خلاصه داستان: "دوباره عاشق شدن" داستان ژو میان رو روایت میکنه که شش سال پیش توی مراسم عروسیش کنار دریا، از طرف نامزدش لو یونکای به شکل تحقیرآمیزی ترک میشه. بعد از افتادن توی دریا، مای کِه نجاتش میده و ژو میفهمه که لو یونکای با مرگ والدینش ارتباط نزدیکی داره. اون با مای کِه یه "اتحاد قربانیان" تشکیل میده و تصمیم به انتقام میگیره. شش سال بعد، ژو میان با هویت یه طراح بینالمللی معروف به اسم هه اِرشین به یه خیریه داخلی برمیگرده و مستقیم با لو یونکای روبهرو میشه. لو که شک داره هه اِرشین همون ژو میانِ بهظاهر مرحومشه، مدام امتحانش میکنه. ژو هم کوتاه نمیاد و با جسارت وارد شرکت ووشینِ لو میشه. این زوج جعلی برای کشف رازای همدیگه نقشه میکشن و وسط این بازی، انقدر با هم صمیمی میشن که نزدیک میشه رابطهشون واقعی بشه. ژو میفهمه که لو توی این شش سال هیچوقت از پیدا کردنش دست نکشیده. بعداً معلوم میشه که ماجراهای تصادف کارخانه اسباببازی والدین ژو پیچیدهتر از این حرفاست و مای کِه با ترفندای کثیف سعی داره ژو رو علیه لو بشورونه.
خلاصه داستان: "رویای بلند" داستان چند دانشآموز دبیرستان هنرهای نمایشی کیرین رو روایت میکنه که میخوان به ستارههای کیپاپ تبدیل بشن. توی فصل اول، گو هه-می، یه دختر مغرور که آرزوی خواننده شدن داره، با سونگ سام-دونگ، یه روستایی با استعداد طبیعی، و کیم پیل-سوک، دختری خجالتی که اضافهوزن داره، همراه میشه. این سه به همراه جین-گوک، یون بک-هی و جیسون، زیر نظر معلماشون مثل کانگ اوه-هیوک و یانگ جین-مان، با رقابت و دوستی روبهرو میشن تا رویاهاشون رو بسازن. توی فصل دوم، مدرسه کیرین که دیگه افت کرده، با یه گروه جدید از دانشآموزا مثل شین هه-سونگ و جین یو-جین دوباره جون میگیره و با قانونای جدید صنعت سرگرمی میجنگن. این سریال پر از موسیقی، درام جوونی و لحظههای الهامبخشه که رشد و عشق رو نشون میده.
خلاصه داستان: "رویاهاتو به چینگ برگردون" داستان شو چیانگوی رو روایت میکنه، یه کارمند معمولی از قرن بیستویکم که توی شهر ممنوعه گم میشه و یهو خودش رو توی سلسله چینگ، زمان امپراتور کانگشی، پیدا میکنه. اونجا با سیزدهمین شاهزاده، یین شیانگ، که گرم و صمیمیه، چهاردهمین شاهزاده، یین تی، و چهارمین شاهزاده، یین ژن، روبهرو میشه و توی درگیریهای سیاسی قصر قاطی میشه. شو که با ایدهها و رفتارای مدرن خودش حسابی به چشم میاد، کمکم دلش پیش یین شیانگ گیر میکنه، ولی باید بین عشقش و راهی که تاریخ براش تعیین کرده، انتخاب کنه. این سریال که از رمان "رویاهاتو به چینگ برگردون" نوشته جین زی اقتباس شده، پر از فانتزی، عاشقانه و پیچشهای تاریخیه.
خلاصه داستان: "ماجرای دوریان" داستان دو زن از یه خانواده اشرافی توی دوره چوسان رو روایت میکنه که با سفر تو زمان به سال ۲۰۲۳ میرسن. این دو، دو ری-آن و سو-جو، که مادرشوهر و عروس هستن، توی یه مهمانی بزرگ توی ویلای خانواده دان موقع یه ماهگرفتگی پیداشون میشه. اونا با بک دو-یی، رئیس یه شرکت بزرگ، و مردای پولدار خانواده دان روبهرو میشن و یه داستان عجیب و قشنگ بین زمان و مکان شکل میگیره. دو ری-آن که از بیرون آروم و مهربون به نظر میاد، روحیه قویای داره، و سو-جو هم با گذشته دردناکش وارد این ماجرا میشه. این سریال که یه فانتزی دراماتیک عاشقانهست، پر از پیچشهای احساسی و تضاد بین دنیای قدیم و امروزه.
خلاصه داستان: "عجیب! سرآشپز مون" داستان مون سونگ-مو رو روایت میکنه، یه سرآشپز معروف که بعد از مرگ ناگهانی پدر و مادرش توی آتیشسوزی، به دهکده سئوها میره. اونجا که زندگیش آروم پیش میره، یهو با یو یو-جین، یه طراح مد معروف که به اسم یو بلا کار میکنه، روبهرو میشه. یو-جین بعد از یه تصادف ماشین حافظهش رو از دست داده و توی سئوهها رفتارای عجیب و غریبش بهش لقب "یوبیولنا" (یعنی "چه عجیبه") رو میده. سونگ-مو که اول از دست این مهمون ناخونده شاکیه، کمکم با عشق یو-جین به غذا دوباره به آشپزی و زندگی امیدوار میشه. این سریال که یه کمدی رمانتیک شفابخشه، پر از لحظههای گرم و طنزه که گذشته این دو رو به عشقشون گره میزنه.
