خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از دوستان قدیمی در یک جشن تولد گرد هم میآیند. اما زمانی که یکی از آنها به طور مرموزی کشته میشود، گذشته تاریک و اسرار مخفی آنها آشکار میگردد و همگی در یک بازی مرگبار به نام «فقط ما میدانیم» گرفتار میشوند. هر کدام باید راز خود را فاش کنند یا قربانی بعدی باشند.
خلاصه داستان: در داستان "تنهایی"، یک مرد جوان پس از یک حادثه غمانگیز، در یک جزیره بیابان و منزوی گرفتار میشود. او با تنهایی و محدودیتهای موجود، تلاش میکند تا زندگی خود را حفظ کند و راهی برای فرار از این وضعیت پیدا کند. در طول این ماجرا، او با چالشهای روانی و جسمی روبرو میشود و با خاطرات و احساسات گذشتهاش درگیر میگردد. این فیلم به به تصویر کشیدن مبارزه انسان با تنهایی و تلاش برای بقا در شرایط سخت میپردازد. "تنهایی" یک داستان هیجانانگیز و احساسی است که به مخاطب فرصت میدهد تا به دنیای درونی شخصیت اصلی و رشد و تغییرات او در طول زمان نگاهی بیندازد.
خلاصه داستان: در یک دوران سیاسی بحرانی، یک گروه از افسران نظامی آمریکایی در یک ماموریت سری با هدف جلوگیری از یک حمله هستهای قرار میگیرند. در طول ۱۳ روز و ۱۳ شب، آنها با چالشهای غیرقابل پیشبینی و تصمیمات سخت روبرو میشوند که میتوانند سرنوشت جهان را تغییر دهند. این فیلم بر اساس واقعیت تاریخی بحران موشکی کوبا ساخته شده و به بهترین شکل ممکن، تنش و درامای آن روزها را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال 2025، در جنگلهای دوردست شمالی کانادا، یک گروه از جنگجویان نیروی ویژه در حال انجام ماموریت سری برای ردیابی یک تیم منفجرکننده میباشند. با وقوع یک حمله غافلگیرانه، آنها در معرض تهدید یک دشمن ناشناس قرار میگیرند و برای بقا در یک محیط خطرناک و طبیعت سخت، مجبور به اتکا به هم و مهارتهای خود میشوند. در حالی که زمان در حال سپری شدن است و امید به نجات کمتر میشود، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا میتوانند به دشمن غیرقابل پیشبینیای که در سایههای جنگل پنهان شده، غلبه کنند.
خلاصه داستان: در داستان «خَرگوش»، یک مرد جوان به نام «آرش» پس از مرگ ناگهانی همسرش «مینا»، به دنیای خیالپردازی واقعیاش پناه میبرد تا با مرگ او کنار بیاید. او خرگوشی را به عنوان یادگاری از او نگه میدارد و با او صحبت میکند. اما این خرگوش به یک موجود مرموز و خطرناک تبدیل میشود که آرش را به سمت دیوانگی و خشونت سوق میدهد. آرش باید تصمیم بگیرد که آیا واقعیت را پذیرفته و با غم خود کنار بیاید یا در دام خیالات خود گیر بکند.
خلاصه داستان: داستان درگیریهای خونین بین خانوادههای متخاصم در یک روستای کوچک در اسپانیا در دهه ۱۹۵۰ روایت میشود. پس از مرگ یکی از اعضای خانوادهها در یک حادثه مرموز، دو خانواده درگیر خشونت و انتقام میشوند. روایت از زاویه دید چندین شخصیت مختلف، از جمله اعضای خانوادهها و افرادی که درگیر جنگ هستند، ارائه میشود. در حینی که خشونت و خونریزی ادامه مییابد، روابط انسانی و عواطف پنهان در پس این درگیریها آشکار میشود.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک موجود مرموز و خطرناک به زمین حمله میکند و شهرها را به آتش میکشد. گروهی از افراد معمولی مجبور میشوند با هم متحد شوند تا از این تهدید جانگریز جان سالم به در ببرند. در حالی که زمان در حال تمام شدن است، آنها باید راز این موجود مرگبار را کشف کنند و راهی برای نجات جهان پیدا کنند.
خلاصه داستان: با شکستن سکوت در خیابانهای براونزویل، یک دختر جوان در سال 1980 میلادی با خشونتهای روزمره و تنگناهای اجتماعی دست و پنجه نرم میکند تا رویای خود را در دنیای موسیقی پاپ محقق کند.
خلاصه داستان: They Look Like People داستان مردی به نام ویتی است که شبها از کابوسهایی رنج میبرد که در آن انسانها تبدیل به موجودات خطرناکی شدهاند. ویتی تصمیم میگیرد به خانه دوست قدیمیاش کریستوفر برود و در آنجا زندگی کند. کریستوفر در حال آمادهسازی برای ازدواج با دختری به نام سام است و ویتی به او کمک میکند. اما ویتی شروع به شک کردن دربارهٔ اینکه آیا کریستوفر و سام واقعاً انسان هستند یا خیر، میکند. ویتی شروع به تستهایی بر روی کریستوفر میکند و او را به یک اتاق زندانی میکند. در نهایت، ویتی متوجه میشود که کریستوفر و سام واقعاً انسان هستند و او خودش دچار یک بیماری روانی شده است.
خلاصه داستان: یک زوج جوان در حال تلاش برای حفظ رابطهشان هستند، اما زمانی که همسر مرد به طور مرموزی ناپدید میشود، همسر زن به دنبال رازهایی میرود که میتوانند همه چیز را تغییر دهند. در حالی که او به دنبال حقیقت است، متوجه میشود که عشق و اعتماد ممکن است پیچیدهتر از آن باشند که تصور میکرده است.