خلاصه داستان: در سال 2025، در مرز بین المللی یک رویداد مرموز رخ میدهد که منجر به مرگ یک شخص میشود. این حادثه به یک تحقیق پیچیده در زمینه جرایم مرزی و توطئههای بینالمللی تبدیل میشود. داستان در حالی رخ میدهد که ماموران امنیتی و پلیس مرزی با یکدیگر همکاری میکنند تا راز مرگ در مرز را کشف کنند. با پیشرفت تحقیقات، تاریکترین اسرار و توطئههایی در زمینه قاچاق و جاسوسی آشکار میشود.
خلاصه داستان: در یک هتل قدیمی و مرموز، یک گروه از دزدان طلاقسرا حمله میکنند و تصمیم به سرقت یک شبکه گرانقیمت از جواهرات از یک خانواده ثروتمند دارند. اما در حین سرقت، آنها به طور ناخواسته یک موجود مرموز و خطرناک را آزاد میکنند که باعث میشود همه ساکنان هتل در معرض خطر قرار گیرند. این موجود، که به عنوان یک انگل تاریک شناخته میشود، قدرت تبدیل انسانها به موجودات خونآشام و خشمگین را دارد. در حالی که گروه دزدان و خانواده در تلاش برای نجات جان خود هستند، آنها متوجه میشوند که تنها راه نجات از این شبکه مرگبار، مواجهه با انگل تاریک و پیدا کردن راهی برای نابودی آن است.
خلاصه داستان: در "کوکائین شارک"، یک شارک خطرناک در اثر مصرف مواد مخدر به یک هیولای خشمگین و غیرقابل کنترل تبدیل میشود. این جانور خطرناک در دریای شهری مخفی شده و شروع به حمله به مردم و تخریب اماکن عمومی میکند. در حالی که مقامات محلی تلاش میکنند این تهدید را مهار کنند، یک گروه از جوانان شجاع به جستجوی راهی برای نابودی این شارک خطرناک میپردازند. در این بین، رازهایی در مورد منشأ واقعی این شارک و ارتباط آن با یک شبکه قاچاق مواد مخدر بیرون میآید که باعث میشود وضعیت بسیار پیچیدهتر از آنچه در ابتدا به نظر میرسید، شود.
خلاصه داستان: در داستان "بیا با من"، یک زوج جوان در روز عروسی خود تصمیم میگیرند تا ازدواجشان را به صورت سنتی و در محیطی خانوادگی برگزار کنند. اما پدر عروس، که از سیاستهای سنتی خشمگین است، به طور غیرمنتظرهای در مراسم حضور مییابد و با ورودش، فضای مراسم بهم میریزد. این ورود ناگهانی باعث بروز درگیریهای خانوادگی و کشف رازهایی میشود که زوج جوان تا به حال از آنها بیخبر بودهاند. در حین این اتفاقات، روابط خانوادگی آزمایش میشوند و تصمیماتی که زوج جوان در مورد آینده خود گرفتهاند، به چالش کشیده میشوند.
خلاصه داستان: یک زوج جوان در روز کریسمس با یکدیگر قرار میگذارند و تصمیم میگیرند تا تعطیلات را با هم سپری کنند. اما این تعطیلات به یک سری ماجراهای طنز و عاشقانه تبدیل میشود که باعث میشود روابط آنها به چالش کشیده شود.
خلاصه داستان: یک گروه از جوانان در یک روستای کوچک در جنوب ایران به دنبال کسب درآمد از طریق تولید زغال چوب هستند. آنها با استفاده از منابع طبیعی موجود در منطقه، به تولید زغال چوب میپردازند. اما این فعالیت به تدریج منجر به آتشسوزی در جنگلها و تخریب محیط زیست میشود. در این بین، یکی از اعضای گروه با تغییر در نگرش و آگاهی از عواقب این فعالیت، تصمیم به دستیابی به راهکارهای جایگزین و حفظ محیط زیست میگیرد.
خلاصه داستان: در سال 2005، در منطقه ساحلی واراناسی، یک مهاجر سریلانکی به نام شیو (پرابهآس) با خانوادهاش در یک کمپ موقت زندگی میکند. او پس از مرگ پدرش، به عنوان سرپرست خانواده برمیگردد و با کمک به مهاجران دیگر، به مبارزه علیه یک باند محلی میپردازد تا حقوق آنها را تضمین کند. در این بین، روابط خانوادگی و عشقی او با زنان مختلف، از جمله خواهر ناتنیاش و یک دختر محلی، دچار پیچیدگی میشود. در نهایت، شیو با شجاعت و ایثارگری، نه تنها خانوادهاش را نجات میدهد، بلکه آزادی کمپ را نیز تضمین میکند.
خلاصه داستان: در یک آینده نزدیک، زمین با یک خطر جدی مواجه میشود: خورشید به شدت گرم میشود و زندگی روی سیاره را به خطر میاندازد. در این شرایط، یک گروه از افراد در تلاش برای نجات جان خود و یافتن یک پناهگاه امن هستند. آنها باید با شرایط سخت اقلیمی و تنشهای روانی درونی خود مقابله کنند تا بتوانند به نقطه امیدی برسند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک جاسوس سابق و یک جراح مغز درگیر یک شبکه جهانی فساد میشوند که با استفاده از تکنولوژی پیشرفته، ذهن افراد را کنترل میکند. آنها باید با هم کار کنند تا این شبکه خطرناک را خنثی کنند و جهان را از تسلط آن نجات دهند.