خلاصه داستان: قدیر، عمر، آسیه و امل، چهار خواهر و برادر که بشدت بهم وابسته هستند طی ماجراهایی هم پدر و هم مادر خودشون رو از دست میدن. در این دنیای به این بزرگی جز پناه بردن به همدیگه هیچ کاری نمیتونستن بکنن و هیچکسی نبود که ازشون حمایت کنه. تا این که درهای دانشکده ای که عاکف(کسی که مسبب تمام این اتفاقات بود) رئیسش بود به روی اون ها باز شد. درهای دنیایی که ثروتمند و فقیر، مظلوم و ظالم راه هایشان با هم تلاقی میکرد. در این بین قدیر تنها تلاشش این بود که از برادر و خواهرانش محافظت کند و آن ها را یکجا نگه دارد…
خلاصه داستان: این سریال ترکیه ای در جشنواره های مختلف در 14 رشته نامزد شد. داستان این سریال از این قرار است که دو مرد جوان بدون آنکه بدانند با هم برادرند در آکادمی پلیس مشغول تحصیل هستند. یکی از این دو برادر در بخش جرایم عمد و قاچاق مشغول است که باعث اخراج برادرش می شود.
خلاصه داستان: نفرین؛ سریالی کمدی ساخته نیتان فیلدر و بنجامین سفدی است. داستان در مورد زوجی به نام ویتنی و اشر است که در شبکه اچجیتیوی برنامهسازی میکنند اما موفق به جذب بیننده نمیشوند…
خلاصه داستان: درست پس از اینکه جراح قفسه سینه دکتر شیا برای درمان یک بیمار اورژانسی فراخوانده شد، یک شیوع ویروس ناشناخته بیمارستان را مجبور به قرنطینه کرد و شیا را همراه با صدها ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی، بیمار و خانواده هایشان به دام انداخت.
خلاصه داستان: نابرابری، بی عدالتی و درخواستهای دنیا ما برای خیلیها استرس و افسردگی به همراه دارد. در این میان برخی از آنها دست به کارهای عجیبی می زنند. فیلم داستان این انسانهاست. انسانهایی که در برابر رویایی با حقیقت آسیب پذیر بوده و ناگهان دست به کارهایی غیر قابل پیشبینی می زنند...
خلاصه داستان: داستان درمورد پسر بچه غیر عادی هست که مادر او تمام تلاشش را می کند تا به او کمک کند اما تنهایی از عهده ی این کار بر نمی آید برای همین از همسر سابقش میخواهد که به او کمک کند...
خلاصه داستان: داستان فیلم در مورد زنی است که احساس می کند پسر 9 ساله اش را گم کرده است، در حالی که تمام اطرافیان حتی شوهرش وجود فرزند او را انکار می کنند و بر این باورند که او این بچه را در خیالات خود ساخته است...
خلاصه داستان: پروژه فلوریدا، یک فیلم درام به کارگردانی شان بیکر و نویسندگی مشترک او و کریس برگوچ، اثری است که ویلم دفو به واسطه ایفای نقش در آن، نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل مرد اسکار شد. داستان فیلم حول تعطیلات تابستانی در متلی در کالیفرنیا، نزدیک پارک دنیای والت دیزنی میگذرد. مونی (بروکلین پرینس) تابستان خود را به همراه دوستانش که بچههایی ساکن متلهای اطراف هستند به اکتشاف محیط اطراف، طبیعتگردی و شیطنتهای روتین بچگانه میگذراند. هیلی، مادر جوان مونی (بریا وینیتی)، برای پرداخت اجاره اتاق خود در متل به دنبال کار میگردد و بابی (ویلم دفو) مدیر اجرایی هتل، حسابی هوایشان را دارد. فیلم در همین گذران تابستان، تلاش هیلی برای جور کردن پول، بازیهای مونی و دوستانش و گیر و گرفتاریهای بابی طی میشود…
خلاصه داستان: «جک کامبل» مردی است مجرد و معتاد به کار، که این بخت و فرصت در اختیارش گذاشته می شود تا ببیند اگر در کنار «کیت»، نامزد قدیمی اش می ماند، چه زندگی ای داشت
خلاصه داستان: 26 نفر برای انجام یک تست روانشناسی برگزیده شده اند تا در نقش نگهبانان و زندانی ها در یک زندان ظاهر شوند. اما این آزمایش خیلی زود از کنترل خارج می شود…