خلاصه داستان: فیلم «The East» در سال ۲۰۱۳، داستانی از جاسوسی و نفوذ در گروههای فعال محیط زیستی را روایت میکند. در این فیلم، سارا (با بازی بری لارسون) به عنوان یک مامور امنیتی خصوصی، ماموریت مییابد تا به یک گروه فعال زیستمحیطی به نام «The East» نفوذ کند. این گروه که توسط بنی (با بازی الکساندر اسکارسگارد) رهبری میشود، در فعالیتهای خود از خشونت نیز استفاده میکند. در طول ماموریت، سارا با چالشهای اخلاقی عمیقی روبرو میشود و به تدریج با اهداف و انگیزههای اعضای گروه همذاتپنداری میکند. او باید بین وفاداری به کارفرمایانش و اصولی که به تازگی کشف کرده، یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: فصل اول سریال در سال 1937 آغاز میشود، جایی که لوئیزا دارل به همراه چهار فرزندش تصمیم میگیرد زندگی در انگلیس را رها کرده و به جزیره کورفو در یونان نقل مکان کنند. این خانواده با وجود مشکلات مالی و اختلافات خانوادگی، در محیط زیبا و بکر جزیره، زندگی جدیدی را آغاز میکنند و با فرهنگ و آداب و رسوم یونانی آشنا میشوند. دارلها با ماجراهای خندهدار و هیجانانگیزی روبرو میشوند که از تفاوتهای فرهنگی و شخصیتهای متفاوت اعضای خانواده ناشی میشود.
خلاصه داستان: فیلم خیاط داستان زنی به نام تیلی دانگت را روایت میکند که پس از سالها دوری از زادگاهش، به نیکولای استرالیا بازمیکند تا انتقامش را از مردمانش بگیرد. او با مهارتهای خیاطی خود لباسهای زیبا و اشرافی میدوزد و با این کار، مردم روستا را مجذوب و سپس نابود میکند. اما در این مسیر، عشق قدیمیاش به نام کلیت وارد داستان میشود و...
خلاصه داستان: در فیلم «جادوی پنهان بورژوازی»، گروهی از دوستان ثروتمند و عیاش به طور مداوم برای شام و معاشرت دور هم جمع میشوند، اما هر بار با موانع عذیبآور و غیرمنتظرهای روبرو میشوند که از رسیدن آنها به غذا و اهدافشان جلوگیری میکند؛ موانعی که گاه در دنیای واقعی و گاه در مرز بین واقعیت و رویا قرار دارند و منجر به موقعیتهای کمدی و سورئال میشوند.
خلاصه داستان: هنرمند فاجعه داستان یک بازیگر مشتاق به نام گرگ سیسترو را روایت میکند که در سال ۲۰۰۳ با پول شخصی خود فیلمی به نام «اتاق» را میسازد که به دلیل بیکیفیتی به شهرتی عجیب و غریب دست مییابد و در نهایت به یک پدیده فرهنگی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: داستان زندگی نوازندهی افسانهای ویولن، نیکولو پاگانینی، را روایت میکند که در اوج محبوبیت و شهرت خود در ایتالیا، با پیشنهادی برای رفتن به لندن و اجرای کنسرتهایی با حمایت مالی لرد بلکوود مواجه میشود. او که به دنبال استراحت و دوری از حاشیههاست، این پیشنهاد را میپذیرد، اما به زودی خود را درگیر ماجرایی پیچیده میبیند که شامل عشق، حسادت، و تهدیدهایی از سوی یک کلیسای محافظهکار است. در این میان، دستیار جوان پاگانینی، اتیین، که عاشق دختری به نام شارلوت است، بهطور ناخواسته درگیر نقشهای خطرناک میشود که میتواند زندگی استاد و آیندهی خودش را برای همیشه تغییر دهد.
خلاصه داستان: فیلم «نجات» (The Deliverance) در سال 2024، داستان خانوادهای به رهبری مادری قوی به نام اِوا را روایت میکند که برای نجات فرزندانش از یک تهدید ماوراءالطبیعه شیطانی که در خانه جدیدشان کمین کرده است، مبارزه میکنند. این خانواده با تاریکی درونی و بیرونی دست و پنجه نرم میکنند و در مییابند که تنها ایمان و عشق آنها میتواند در برابر نیروهای شیطانی که به دنبال نابودیشان است، مقاومت کند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۵۷، زنی به نام بث که به همراه خانوادهاش به شیکاگو نقل مکان کرده، در هیاهوی یک کنفرانس، پسر سه سالهاش بن را گم میکند. این حادثه زندگی خانواده را برای همیشه تغییر میدهد و آنها را وارد مسیری طولانی از جستجو، ناامیدی و رنج میکند. سی و یک سال بعد، نوجوانی به نام سام که در یک خانواده دیگر بزرگ شده، به طور اتفاقی با بث ملاقات میکند و این آغازی است برای کشف حقایق تلخ و شیرینی که سرنوشت این دو خانواده را برای همیشه به هم گره میزند.
خلاصه داستان: فیلم «The Death That Awaits» (مرگی که در انتظار است) داستان یک قاتل زنجیرهای را روایت میکند که پس از سالها فعالیت، تصمیم میگیرد دست از کار بکشد و زندگی آرامی را در کنار همسر و فرزندش آغاز کند. اما گذشته خونین او همچنان او را تعقیب میکند و باعث میشود که برای محافظت از خانوادهاش، دوباره مجبور به استفاده از مهارتهای مرگبارش شود. او در این مسیر با یک رقیب جدید و بسیار خطرناک روبرو میشود که قصد دارد تمام آنچه را که دوست دارد از او بگیرد.
خلاصه داستان: فیلم مرگ استالین (The Death of Stalin) در سال 2017 به کارگردانی آرماندو ایانوچی روایتی سیاه و طنزآمیز از بحران قدرت و رقابتهای خندهدار بین اعضای حزب کمونیست شوروی پس از مرگ ناگهانی یوزف استالین در سال 1953 را به تصویر میکشد. در این اثر، شخصیتهای تاریخی مانند خروشچف، بریا و مالنکوف در حالی که برای تصاحب جایگاه رهبری با یکدیگر رقابت میکنند، با موقعیتهای کمدی و تلخی روبرو میشوند که نشاندهنده ساختار غیرانسانی و پر از تناقض حکومت استالینی است.