خلاصه داستان: "تارهای دروغ" داستان یه خانواده رو روایت میکنه که بعد از خودکشی ناگهانی دختر کوچیکشون، چئون-جی، توی شوک و سردرگمی میمونن. مادرش، هیون-سوک، و خواهر بزرگترش، مان-جی، نمیدونن چرا این اتفاق افتاده، چون چئون-جی همیشه شاد و مهربون به نظر میرسید. وقتی هیون-سوک یه نوار کاست از چئون-جی پیدا میکنه، میفهمه که دخترش توی مدرسه اذیت میشده و این راز رو با یه لبخند پنهون کرده بود. مان-جی که خودش یه مادر تنهاست، با حس گناه و خشم دنبال حقیقت میگرده و با دوستای چئون-جی حرف میزنه تا بفهمه چی بهش گذشته. این فیلم که از رمان "Elegant Lies" نوشته کیم ریونگ-هی اقتباس شده، پر از درام خانوادگی، احساس و نگاهی عمیق به زورگویی و دروغای زیر پوسته زندگی روزمرهست.
خلاصه داستان: "زوج اورژانسی" داستان اوه چانگ-مین و اوه جین-هی رو روایت میکنه، دو تا جوون که عاشق هم میشن و علیرغم مخالفت خانواده چانگ-مین که یه خاندان پزشکی معروفن، ازدواج میکنن. چانگ-مین پزشکی رو ول میکنه و فروشنده دارو میشه، ولی عشقشون دوام نمیاره و بعد از یه سال طلاق میگیرن. شش سال بعد، جین-هی که حالا رزیدنت پزشکی شده، توی بخش اورژانس بیمارستان با چانگ-مین که اونم برگشته به پزشکی و رزیدنت شده، روبهرو میشه. این دو که هنوز از هم دلخورن، مجبورن زیر نظر رئیس سختگیرشون، گوک چئول-هی، با هم کار کنن. توی این موقعیتای پراسترس اورژانس، کمکم حسای قدیمیشون برمیگرده و با یه مثلث عشقی با گوک چئول-هی روبهرو میشن. این سریال پر از طنز، درام پزشکی و عاشقانهست.
خلاصه داستان: "اعلام وضعیت اضطراری" داستان یه هواپیمای مسافربری رو روایت میکنه که توی پرواز از اینچئون به هاوایی با یه تهدید بیوتروریستی روبهرو میشه. جائه-هیوک، یه کارآگاه که زنش توی این پروازه، با ترس از هواپیما سوار میشه و وقتی یه مسافر مشکوک میمیره و بقیه مریض میشن، میفهمه یه ویروس مرگبار پخش شده. توی زمین، وزیر حملونقل و گروه ضربت سعی میکنن هواپیما رو نجات بدن، ولی کشورها نمیذارن توی فرودگاهاشون بشینه. کاپیتان و خدمه با یه موتور خراب و سوخت کم، باید یه معجزه کنن. جائه-هیوک با همکاری خلبان و یه مسافر دیگه، دنبال راهی برای زنده موندن میگرده، در حالی که توی زمین، رئیسجمهور و مردم با تصمیمای سخت روبهرو میشن. این فیلم پر از اکشن، تعلیق و درام انسانیه که انتخاب بین زندگی و مرگ رو نشون میده.
خلاصه داستان: "برخورد" داستان چا سو-هیون رو روایت میکنه، دختری از یه خانواده سیاسی که بعد از یه ازدواج بدون عشق با پسر یه خانواده پولدار—که فقط به نفع پدر سیاستمدارش بوده—طلاق میگیره. اون که همیشه زندگیش رو بقیه کنترل کردن، توی یه سفر کاری به کوبا با کیم جین-هیوک، یه پسر ساده و آزاد که با شغلای پارهوقت زندگیش رو میچرخونه، آشنا میشه. این دو که انگار هیچ نقطه مشترکی ندارن، با یه برخورد اتفاقی به هم نزدیک میشن و تصمیم میگیرن یه زندگی معمولی رو کنار بذارن تا با هم باشن. وقتی برمیگردن کره، سو-هیون مدیرعامل هتلی میشه که جین-هیوک اونجا کار میکنه و رابطهشون با فشارای اجتماعی و خانوادگی آزمایش میشه. این سریال پر از عاشقانه، درام و لحظههای لطیفه که با فیلمبرداری قشنگ توی کوبا و کره قاطی شده.
خلاصه داستان: "عشق بیپایان" داستان کمال سویدِره رو روایت میکنه، یه دانشجوی مهندسی معدن از یه خانواده معمولی که توی یه اتوبوس با نیهان سزین، دختری از یه خانواده ثروتمند، آشنا میشه. این دو عاشق هم میشن، ولی تفاوت طبقاتیشون و مخالفت خانوادشون همهچیز رو سخت میکنه. وقتی اِمیر کوزجواوغلو، یه تاجر بیرحم و ثروتمند، وارد زندگی نیهان میشه و اونو با تهدید مجبور به ازدواج میکنه، عشق کمال و نیهان نابود میشه. کمال که قلبش شکسته، شهر رو ترک میکنه و سالها بعد بهعنوان یه مهندس موفق برمیگرده. اون میفهمه نیهان هنوز عاشقشه، ولی اِمیر با نقشههای شیطانیش نمیذاره اونا به هم برسن. این سریال پر از درام عاشقانه، انتقام و پیچشهای احساسیه که عشق واقعی رو توی بدترین شرایط نشون میده.