون-جه با تلفن قدیمی خانهاش تماس میگیرد، صدای سو-یئون را میشنود که در آینده است. آنها به سرعت دوست میشوند، اما یون-جه متوجه میشود که سو-یئون در کودکی توسط یک قاتل زنجیرهای به نام «باند» کشته شده است. او تصمیم میگیرد با استفاده از اطلاعات آینده، گذشته را تغییر دهد تا سو-یئون را نجات دهد، اما هر تغییری عواقب غیرمنتظره و وحشتناکی به دنبال دارد.
خلاصه داستان: فیلم «اثر پروانهای» داستان مردی جوان به نام ایوان تریبن را روایت میکند که از نظر ژنتیکی دارای قدرت سفر در زمان است. او با بازگشت به گذشته و تغییر رویدادهای کوچک، میتواند آینده را به شکل قابل توجهی تغییر دهد، اما هر تغییری عواقب غیرمنتظره و ویرانگری برای خود و اطرافیانش به دنبال دارد.
خلاصه داستان: فیلم «لیست آرزوهام» (The Bucket List) داستان دو مرد مسن با شرایط زندگی کاملاً متفاوت را روایت میکند. «ادوارد کول» (جک نیکلسون)، میلیاردری خودرای و سلطهگر که تمام عمرش را وقف کار کرده و حالا در بیمارستانش با خبر میشود که سرطان دارد و تنها چند ماه بیشتر زندگی نکرده است. او در اتاق بیمارستان با «کارتر چمبرز» (مورگان فریمن)، مکانیک خودرو و استاد تاریخ که او نیز به سرطان مبتلاست و زمان کمی برای زندگی دارد، هماتاقی میشود. هر دو مرد با پذیرش مرگ قریبالوقوع خود، تصمیم میگیرند تا باقیمانده عمرشان را به انجام کارهایی که همیشه آرزویش را داشتند، اختصاص دهند. آنها فهرستی از آرزوهایشان را تهیه میکنند و با کمک یکدیگر و با پول بیحد و حصر ادوارد، به دنبال ماجراجوییهایی چون دیدن اهرام ثلاثه، رانندگی در پیست فرمول یک، صعود به قله کوه، پرش با چتر و ... میروند. در طول این سفر، دو مرد که در ابتدا هیچ وجه اشتراکی نداشتند، به دوستی عمیقی دست مییابند و درمییابند که چگونه زندگی کردن، مهمتر از چگونه مردن است.
خلاصه داستان: فیلم «The Bunker» در سال 2024 داستان گروهی از سربازان آمریکایی در جنگ جهانی دوم را روایت میکند که در پی حملهای غافلگیرانه، خود را در یک پناهگاه زیرزمینی میبینند. آنها در این مکان محدود و تاریک، علاوه بر نبرد با دشمن، با ترسها و کابوسهای درونی خود نیز دست و پنجه نرم میکنند. فشار روانی ناشی از حبس در پناهگاه، ترس از مرگ و خاطرات گذشته، رفتهرفته روحیهی آنها را تحلیل میبرد و تبدیل به دشمنی خطرناکتر از نیروهای بیرون میشود. در این میان، برای زنده ماندن باید با این نیروهای درونی و بیرونی به نبردی مرگبار بپردازند.
خلاصه داستان: پسران خیابان پال در سال ۱۹۶۹ در بوداپست، در میانه تنشهای سیاسی و اجتماعی جنگ سرد روایت میشود. گروهی از پسران نوجوان در محلهای کارگری به نام پالاستریت، با رهبری کاراکیز، در یک جشنواره فولکلور محلی شرکت میکنند که با ورود یک دختر جوان به نام زسکا و یک توریست آمریکایی، اوضاع پیچیده میشود. این نوجوانان در تلاش برای حفظ دوستیها و ایستادگی در برابر فشارهای بیرونی، درگیر مسائلی چون عشق، حسادت، و وفاداری میشوند. در نهایت، یک تصمیم اشتباه و درگیری با پلیس، سرنوشت آنها را برای همیشه تغییر میدهد و پسران خیابان پال با چالشهای بلوغ و مسئولیت روبرو میشوند.
خلاصه داستان: فیلیپ سیمور هافمن در یک پمپ بنزین در نیومکزیکو با بادیهای موتورسیکلتسواری که در یک مسابقه شرکت کردهاست، مواجه میشود. او که در سفری جادهای به سمت شرق است، با دو دختر جوان که در یک خودروی کوپه هستند، مواجه میشود و در ادامه سفرش با یک زن جوان که در یک دهکده بیابانی زندگی میکند، ملاقات میکند. این ملاقاتها به آرامی به یکدیگر متصل میشوند و خاطرات یک رابطه گذشته را در ذهن بادیهای موتورسیکلتسواری زنده میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «جعبه» (The Box) داستان زوج جوانی به نامهای نورا و آرتور را روایت میکند که در دهه ۱۹۵۰ در آمریکا زندگی میکنند. آنها بهطور ناگهانی با یک پیشنهاد عجیب مواجه میشوند: یک دستگاه جعبهمانند که با فشردن یک دکمه، به آنها یک میلیون دلار پول نقد هدیه میدهد، اما در ازای آن، یک غریبه در جایی از دنیا باید بمیرد. این زوج پس از کشمکشهای فراوان، دکمه را فشار میدهند و پول را دریافت میکنند، اما خیلی زود متوجه میشوند که این تصمیم، آنها را وارد یک کابوس پیچیده و بیپایان کرده است.
خلاصه داستان: داستان در آلمان نازی در جریان جنگ جهانی دوم روایت میشود. لیسل میملینگر دختر جوانی است که پس از مرگ برادرش و تسلیم شدن مادرش به نازیها، توسط خانوادهای در حومه مولکینگ به فرزندی پذیرفته میشود. او در این خانه با پدرخواندهی مهربانش هانس هابرمن که به او خواندن و نوشتن میآموزد، و مادرخواندهی عبوس اما مهربانش روزا، زندگی تازهای را آغاز میکند. لیسل با عشق به کتابها، که از کتابخانهی شهردار و مکانهای دیگر به دست میآورد، دنیای خود را میسازد. اما این عشق، او و خانوادهاش را در معرض خطر قرار میدهد، بهویژه زمانی که یک جوان یهودی به نام مکس ساکامورا در زیرزمین خانهشان پنهان میشود. روابط عمیق لیسل با مکس، دوستش رودی، و همچنین صدای راوی داستان (مرگ) سرنوشت همه را در بحبوحهی جنگ و وحشت نازیها شکل میدهد.