خلاصه داستان: «خانه کاغذی»، داستان خانواده ای همه چیز تمام است که همه حسرت آن ها را می خورند. اما یک سوء تفاهم کافی است تا زندگی رویاییشان نابود شود و حالا آن ها باید همه داشته و نداشته خود را به خطر بیندازند.
خلاصه داستان: یک رابطه خانوادگی؛ فیلمی رمانتیک کمدی به کارگردانی ریچارد لاگراونیس است. روایتگر داستان دختر جوانی به نام زارا با بازی جویی کینگ است که دستیار یک بازیگر مشهور به نام کریس کول با بازی زک افرون است. او به دلیل غرور و تکبر کریس کول از او متنفر است؛ اما همهچیز وقتی برای او بدتر میشود که زارا متوجه میشود که کریس و مادرش عاشق یکدیگر شدهاند…
خلاصه داستان: باکی هانما در برابر کنگان آشورا؛ انیمه ای اکشن به کارگردانی توشیکو هیرانو است. دو مبارز برجسته، با مهارتها و تکنیکهای خاص خود، در مقابل یکدیگر قرار میگیرند…
خلاصه داستان: بوی هوود یا پسرانگی فیلمی درام حماسی به نویسندگی و کارگردانی ریچارد لینکلیتر و بازی پاتریشا آرکت، الار کولترین، لورلای لینکلیتر و ایتن هاک است. این فیلم بهطور مداوم در یک دورهٔ دوازدهساله با فیلمبرداری از الار کولترین که از کودکی به بزرگسالی میرسید، ساخته شدهاست. فیلمبرداری این فیلم در تابستان ۲۰۰۲ شروع و در اکتبر ۲۰۱۳ به پایان رسید. فیلم روایتگر داستان زندگی مرد جوانی بنام “میسون” از سن 5 تا 18 سالگی می باشد...
خلاصه داستان: یک زن قهرمان سابق بوکس را دنبال می کند که اکنون به عنوان معلم جایگزین دبیرستان کار می کند و چگونه پس از مشاهده خشونت غیرقابل تحمل، تصمیم می گیرد عدالت را با مشت های خود به دست بگیرد.
خلاصه داستان: آیزک که سال ها پیشخدمت کشتی ها بوده است، به دلیل بیماری همه گیر بیکار می شود و در نهایت در شیفت شب در هتلی شغل پیدا می کند. با این حال، چه کسی می داند که در شب اول آیزک چه اتفاقی می افتد.
خلاصه داستان: داستان فیلم در مورد یک آشپز خیابانی و رقیب اصلی او یک سرآشپز معروف میباشد که در فرانسه آموزش دیده است. آن ها هنگام آماده شدن برای یک مسابقه آشپزی مشه ور در جهان، متوجه میشوند که مشترکات زیادی با یکدیگر داشته و...
خلاصه داستان: یک وکیل با سابقه نظامی به نام مکس، گروهی از خلافکاران که همسرش را به طرز وحشیانهای در یک اقدام خشونتآمیز به قتل رسانده و دخترش را نیز ربودهاند، برای گرفتن انتقام تعقیب میکند و…
خلاصه داستان: عزرا؛ فیلمی کمدی درام به کارگردانی تونی گلدوی است. مکس، کمدینی است که به همراه همسر سابقش جنا، فرزند مبتلا به اوتیسمشان به نام عزرا را به صورت مشترک سرپرستی میکنند. در مواجهه با تصمیمات حیاتی درباره آینده عزرا، مکس و عزرا به یک سفر جادهای در سراسر کشور میروند که زندگی آنها را تغییر میدهد…